جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شیوه ای زیبا برای هدایت
شیوه ای زیبا برای هدایت
ابوالفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبیّین خود آورده است :روش و اخلاق امام موسى كاظم علیه السلام چنین بود كه اگر كسى پشت سر حضرتش حرفى زشتى مى زد و بدگوئى مى كرد، امام علیه السلام اظهار ناراحتى نمى كرد، بلكه هدیه اى برایش مى فرستاد.
همچنین مورّخین در كتابهاى مختلفى آورده اند:
یكى از فرزندان عمر بن خطّاب هرگاه امام كاظم علیه السلام را ملاقات مى كرد، به امام علىّ علیه السلام دشنام و ناسزا مى گفت و بدین شیوه حضرت را مورد آزار و اذیّت قرار مى داد. و مرتّب دوستان و اطرافیان حضرت مى گفتند: یا ابن رسول اللّه ! اجازه فرمائید تا او را مجازات و نابود كنیم ، و لیكن امام علیه السلام از این كار جلوگیرى مى نمود؛ و مانع مجازات او مى گردید. روزى حضرت از دوستان خود پرسید: محلّ كار این شخص * كجاست ؟ و چه مى كند؟
عرضه داشتند: در اطراف مدینه مزرعه اى دارد، روزها در آنجا مشغول كشاورزى است . حضرت سوار مركب الاغ خود شد و به سوى مزرعه آن شخص بد زبان ،رهسپار گشت ؛ و چون به مزرعه رسید، با الاغ وارد زراعتها و محصول او گردید.
آن شخص با دیدن چنین صحنه اى ، فریاد كشید: زراعت ما را لگدمال نكن ؛ ولى حضرت به راه خود ادامه داد تا نزدیك او رسید و سپس از الاغ پیاده شد و كنارش نشست و با او مشغول شوخى و مزاح گردید؛ و بعد از آن فرمود: چقدر براى این زراعت هزینه كرده اى ؟
گفت : صد دینار، حضرت فرمود: براى درآمد و سود از آن ، چه مقدار آرزو و امید دارى كه بهره ببرى ؟
در پاسخ گفت : علم غیب نمى دانم ، حضرت فرمود: پرسیدم : چه مقدار آرزومندى ؟
آن شخص گفت : دویست دینار. امام علیه السلام سیصد دینار به او داد و با ملاطفت فرمود: درآمد زراعت هم مال خودت باشد. ناگاه آن شخص با مشاهده
چنین برخورد، تعجّب كرده ؛ و پیشانى حضرت را بوسید و از جسارتهاى گذشته خود عذرخواهى كرد.
و چون شب هنگام نماز فرا رسید و مردم به مسجد آمدند، دیدند آن شخص پشت سر امام علیه السلام نماز جماعت مى خواند.
پس از آن ، حضرت به دوستان خود فرمود: حال این كار و روش صحیح بود، یا آنچه كه شما پیشنهاد مى دادید؟!
1- بحارالا نوار: ج 48، ص 102، ح 7
[ad_2]




