ابن بابویه در کتاب خصال نقل می‌کند که مردی در حضور امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام به پا خاست و عرض کرد: پروردگارت را به چه دلیل شناختی؟ حضرت فرمود: در به هم ریختن اراده و شکست تصمیم. گاه به کاری همت گمارم، ناگهان قدرتی میان من و مقصودم حائل می‌شود، تصمیم می‌گیرم، دست تقدیر آن را به هم می‌زند، از این راه پی می‌برم تدبیر به دست دیگری است. آن مرد پرسید: چگونه شکر نعمت پروردگارت را به جا آوردی؟ حضرت فرمود: دیدم مرا از بلاهایی رهاند که دیگران دچارند، دانستم که این انعام خداوندی است، وظیفه شکر را انجام دادم.
آن مرد پرسید: چگونه مشتاق لقای خدا گشتی؟ حضرت فرمود: وقتی دیدم که او برای من، دین، فرشتگان، پیامبران و رسولانش را برگزیده است فهمیدم آن که مرا به این وسیله اکرام کرده، مرا فراموش نکرده است. بنابراین دیدارش را دوست دارم.
ـــــــــــــــــــ
نورالبراهین، ج 2، ص 291