جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شهادت شتر
از سيد مرتضى اعلى الله مقامه نقل است كه عمار ياسر گفت : در حضور اميرالمؤ منين على (ع ) بودم ناگاه صدايى برخاست پس فرمود: اى عمار ذوالفقار مرا بياور.<سپس فرمود: بيرون برو و اين مرد را از ظلم كردن به زنش بازدار. عمار گفت : از مسجد خارج شدم ناگهان ديدم يك زن و يك مرد زمام زمام شترى را گرفته اند زن مى گويد: مال من است .<عمار گفت : به آن مرد گفتم حضرت امير(ع ) مى فرمايد در حق اين زن ظلم مكن .<جواب داد على (ع ) مشغول به شغل خود باشد و دستش را از خون مسلمانهايى كه در بصره كشته است بشويد.<عمار رضى الله عنه گفت : برگشتم تا اين كه به مولاى خود خبر دهم وقتى داخل مسجد شدم ديدم آن حضرت را كه مى آيد و آثار غضب در صورتش ظاهر است ، به آن مرد فرمود: واى بر تو، شتر اين زن را بده .<جواب داد: اين شتر مال من است .<امير(ع ) فرمود: دروغ مى گويى .<گفت : چه كسى شهادت مى دهد كه اين شتر از آن زن است ؟<على (ع ) فرمود: شاهدى شهادت بدهد كه احدى از اهل كوفه تكذيب آن ننمايد.<پس على (ع ) فرمود: اى شتر صاحب تو كيست ؟<آنگاه شتر به زبان فصيح گفت : يا اميرالمؤ منين و يا سيد الوصيين من از آن اين زن هستم .<و در بعضى از روايات آمده است كه گفت : نوزده سال است كه من از آن اين زن هستم .<پس به آن زن فرمود: بگير شتر خود را آنگاه على (ع ) پيش آمد و آن شخص را ذوالفقار به دو نيم كرد.(چون حكم ناصبى قتل است ).(52)پاورقي
52- مناقب اهل بيت ، ص 60 و 61.
[ad_2]




