جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
طب پزشكي در اسلام …
پزشكى پيش از اسلام .
آغاز پيدايش دانش پزشكى
در اينكه دانش پزشكى كجا و چگونه آغاز شده ، ميان مورخان گفتگوست . برخى برآنند كه ساحران و جادوگران ((يمن )) و بعضى گويند ساحران و مغان ((ايرانى ))، علم پزشكى را پايه ريزى كرده اند. عده اى ديگر براين باورند كه نخستين پايه گذاران دانش پزشكى ، ((مصريان )) بوده اند. پاره اى ديگر ((هنديان )) يا ((يونانيان باستان )) و يا ((كلدانيان )) را بانيان دانش پزشكى پنداشته اند. و به كلدانيان منتسب است كه بيماران خويش را در كوچه ها و گذرگاهها مى نهاده اند به اين اميد كه كسى او را ببيند كه خود پيشتر به اين بيمارى دچار شده و شفا يافته است ، در نتيجه او را مدد نمايد. آنان اعلاميه اى حاكى از اين قصه ، بر الواحى نوشته و در هياكل خويش مى آويخته اند. از اين روست كه پزشكى نزد آنان ، در زمره اعمال خاصّ كاهنان بوده است .(3)
لكن ((ابن ابى اصيبعه )) بر آن است كه : نمى توان اختراع اين دانش را به اقليم يا مملكتى معين و يا ملتى خاص نسبت داد؛ زيرا چه بسا ملتى كه اكنون منقرض شده و بدين دانش مجهز بوده است و امروز اثرى از آن به جاى نمانده باشد و پس از مدتى ، اين علم در ملتى ديگر ظهور يافته ، ولى نزد آنان رو به انحطاط گذاشته و فراموش شده است و سپس از طريق اين ملت ، به ملتى ديگر سرايت كرده و در ميانشان ظهور يافته و از اين رو، اختراع و اكتشاف اين دانش به اينان نسبت داده شده است .(4)
نظريه ديگرى نيز هست كه مبدأ فن پزشكى ، ((وحى و الهام )) است . شيخ مفيد(ره ) گويد: ((پزشكى ، دانشى است صحيح و وجودش به اثبات رسيده و طريق نيل به اين دانش ، ((وحى )) است . اين علم را علما از انبيا اخذ نموده اند، چرا كه طريقى براى دست يافتن به حقيقت بيمارى نيست جز طريق سمع ، و راهى براى نيل به معرفت دارو نمى باشد جز به توفيق …)).(5)
البته در تأ ييد اين رأ ى ، دلايل و شواهدى آورده اند كه مجال ذكرشان نيست و براى اطلاع از آنها مى توان به منابع مربوطه مراجعه كرد.(6)
ولى به اعتقاد ما سابقه طب به زمانى برمى گردد كه انسان بر كره خاكى پاى نهاده است از همان زمان ، انسان درد و بيمارى را در فراروى خود مشاهده كرده و به فضل الهام الهى ، به شناخت بسيارى از وسايلى كه به نوعى داروى درد او بود، موفق گشت ؛ چنانكه مى توان ملاحظه كرد كه بسيارى از روشهاى درمانى اگر چه -چنانكه شيخ مفيد بر آن است از طريق ارشاد و راهنماييهاى پيامبران بر انسان معلوم گشته اند، لكن همه آنها چنين نبوده اند، بلكه از طريق تجربه ، تصادف و انديشه بعد از آگاهى بر طبايع اشيا آن چنان كه ملموس و روشن است هم بوده است . هر چند ((ابن ابى اصيبعه )) در آغاز بحثش از دشوارى انتخاب راءيى در اين زمينه سخن گفته است اما چنين احساس مى شود او به نظريه مذكور گرايش دارد.(7)
رابطه علم پزشكى با سحر و كهانت
محققى كه در تحقيق خويش به تاريخ ملل مراجعه مى كند، خواهد يافت كه ميان پزشكى و سحر، رابطه اى تنگاتنگ و محكم وجود دارد. چرا كه آنان بيماران خود را با سحر و جادو معالجه مى كرده اند. شخص جادوگر، نزدشان ، پزشكى بوده است كه به نيروى جادوى خويش ، بيمار را معالجه و درمان مى كرده ؛ چنانكه كاهنان نيز بيماران را اين چنين درمان مى كرده اند.
البته اينان به واسطه تضرع و توسل در برابر الهه خود، شفاى بيمار را مى جسته اند. از اين رو، علم پزشكى از جمله علوم اختصاصى كاهنان در اين دوره ها بوده است .(8)
پيش از اين ، اشاره شد كه بسيارى از محققين ، اختراع اين دانش را به كاهنان بابل ، ايران ، يمن و غير آن نسبت داده اند. و در بحثهاى آينده شواهدى خواهيم آورد كه براين حقيقت اشاره دارند .
[ad_2]




