جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
*عفّــــــــت*
عفّــــــــت
قال على (عليه السلام) : «تَمامُ الْعَفافِ اَلرِّضا بِالْكَفافِ». (239)
حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد: «كمال عفت اين است كه انسان به آنچه كه دارد راضى باشد».
عفّت در لغت به معناى خوددارى و امتناع است (240) و در اصطلاح به معناى خوددارى از شهوت رانى حرام است.
راغب در مفردات مى گويد: «العِفَّةُ حُصولُ حالَة لِلنَّفْسِ تَمْتَنِعُ بِها عن غَلَبَةِ الشَّهْوَةِ، وَالمُتَعَفِّفُ، المُتَعاطِى لِذلِكَ بِضَرْب مِنَ المُمارِسَةِ وَالقَهْرِ وَأصْلُه الاقْتِصارُ على تَناوُلِ الشَّىءِ القَليلِ; عفت، بوجود آمدن حالتى براى نفس انسان است كه او را از غلبه يافتن شهوت حفظ مى كند و عفيف كسى است كه اين حالت را بر اثر تمرين و تلاش بدست مى آورد و ريشه آن اكتفا كردن بر استفاده از امكانات كم است». (241)
در ميان علماى علم اخلاق معروف است كه اخلاق فضيلت ميانه و معتدلى است بين افراط و تفريط اخلاقى كه رذيله هستند. آنها براى اخلاق معتقد به چهار خلق اصلى هستند كه عبارتند از: شجاعت، عفّت، حكمت و عدالت كه اساس و پايه تمام علم اخلاق است، پس عفّت فضيلت و حدّ اعتدال قوّه شهويّه است آن هم به معناى عام كلمه كه هر جاذبه اى را نسبت به چيزى قوّه شهويّه مى گويند مانند جاذبه مال، مقام، شهوت جنسى و غيره كه اگر از حد بگذرد، حرص است و اگر به حدّ اعتدال نرسد، تنبلى و ركورد است و اگر حدّ اعتدال باشد عفاف است.
مى گويند ثروتهاى دنيا در سه مرحله مصرف مى شود:
اوّل: ضرورتهاست كه حداقل ضروريات زندگى لباس، غذا، و مسكن است.
دوم: مسير رفاهى است كه مقدارى از مرحله اوّل بالاتر است.
سوم: شهوت و هوسهاست، آمار نشان مى دهد كه قسمت عمده اموال دنيا در اين مرحله مصرف مى شود.
اگر زندگى كسى مرحله اوّل باشد بارش سبك است و اگر دومى و معتدل باشد عفيف است و اگر به مرحله سوم رسيد مايه بدبختى است و بار به قدرى سنگين است كه از طريق مشروع قابل حل نيست و حلال و حرام با هم مخلوط مى شود. انسان بايد قانع باشد در غير اين صورت حدّى براى توقّف ندارد.
عفّت نيز مانند ساير صفات كمال، از مراتبى برخوردار است، كه بالاترين مرتبه آن، خوددارى و پرهيز از تمام محرّمات و نافرمانيهاست و به پرهيز از محرّمات شهوانى محدود نمى شود.
حضرت على (عليه السلام) به محمّدبن ابى بكر فرمود:
«اِعْلَم أَنَّ أفضَلَ العِفَّةِ الوَرَعُ فى دينِ اللهِ وَ العَمَلُ بِطاعَتِهِ; بدان كه برترين پاكدامنى پرهيزگارى در دين خدا و عمل به طاعت پروردگار است». (242)
بنابراين خوددارى از شهوت حرام، از بزرگترين و دوست داشتنى ترين مراتب عفّت است. رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «أحَبُّ الْعفافِ اِلَى اللهِ تعالى، عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرجِ; محبوب ترين پاكى نزد خداى تعالى، پاكى شكم و شهوت جنسى است». (243)
امام على (عليه السلام) خطاب به كميل مى فرمايد: «يا كُمَيْلُ اِنَّ اَحَبَّ ما تَمْتَثِلُهُ العِبادُ إلى اللهِ بَعْدَ الإقرارِ بِهِ وبأَوْليائِهِ التَّعَفُّفُ وَالتَّحَمُّلُ والاصْطِبارُ; محبوب ترين چيزى كه بندگان خدا اطاعت فرمانش را در آن مى كنند بعد از اقرار به خدا و اوليايش سه چيز است: عفّت، تحمّل و صبر». (244)
و از آن حضرت مى خوانيم: «ما الُمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ الله بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ أن يَكونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلائِكةِ; مجاهد شهيد در راه خدا اجرش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه دارد امّا خويشتندارى مى كند، چنين شخصى نزديك است كه فرشته اى از فرشتگان خدا باشد». (245)
هرچه عفّت بيشتر شود، حيا هم بيشتر مى شود و درجه غيرت هركس به اندازه درجه عفّت اوست و ميزان عفّت هر كس به قدر غيرت اوست.
امام على (عليه السلام) مى فرمايد: «دَليلُ غِيْرَةِ الرَّجُلِ عِفَّتُهُ; پاكدامنى مرد دليل بر غيرت مند بودن اوست». (246)
و فرمود: «… وَعِفَّتُه على قَدْرِ غِيرَتِهِ; و پاكدامنى او به ميزان غيرت اوست». (247)
و فرمود: «مَنْ عَفَّتْ أَطْرافُهُ حَسُنَت أوصافُهُ; كسى كه چشمش را پاك نگه دارد اوصاف و اخلاقش نيكو گردد». (248)
و نيز فرمود: «لا تَكْمُلُ المَكارِمُ، إلاّ بالعَفافِ والإيثارِ; فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». (249)
و فرمود: «اَلْعَفافُ يَصونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّ هُها عَنِ الدَّنايا; پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستها دور نگه مى دارد». (250)
و فرمود: «مَنْ عَفَّ خَفَّ وِزْرُهُ، وَ عَظُمَ عِندَاللهِ قَدرُهُ; هركس پاكدامنى پيشه كند، بار گناهانش سبك مى شود و مقامش نزد خداوند بالا مى رود». (251)
و فرمود: «إذا أَرادَ اللهُ بِعَبْد خَيْراً أعَفَّ بَطنَهُ وَ فَرْجَهُ; هنگامى كه خداوند نسبت به كسى اراده نيكى داشته باشد، شكم و دامن او را پاك مى گرداند». (252)
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «عِفّوا عَن نِساءِ النّاسِ، تَعِفَّ نِساؤُكُم; نسبت به زنان مردم پاكدامن باشيد تا نسبت به زنان شما پاكدامن باشند». (253)
(239) – بحارالانوار، ج 74، ص 419.
(240) – مجمع البحرين، مادّه «عفّت».
(241) – مفردات راغب، شماره 339.
(242) – بحارالانوار، ج 77، ص 390.
(243) – تنبيه الخواطر، ص 282.
(244) – تحف العقول، ص 167 با ترجمه.
(245) – نهج البلاغه، كلمات قصار، 474.
(246) – غررالحكم، شماره 5408.
(247) – نهج البلاغه، كلمات قصار، 47 ; بحارالانوار، ج 70، ص 4.
(248) – غررالحكم، شماره 5428.
(249) – همان مدرك، شماره 5418.
(250) – غررالحكم، شماره 5420.
(251) – همان مدرك، شماره 5426.
(252) – همان مدرك، شماره 9263.
(253) – بحارالانوار، ج 71، ص 270.
گفتار معصومين(عليهم السلام) ، جلد ۱آیة الله العظمی مکارم شیرازی
[ad_2]




