جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
عقب نشینی تاکتیکی و سنگربندی جدید در دستور کار افراطیون و سهم خواهان وطنی
از زمانی که آقای روحانی نیویورک را ترک کرد اصولگرایان افراطی سعی برآن داشتند که از اساس مانع هر نوع مذاکره مستقیم با امریکا شوند لیکن اراده نظام با خواست ایشان هم راستا نبوده و انجام مذاکرات مستقیم پیش از انتخابات24خرداد(در کشور عمان)بر چنین گمانی صحه میگذارد.
مذاکرات طرفین که در نهایت به امضاء توافقنامه موقت هسته ای انجامید به صرف “محرمانه بودن”فرصتی برای منتقدین روحانی فراهم کرد که با بی توجهی به اظهارات خودی ها به نطقهای سیاسیون امریکایی و رسانه های صهیونیستی استناد کرده و بی مهابا به شبهه افکنی روی آورده و توپخانه رسانه های زنجیره ای را به سوی لژیونرهای تیم هسته ای نشانه روند.
ایشان با طرح موضوع “عدم به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی توسط امریکایی ها” سعی کردند نامه رئیس جمهور خطاب به رهبری را زیر سوال آورده و اظهارات جواد ظریف مبنی براینکه: ” لفاظی های بی اساس امریکایی ها خطاب به افراطیون داخلی و بمنظور خواباندن صدای صهیونیستها است” مورد تشکیک قرار دادند و عملا قَسمهای هیئت ایرانی را با دم خروسی که امریکایی ها نشانشان دادند, نادیده گرفتند.
مانور تبلیغاتی و تخریبی افراطیون حتی با نطق اوباما مبنی بر اینکه ” اگر نیتوانست, پیچ و مهره تجهیزات هسته ای ایران را یک به یک باز میکرد اما چنین خواستی شدنی نیست” (نقل به مضمون)ایشان را قانع نکرد و همچنان سعی بر بی اعتبار کردن تیم تدبیر و امید نمودند.
لیکن صحبتهای اخیر وندی شرمن و اعتراف به اینکه در نهایت غنی سازی در خاک ایران به رسمیت شناخته خواهد شد کار را برای منتقدین دولت روحانی سخت و ایشان را وادار به تغییر تاکتیک و فرار رو به جلو نمود.
نهایی شدن مذاکرات هسته ای در آینده ای نه چندان دور و تحقق پیش بینی های تیم روحانی میتواند به رفع تدریجی تحریمها و در ادامه به حصول موفقیت های نسبی دولت در سایر عرصه ها از جمله تنگناهای اقتصادی و غیره بینجامد و در اینصورت حامیان و مرتبطین سابق دولت احمدینژاد هیچ حرفی برای گفتن نخواهند داشت و به احتمال قریب به یقین در انتخابات آتی مجلس نیز حتی حمایت 4 میلیون نفری قبلی را نداشته و از میدان رقابت حذف خواهند شد.
با درک واقعیتهای فوق و امکان نهایی شدن مطلوب مذاکرات هسته ای, منتقدین دولت احساس خطر کرده و در حرکتی پیش دستانه تحرکاتی قابل تامل آغاز کرده اند.در این راستا روزنامه های زنجیره ای بصورت گسترده خبر ذیل را [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] کردند:
وقتی مذاکرات هستهای به نتیجه رسید بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آمریکاییها سراغ کدام بازی خواهند رفت؟
در بخشی از مقاله آمده است: صورت مساله را باید درست دید. یکی از اشتباهترین تحلیلهای ممکن این است که کسی تصور کند اکنون دعوا بر سر موضوع هستهای است. هم آمریکاییها و هم طرفهای متعددی در داخل، ولو نمیگویند اما کاملا در این باره به جمعبندی رسیدهاند که مساله هستهای صرفا گام اول است و به مثابه سکویی برای گامهای بعدی که همه آنها در محیط سیاست داخلی ایران بویژه انتخابات مجلس و خبرگان تعریف میشود، عمل خواهد کرد و این هدف، یعنی تغییر دادن معادله قدرت در ایران برای آمریکاییها آنقدر مهم است که برای رسیدن به آن حاضر خواهند بود در موضوع هستهای عمیقا متفاوتتر از آن چیزی رفتار کنند که تاکنون پنداشته میشده است.
تغییر دادن معادله قدرت در ایران به نفع غربگرایان، اخراج جریان انقلابی از صحنه سیاسی کشور، آراستن فضا برای حمله همهجانبه به آرمانهای اصلی انقلاب و اجتماعیکردن خط سازش، آنقدر برای آمریکاییها اهمیت دارد که مسائل تکنیکال و مذاکراتی در اینباره که با برنامه هستهای ایران چه باید کرد، به مرتبه سوم و چهارم اهمیت منتقل میشود. مساله دارای اهمیت درجه اول این نیست که برنامه هستهای چگونه باید متوقف شود، بلکه مساله این است که چگونه معاملهای با کدام زمانبندی باید شکل بگیرد تا جریان غربگرا در ایران بتواند بیشترین استفاده را از آن ببرد.تاکتیک جدید افراطیون به گونه ای است که از این پس نه تنها “شکستها” بلکه موفقیتهای تیم روحانی را نیز به باد انتقاد گرفته و مورد تشکیک قرار خواهند داد.
با چنین رویکردی تمامی “بُردهای تیم روحانی” دست آوردی حاصل از مساعی لژیونرهای تدبیر و امید شناخته نخواهد شد و به تعبیر ایشان “سرمایه گذاری غرب” برای تقویت جایگاه نیروهای لیبرال و استیلای ایشان بر نیروهای ارزشی قلمداد خواهد شد.چنین خطری وجود دارد که مبارزه بر علیه روحانی را به تمامی زمینه های اصلاحات ساختاری تعمیم داده و گام به گام او را رصد کرده و مزاحمت ایجاد کنند و برای حفظ موجودیت جناحی خود همواره از این که “دشمن پشت پرده است ” به مواجهه و پروپاگاندا بپردازند.
بنا به مفروضات فوق تعجبی نخواهد داشت که هر گونه سرمایه گذاری خارجی(بخوانید غربی)به مثابه ورود اسب تروای امریکایی تعبیر شده و نرمشهای قهرمانانه را مصادیقی از سازشکاریهای خائنانه معرفی کنند.
آنچه در این دعواها به خطر می افتد “منافع ملی” است
[ad_2]




