شهربانو اسير يا آزاد؟

خانه » شهربانو اسير يا آزاد؟

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

شهربانو اسير يا آزاد؟

پس از شكست يزدگرد پادشاه ايران از مسلمانان او وقتى اوضاع را وخيم ديد فرار كرد و خود را مخفى نمود. ولى مسلمين دو دختر او را اسير كرد و به مدينه آوردند، زنان مدينه به تماشاى آنها مى آمدند. آنگاه آنها را وارد مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله كردند، عمر خواست صورت شهربانو را باز كند تا مشتريان او را تماشا كنند و بعد بخرند. شهربانو زير دست عمر زد و به زبان فارسى گفت : صورت پرويز سياه باد، اگر نامه رسول خدا را پاره نمى كرد، دخترش به چنين وضعى دچار نمى شد. عمر چون زبان او را نمى فهميد خيال كرد دشنام مى دهد، تازيانه از كمر كشيد تا او را بزند، گفت : اين دخترك مجوس مرا دشنام مى دهد. اميرالمؤ منين عليه السلام پيش آمد و فرمود: آرام باش او به تو كارى ندارد جد خود را دشنام مى دهد گفته شهربانو را برايش ترجمه كرد، عمر آرام گرفت .
به نقل ديگر عمر خواست آنها را در معرض فروش قرار دهد، حضرت امير عليه السلام فرمودند: ان بنات الملوك لاتباع و لو كانوا كفارا دختران پادشاهان به فروش نمى رسند اگر چه كافر باشند، ممكن است ايشان را اجازه دهيد هر كس را كه خواستند از مسلمين انتخاب نمايند، آنگاه به ازدواج آن شخص در آورده و مهريه او را از بيت المال از سهم همان فرد محسوب كنيد. شهربانو را كه به اختيار خود گذاشتند از پشت سر، دست بر شانه امام حسين عليه السلام گذارد و گفت : اگر به اختيار من است اين پرتو درخشان ، اين مهر تابان را انتخاب كردم ، با حسين عليه السلام ازدواج كرد و از پيوند مقدس و مبارك حضرت امام زين العابدين عليه السلام متولد شد

رباحين الشريعه ج 3 ص 14

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا