جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شهيد كاظمي امنيت ضد انقلاب را برهم زد!
شهيد كاظمي امنيت ضد انقلاب را برهم زد!
گفتاري از سردار سرتيپ اسدالله ناصح
شهيد كاظمي جزو چهره هاي ويژه سپاه بود و قدرت ريسك پذيري بسيار بالايي داشت و هرجا مي رفت، حركتش با تحول قرين بود. او فرمانده اي بود كه كارهايش؛ هم ابتكاري و هم بسيار متهورانه بود و كارهايي مي كرد كه تا قبل از آن كم تر سابقه داشت.ضد انقلاب را در داخل به هم زد
وقتي فرماندهي قرارگاه حمزه را به عهده گرفت، كل سيستم قرارگاه را عوض كرد. يعني نوع برخورد و بينش نسبت به ضد انقلاب را عوض كرد. من اوايل مأموريت سردار كاظمي در غرب، مسئول قرارگاه كرمانشاه بودم، اما با دوستان ناظر نتايج كار ايشان بوديم. البته اوايل چون برخلاف روال قبل كار مي كرد، ممكن بود خيلي ها ناراضي باشند ولي اين نوع حركت باعث شد كه همه اين باورها شكست و باعث ايجاد امنيت در منطقه شد و شاهد تحولات بزرگي در آنجا بوديم.
او براي اولين بار توانست براي زدن مقرهاي اصلي ضد انقلاب كه در خاك عراق بود، با وجود قبول قطعنامه 895، سيصد خودرو را به عمق خاك دشمن ببرد و عمليات انجام دهد و سپس برگردد. در اين عمليات آتش سنگيني روي مقرهاي اصلي ضد انقلاب ريخته و تلفات بسيار زيادي به آنها وارد شد.
قبل از حضورش در قرارگاه براي تردد در جاده هاي منطقه، روزها تأمين مي گذاشتيم اما شب ها كسي نمي توانست تردد كند؛ اما او اين روال را برداشت و گفت: «از نظر ما كردستان امن است و در هر زماني، همه بايد بتوانند تردد كنند.» و براي اين كار خودش پيش قدم شد. مثلاً ساعت 12 شب اعلام مي كرد كه بايد به فلان قرارگاه برويم و جلسه بگذاريم و از شهرهاي مختلف فرماندهان را دعوت مي كرد كه بيايند؛ همه هم بايد از جاده هايي مي رفتند كه قبلاً بسته بود، اما او مي گفت: «جاده ها امن است و بايد بياييد.» قبل از همه هم خودش بلند مي شد مي رفت. با اين تفكر، امنيت ضد انقلاب را در داخل به هم زد.
بعد هم حاشيه امنيت را افزايش داد و در داخل ايران، طلسم را شكست. همين كار را در رده هاي ديگر فرماندهي اش هم انجام داد. در نيروي هوايي هم براي اولين بار كار بزرگي را در رابطه با ضد انقلاب انجام داد. يعني مقرهاي منافقين را هدف قرار داد كه در زماني كوتاه حدود 70 تا80 موشك شليك شد كه از نظر بحث عملياتي كردن پايگاه هاي موشكي خيلي مهم بود و توانست همه سيستم را پاي كار بياورد و در زماني كوتاه چنين فشاري را به منافقين وارد آورد.
اين كار هم از عهده هركسي ساخته نبود و فقط او توانست چنين تحولي را در نيروي هوايي اجرا كند. وقتي هم فرمانده نيروي زميني شد، تحولات زيادي به وجود آورد يعني ظرف سه چهار ماه صد تا رده را بازديد كرد و يك روز در ميان در رده هاي مختلف نيروي زميني بود. براي اين كه مي خواست به محض ورود، تسلط كاملي بر رده هاي نيروي زميني به دليل گستردگي كه داشت، پيدا كند و در رابطه با مسايل كلان نيرو بتواند تصميم بگيرد و مي خواست خودش شخصاً حضور داشته باشد.در صحنه هاي پرخطر وارد مي شد
در بحث تهور و شجاعت ايشان، در عمليات حلبچه من با تيپ نبي اكرم(ص) به روستاي عنب آمدم و ايشان با وجودي كه از درياچه دربنديخان شروع كرده بود، محور خودشان را كه پاكسازي كردند چون تانك و نفربر داشتند، با نفربر محور را دور زد و آمد با هم الحاق كرديم در حالي كه قرار بر الحاق با ايشان نبود، چون محور ايشان با محور ما خيلي فاصله داشت ولي به خاطر شجاعتي كه داشت، اين كار را كرد چون تيپ 65 نيروي مخصوص عراق وقتي از آن محور ضربه خورد، كوچ كرد و آمد زير پاي ما و ايشان هم در تعقيب اين تيپ پشت سرشان آمد. ما هم زديم عقبه تيپ را گرفتيم و با شهيد كاظمي به هم رسيديم.
بعد هم به من گفت با همديگر برويم براي پاكسازي. با وجودي كه منطقه سقوط كرده بود، ولي كامل پاكسازي نشده بود. با خود ايشان با دو دستگاه نفربر راه افتاديم در محوري كه هيچ كس نرفته بود. رفتيم به محور نوسود يعني از سمت حلبچه به سمت نوسود. اين محور را كه هنوز دست عراقي ها بود و عمليات رويش انجام نشده بود، پاكسازي كرديم و تا جايي كه امكان رفتن نفربر بود، رفتيم و درگيري خاصي هم نشد چون عراق تسليم شده بود. خودش پيش قدم بود و با جسارت و شهامت كامل اين كارها را انجام مي داد. او بدون ترس در همه صحنه هاي پرخطر وارد مي شد و خودش جلوتر از نيروها بود.
با روحيه اي كه داشت، تمام ذهنش دنبال آماده كردن و پاي كار آوردن همه تشكيلات براي مقابله جدي با دشمن بود. تمام امكاناتي كه در آن تشكيلات وجود داشت و تمام توان خودش و مجموعه را بسيج مي كرد براي اين كه همه را پاي كار بياورد. اصلاً دنبال بحث هاي سياسي نبود كه بنشيند و دنبال مذاكره يا بخشش باشد و ما اين روحيه را در كردستان كاملاً ديده بوديم. يعني بحثي كه شهيد بروجردي مطرح مي كرد كه بايد بين ضد انقلاب و مردم را تفكيك كنيم و با ضد انقلاب برخورد كنيم، شهيد كاظمي هم همان نظر را داشت و خيلي محكم برخورد مي كرد. طوري كه ضد انقلاب در خانه هايشان هم امنيت نداشتند. قدرت را به ضد انقلاب نشان داد. بعد هم تعهد گرفت كه ديگر وارد منطقه نشوند آن هم درعراق. اما خيلي ها در ايران با ضد انقلاب صحبت مي كردند و از كنار قضيه مي گذشتند و در موضع ضعف بودند.
هفته نامه صبح صادق
[ad_2]




