عاشق دلخسته ( مناجاتی با خدا به سَبک شبان ساده دل )

خانه » عاشق دلخسته ( مناجاتی با خدا به سَبک شبان ساده دل )

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

عاشق دلخسته ( مناجاتی با خدا به سَبک شبان ساده دل )

من چه قربان سازم اینک پای تو
جان دهم یا سر کنم اهدای تو
جز تنی رنجور چیزی نیست مَر
پس نثار عشق جان افزای تو
عاشقی دلخسته در کوی تـوام
محو ابروی تو و موی تــوام
از سرِ شوق جمالت ز نــده ام
جان به قربان قَدِ رعنای تـو
بی تو من تنها و بی یار و کَسَـم
در بیابان عَدَم خار و خَسَــم
بر من از راه کَرَم رحمی نمـا
مَر امید است از دلِ دریای تو
گوشۀ چشمی منِ درمانده بین
شور عشق از این دل وامانده بین
از غم یکدم فراقت جان دهــم
مستِ آن لبخند پُر معنای تو
شَهدِ لبهای تو مستم کرده اسـت
در عَدَم آن غُنچه هستَم کرده است
کِی برم کام دل از آن بی مثال
من اسیر خال آن لبهای تــو
عشق من با رؤیتت کامل شــود
دل به تاج و نصرتی نائل شود
گر که باشم لایق دیدار تــــو
بوسه خواهم زد به دست و پای تو
با صدای دلرُبایت ناز کـــــن
جان من خوش عشوه و طنّاز کن
آن کلام نازکت دل را ربـــود
سوخت جانم صحبت و نجوای تو

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا