عذاب قبر

خانه » عذاب قبر

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

عذاب قبر

[size=medium]عذاب قبر به خاطر نفرین مادر

روزي اصحاب كساء(يعني پيغمبر اكرم(ص) و حضرت علي (ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) ) به قبرستان بقيع آمدند و مشاهده كردند كه ميّتي به عذاب شديدي مبتلا گشته است پيغمبر اكرم(ص) آن مرده را صدا زدند و فرمودند: اي بنده خدا به اذن خدا سر از قبر بيرون بياور به بركت معجزه پيامبر اكرم(ص) قبر شكافته شد و جواني از داخل قبر بيرون آمد كه روي او سياه بود و غل و زنجير بدن او را مي فشرد. پيامبر اكرم(ص) فرمود : واي بر تو مگر در دنيا چه كردي؟ آن جوان عرض كرد: يا رسول الله مادرم از دست من ناراحت است و به همين خاطر مرا اذيّت مي كنند. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: مگر تو با مادرت چه كردي؟ عرض كرد : روزي داخل خانه شدم زن من از دست مادرم شكايت كرد و من غضبناك شدم. در اين هنگام مادرم در سر تنور نشسته بود و نان مي پخت لذا جلو رفتم و مادرم را گرفته و به آتش انداختم. همسايه ها متوجه اين قضيه شدند به نزد ما آمدند و مادرم پستان سوخته اش را به دست گرفته و سر به آسمان بلند كرد و گفت: الهي تو انتقام مرا از اين پسر بگير. اي رسول خدا بعد از اين نفرين مادرم عمرم كوتاه شد به حدّي كه سه روز بعد از نفرين من از دنيا رفتم و در خانه قبر اين طور مرا عذاب مي كنند الان از شما توقّع دارم در حق من دعا كنيد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: مادر اين جوان را حاضر كنيد چون بدون رضايت مادرش دعا مستجاب نمي شود. اصحاب آن پيامبر مادر آن جوان را در قبرستان و در كنار قبر پسرش حاضر كردند پيامبر اكرم فرمود: از تقصير و كوتاهي هاي پسرت درگذر چون او در عذاب به سر مي برد. آن زن عرض كرد من او را نمي بخشم و از او در نمي گذرم. پس هر چه رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه زهرا(س) و امام حسن(ع) شفاعت كردند او قبول نكرد تا اين كه نوبت به امام حسين(ع) رسيد. امام حسين(ع) فرمودند: اي زن شفاعت جَدّ و پدرو مادر و برادر مرا در حق پسرت قبول نكردي شفاعت مرا قبول كن. آن زن نگاهي به آسمان كرد و سپس برگشت و با هر دو دست خود عباي امام حسين(ع) را گرفت و عرض كرد: از پسر خود گذشتم و او را بخشيدم. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: اي زن عجيب است كه شفاعت من و دخترم و شوهرش و فرزندش را قبوب نكردي امّا شفاعت حسين(ع) را پذيرفتي؟ زن عرض كرد: يا رسول الله خواستم شفاعت حسين را هم نپذيرم ولي ديدم در هاي آسمان باز شده است و ملائكه آسمان در دست خودشان حربه هاي آتشين گرفته و مي گويند شفاعت حسين(ع) را بپذير وگرنه با اين حربه هاي آتشين تو را مي زنيم لذا من شفاعت آن حضرت را قبول كردم. (منبع: تحفه الواعظين ج1 ص131- به نقل از منهج الصادقين از كتاب عاقبت گنه كاران ص140 )[/size]

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا