جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شاملو ……
چشماندازی ديگر…با کليدی اگر میآيی
تا به دستِ خود
از آهنِ تفته
قفلی بسازم.گر باز میگذاری در را،
تا به همتِ خويش
از سنگپارهسنگ
ديواری برآرم.ــباری
دل
در اين برهوت
ديگرگونه چشماندازی میطلبد.قاطع و بُرّنده
تو آن شکوهپارهپاسخی،
به هنگامی که
اينان همه
نيستندجز سوآلی
خالی
بهبلاهت.هم بدان گونه که باد
در حرکتِ شاخساران و برگها،ــ
از رنگهایِ تو سايهيیشان بايد
گر بر آن سرند
که حقيقتی يابند.هم به گونهی باد
ــکه تنها
از جنبشِ شاخساران و برگهاــو عشق
ــکز هر کُناکِ توــباری
دل
در اين برهوت
ديگرگونه چشماندازی میطلبد.خردادِ ۱۳۴۴
[ad_2]




