ایــن بــار بــا لســـانـی دیـگـــر

یا ایها العزیر ، این بار با قلبی که اعتقادش را بر زبان می آورد به استقبال تو آمده ایم ؛ و با چشمانی شرمنده – که سعی در رعایت

آداب محضر تو دارد – به حضورت شرفیاب شده ایم .


بهانه ای دیگر است که با ندای « اباصالح » صدایت زنیم و با ذکر « داعی الله » سلامت کنیم و با کلمۀ « ولی الله » درودت

فرستیم
و با گلواژۀ « العجل » انتظارت کشیم و با فریاد « ادرکنی » از تو کمک بخواهیم و با التماس « یا مهدی » از تو جوابی
بطلبیم .

تو از حال ما خبر داری که مَسَّلنا و اهلنا الضرّ ، و انتظار دلمان را می دانی که تَصَدَّق علینا .


یا مولای ، یا صاحب الزّمان … الغوث ، الغوث ، الغوث …

أدرکنی ، أدرکنی ، أدرکنی … الأمان ، الأمان ، الأمان …

العجل ، العجل ، العجل … السّاعة ، السّاعة ، السّاعة … !


به مادرت فاطمه علیهما السلام که هنوز برایش اشک می ریزی ، سلام ما را بی جواب و ندای ما را بی پاسخ مگذار …