جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
سید محمد کاظم قزوینی
موطن: کربلا
نام پدر : سید محمد ابراهیم
تاريخ وفات: 1373قمریزندگینامه ها:
منبع : ستارگان حرم شماره 2
فرزندان حضرت امام موسی کاظم (ع)نمونه مجسم و عملی از تعالیم قرآنی و نشانگر ویژگیهای دودمان امامت بودند. سیر زندگی بازماندگان آن فروغ هفتم سرشار از فدکاری و مجاهدت در راه دین و اعتلای ارزشهای معنوی بود.
یکی از بهترین دلایل تسلم ناپذیری آن وجودهای با برکت در مقابل ستم تلاطم روحی آنان در برخورد با آفات رشد و تعالی جامعه، پرکندگی و گوناگونی محلّ زندگی و اقامت آنان در جهان اسلام است.تبار دانشور « قزوینی» (1) ا ز لحاظ نسب به سالار پرواپیشگان و ستم ستیزان، حضرت امام موسی کاظم (ع)می رسند و از میان این سلسله با شرافت، واعظان اندیشمند، مفسّران و فقیهان والامقام، نویسندگان ژرف اندیش و شاعران متعهد و دلسوز برخاسته اند که هر کدام خدمات
صفحه 170
ارزنده علمی، فرهنگی و تبلیغی به جامعه اسلامی نموده و صفحاتی از تاریخ تشیع را با تکاپوی علمی خود مزیّن ساخته اند و با پاسداری از دژ استوار خاندان وحی و رسالت پرداخته و چون مدافعانی آگاه و فدکار در صیانت از فرهنگ اصیل اهل بیت (ع) لحظه ای مضایقه ننموده اند.
قافله قزوینیآل قزوینی که از تبار تلاش و تحقیق و طایفه جهاد و اجتهاد هستند، غالبا در شهر مقدس کربلا و در جوار بارگاه مطهر سالار شهیدان – حضرت امام حسین – (ع)اقامت داشته اند، ولی اصل آنان قزوینی است.
اقامت این خاندان در کربلای معلّی در قرن دوازدهم هجری صورت گرفت و شخصیت مشهور آنان سید محمد باقر موسوی قزوینی ملقب به معلم السلطان است که نخستین کسی از این قبیله بود که به نجف اشرف در سال 1185ه ق مهاجرت کرد. وی پس از سیزده سال اقامت در جوار مضجع مطهر نخستین پیشوای شیعیان به سال 1198ه ق همراه برادرش سید محمد علی( فرزند سید عبدالکریم موسوی قزوینی حائری) در کربلا رحل اقامت افکند. (2) برخی طایفه مذکور را از نوادگان سید محمد علی موسوی قزوینی دانسته اند.(3)
صفحه 171
یکی از شخصیتهای برجسته این خاندان سید ابراهیم، فرزند سید محمد باقر قزوینی، ( 1262 -1204ه ق) است که از بزرگ عالمان شیعه در اواسط قرن سیزدهم هجری می باشد. وی در کثر مراتب علمی و حسن تحریر کم نظیر و در مکارم اخلاق و احاطه به مسائل فقهی و کلامی وحید عصر خویش به شمار می رفت.
نزدیک به یک هزار شاگرد داشت ک سید حسین کوه کمری، شیخ زین العابدین مازندرانی، حاج سید اسدالله حجت الاسلام اصفهانی و صاحب قصص العلماء ( تنکابنی) از جمله آنان است. معروفترین اثرش، ضوابط الاصول، تقریر دروس استادش، شریف العلماء مازندرانی است. مدفن او در نزدیکی بازار حضرت ابوالفضل (ع)از صحن مقدس حسینی واقع شده است. (4)
خاندان قزوینی از طریق مادر به سید محمد مجاهد ( صاحب ریاض المسائل) نسب می برند. در واقع آنان از جانب پدر به امام موسی کاظم (ع)و از سوی مادر به امام مجتبی (ع)منتهی می گردند. (5)
این طایفه نقش بسیار مؤثری در تاریخ علمی، اجتماعی و سیاسی دیار مقدّس کربلا داشته اند و نامورانی از ایشان در طول اعصار و قرون در مقابله با نقشه های استعمارگران و حیله های استکبار جهانی مقاومت ورزیده و مانع بزرگی بر سر راه توطئه های استبدادی بوده اند
صفحه 172
و هم اینک نیز افرادی از آنان در زندانهای رژیم بعث عراق گرفتارند.
پگاه پاگیزگیسید محمد ابراهیم قزوینی یکی از فروغهای فروزان و از سادات اصیل و مشهور به زهد و وارستگی در شهر معطّر کربلا بود. در روز دوازدهم ماه شوال سال 1348ق ( 1307ش)(6) خداوند به این دانشور دیندار فرزندی عطا کرد که با تولدش صفای بیت شریف این انسان را دو چندان ساخت.
این فرزند، محمد کاظم نامیده شد، دوران کودکی این غنچه نورسته در دامن پر مهر و محبت مادری خوش طینت سپری گشت که خود از پرورش یافتگان مکتب سعادت بخش تشیع بود.
سایه مهر گستر پدری فاضل و محیطی کنده از رایحه روان بخش ایمان و معنویت، بذر ایمان و آگاهی در وجود سید محمد کاظم می افشانید. امّا یکی از وقایع اسف انگیز برای خانواده سید محمد این بود که هر چه خداوند فرزندی به آنان عطا می کرد به دلایل گوناگون و در سن طفولیت رخ در نقاب خک می کشید.
سید محمد ابراهیم و همسرش گر چه از چنین رخدادهایی به لحاظ پیوستگی عاطفی با فرزاندان ناراحت می شدند، ولی این حقیقت را باور داشتند که بلاها و سختی ها، تحفه های الهی است و حکمتهایی در این حوادث به ظاهر ناراحت کننده نهفته که تنها خداوند از نهان
صفحه 173
آنها آگاه است.
خواست خداوند بر این تعلق گرفت که سید محمد کاظم باقی بماند و از گزند حوادث مصون گشته، منشأ خدمات علمی و تلاشهای فرهنگی گسترده گردد.
چون سید محمد ده بهار را پشت سر گذاشت، در وفات مادر مهربان و وارسته اش سوگوار گردید. گویا مواجه شدن با سختیها و پیدایش آشفتگی در مسیر زندگی این کودک، می خواست گوهر کمالات او را آشکار نماید و روح وی را از وابستگی دنیوی جلا دهد. دو سال دیگر در سن دوازده سالگی فراق پدر را متحمل شد. این دو حادثه موقعیت بسیار سختی را برای نوجوان دوازده ساله پدید آورد. دشواری وقتی رو به تزاید رفت که به دلیل بدهی زیاد پدرش منزل مسکونی آنان نیز به فروش رفت.(7)
گر چه این سبزه نورسته دوران نوجوانی را سپری می کرد، به موجب تربیت صحیح دینی، در لابه لای ابرهای متلاطم و تیره بلایا، آفتاب درخشان لطف خداوندی را مشاهده می کرد و سخن پدرش را فراموش نمی کرد که « محنتهای الهی بیانگر نزدیکی فرد به پروردگار است و هر چه خداوند کسی را بیشتر دوست داشته باشد، آثار تعلّقات دنیای فانی را بیشتر از چهره اش می زداید تا تکیه گاه محکمی برای خود برگزیند و به ریسمان استوار الهی چنگ زند.»
چنین آگاهیهایی سبب شد تا نهال نوپای سید محمد با توفانهای
صفحه 174
حوادث به لرزه در نیاید و در جزر و مدهای زندگی، آرامش روحی خویش را حفظ کند و خود را برای کسب کمالات و تحصیل دانش دینی مهیا سازد.
تحصیل کمالسید محمد کاظم پس از آن که کشتی طوفان زده دل را به ساحل شکیبایی و آرامش هدایت کرد و با یاد و نام سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)و خواندن اشعاری در رثای آن حضرت چشمه اشک در کویر غم جاری ساخت، دروس مرحله مقدمات و سطح را در حوزه پر فیض کربلا آموخت. در دوره سطح از فروغ اندیشه آیات و عظام و حجج الاسلام سید میرزا هادی خراسانی، سید محمد حسن قزوینی، شیخ محمد خطیب، شیخ جعفر رشتی و سید محمد صالح قزوینی محظوظ گشت.
سید میرزا هادی که مرجع عالیقدر محسوب می گشت، در کنار تدریس دوره عالی در حوزه علمیه کربلا تدریس کفایة الاصول، رابه طور خصوصی برای برخی از شاگردان برجسته اش دایر کرد که آیة الله سید محمد کاظم قزوینی افتخار حضور در این جمع نورانی را داشت.
صفحه 175
قلّه های فرزانگیسید محمد کاظم پس از پایان رسانیدن دوره سطح، در دروس عالی حضرات آیات سید میرزا مهدی شیرازی، شیخ یوسف خراسانی و سید هادی میلانی شرکت نمود.0
آیة الّه العظمی حاج سید مهدی حسینی شیرازی علاوه بر رابطه شاگردی و استادی، پیوند عاطفی نزدیکی با سید محمد کاظم داشت. بعدها این ارتباط به وصلتی مبارک شد. زیرا دختر آیة الله میرزا مهدی شیرازی به عقد ازدواج وی در آمد. ثمره این پیوند پک پنج فرزند فاضل و برومند شد که همگی در حوزه علمیه و مرکز علوم اسلامی و تبلیغات شیعی اشتغال داشته و به تدریس در سطوح عالی مبادرت ورزیده اند.اسامی ایشان عبارتند از:
حاج سید محمد ابراهیم، حاج سید محمد علی، حاج سید محمد مصطفی، حاج سیسد محسن و حاج سید جعفر قزوینی (8)
آیة الله میرزا مهدی شیرازی از خاندانی است که شخصیتی چون آیة الله سید حسن شیرازی، احیاگر قدرت فتوا، در بین آنان چون خورشیدی فروزان می درخشد.(9) بیش از یک قرن است که در این قبیله، قله مرجعیت همچنان استمرار یافته است.
برادر همسر آیة الله قزوینی، شهید بزرگوار آیة الله سید حسین شیرازی، است که پس 0از یک ربع قرن مبارزه بی امان بر ضد استبداد و
صفحه 176
استعمار و تحمل انواع ناملایمات و شکنجه های جانفرسا در بهار 1359ه ش در بیروت به دست عوامل بعثی به شهادت رسید. (10)
خطیب نکته پردازآیة الله سید محمد کاظم قزوینی پس از بهره مند شدن از محضر اساتید در دانش فقه، حدیث، کلام و تفسیر قرآن، مهارتها به دست آورد و موفق گردید در حوزه علمیه کربلای معلی تفسیر قرآن و فقه را به شاگردان خویش بیاموزد.
ایشان در خطابه و سخنوری نیز ممتاز بود و ذوق او استعداد ذاتی وی در این موهبت الهی دخالت موثری داشت و توانایی او مصداق علّمه البیان بود. (11) و چون در بیانات پر جاذبه و شیرین خویش از صمیم قلب سخن می گفت، بر دلها تأثیر می گذاشت، نرمی و تأثر در قلبها پدید می آورد، روآنهاو اندیشه ها را جلا می داد و شنوندگان را از خواب غفلت بیدار می کرد. دانش دینی و تسلط بر منابع قرآن و روایی و آگاه بودن بر روح تعلیمات اسلامی و شناخت مقتضیات زمان و اوضاع روزگار و مصالح جامعه اسلامی و چگونگی موضع گیری در مقابل جریانهای موجود، وعظ و خطابه او را تقویت کرده بود. خصوصیت وی راستگویی و نیّت خالصانه اش بود. او می کوشید در تشریح مباحث دینی و معرفی سیره اهل بیت (ع) با استمداد از منابع معتبر و مستند0
صفحه 177
به صورتی صحیح و با پرهیز از نقل قول سست به سخنوری بپردازد و به خطابه ها و مواعظ خود غنا بخشد.
آراستن سخن به معانی گوناگون و ایجاد هیجان و حالات عاطفی و احساس در شنوندگان از هنرهای این خطیب نکته پرداز است.
در وعظ و ارشاد دینی، غالبا بر قرآن و تعالیم انبیا و اولی (ع) تکیه می کرد و با کمک گرفتن از تاریخ و حوادث گذشته و نتیجه گیری جالب شنوندگان را نسبت به امور جاری آگاه و در خصوص آینده خود ارشاد و هدایت می کرد. محبت ائمه را در دل شیفتگان و کینه دشمنان قرآن و عترت را در قلبها مستحکم می نمود و معنویتی که چون رایحه ای معطر از وجود شریفش در فضا پرکنده می شد، سازندگی سخنان او را افزون می کرد.
چه گناهکارانی که بر اثر بیانات این خطیب ماهر راه توبه پیش گرفته و فطرت آنان بیدار گشت و چه پایمال گنندگان حقوقی که به ادای حقوق دیگران اهتمام ورزیدند.(12) کم نبودند افرادی که با گوش فرا دادن به سخنان این سید والاگهر نسبت به مبانی تشیع خوش بین شده و از بدگمانی و تهمتهای نابه جا دست برداشته و بذر محبت به خاندان عترت در قلبهای آنان کاشته شد.
فضلایی چون، شیخ مرتضی شاهرودی، سید عبد الحسین قزوینی، شیخ ضیاء زبیدی، شیخ عبدالحمید مهاجر و شیخ محمد مجاهد فن
صفحه 178
خطابه را نزد آیة الله قزوینی آموختند. آن انسان وارسته به منظور تربیت خطیب و سخنور ماهر برای گروههایی از طلاب حوزه علمیه کربلا دوره آموزش عالی خطابه را آغاز کرد.(13)
مؤسسه ای پر ثمرآیة الله سید محمد کاظم قزوینی به منظور شناساندن مذهب تشیع، در سال 1380ه ق، مؤسسه ای با عنوان « رابطه النشر الاسلامی» در کربلا تأسیس کرد، بنیان نهادن چنین مرکزی در آن زمان و شرایط اختناق آمیز کشور عراق نظیر نداشت. برنامه این موسسه ارتباط با کشورهای اسلامی، مکاتبه با شخصیتهای سیاسی – مذهبی دنیای اسلام و ارسال کتب و نشریات شیعی به صورت رایگان برای افراد و مرکز فرهنگی بود. محور این تلاش
فرستادن کتاب به برخی کشورهای آفریقایی چون الجزایر و مرکش بود که هزاران سید علوی در این دو کشور زندگی می کردند، ولی در اثر تبلیغات مسموم در ادوار تاریخی و سمپاشی دشمنان شیعه و دوری از مرکز تبلیغی، ناآگاهانه نسبت به نخستین امام شیعیان که جدّ آنان نیز است، اعتقاد نداشتند.(14)
در آغاز، محدوده فعالیت این تشکیلات منحصر به چند کشور عربی بود ولی بعد از آن، برنامه های مؤسسه گسترش یافت و
صفحه 179
کشورهای دیگر آفریقایی، آسیایی، اروپای غربی و کشور استرالیا را زیر پوشش قرار دادند.
ارسال کتاب به نقاط مزبور آثار ژرفی بر تفکرات مردم آن سرزمینها نسبت به تشیع و 0خاندان عصمت و طهارت گذاشت و صدها نفر را به تشیّع معتقد ساخت.
مؤسسه « رابطه النشر الاسلامی» بعدها دو شیعه در بیروت ( مرکز حکومت لبنان) و کویت افتتاح کرد. پس از به قدرت رسیدن حزب پوشالی و منحوس بعث در کشور عراق مزاحمتهایی برای این تشکیلات آغاز گردید و دستور داده شد که به صورت اجباری مکان مؤسسه تخلیه شود و سرانجام چند سال بعد ساختمان جدید و کلیه لوازم فرهنگی و کتابهای آن از سوی رژیم بعثی مصادره و برای گردانندگان آن تضییقاتی فراهم گردید.
بعد از هجرت آیة الله قزوینی به کشور کویت فعالیتهای شیعه مستقر در این سرزمین گسترش افزونتری یافت و تا چند سالی پس از اقامت ایشان در ایران برنامه های آن مؤسسه با تحرک شایان توجهی استمرار داشت. طی این مدت حدود یک میلیون جلد کتاب با موضوعات اسلامی و دیدگاههای شیعی برای علاقه مندان در حدود سی کشور ارسال گردید.
کم نیستند تعداد کسانی در کشورهای عربی، شمال آفریقا و حتی اروپا که با مطالعه کتب ارسالی نسبت به اهل بیت (ع) علاقه پیدا کرده و دلها را از کینه ای که نسبت به عترت پیامبر و خصوصا فاطمه
صفحه 180
زهرا داشتند، خالی کردند. امواج تشیع گرایی که هم کنون کشورهای شمال آفریقا را در بر گرفته هرگز بی تأثیر از فعالیتهای آیة الله قزوینی نیست.(15)
در حدود سال 1409ه ق ایشان تصمیم گرفت مرکزی به منظور پژوهشهای گسترده و عمیق پیرامون تاریخ زندگانی اهل بیت (ع) تأسیس کند و سرانجام در ماه ربع الثانی سال 1410ه ق این مرکز با عنوان مؤسسه نشر علوم امام صادق (ع)به همت ایشان بنیان نهاده شد و خود با همکاری عده ای از دوستان فاضل و پژوهشگران حوزوی به تالیف کتابی در پیرامون امام صادق (ع)مبادرت کردند که حاصل این تلاش تدوین « موسوعة الامام الصادق»
است. ایشان تا واپسین روزهای حیات دنیوی با حضور در مؤسسه مزبور فعالیتهای تحقیقاتی مربوط به دایرة المعارف مورد اشاره را انجام می داد. این اثر که تا کنون هشت جلد از آن به چاپ رسیده، نزدیک به سی جلد خواهد شد که شرح زندگانی امام صادق (ع)از جنبه های گونان، احادیث ایشان، تألیفات شاگردان آن پیشوای پک شرشت که املای خود حضرت است و دهها موضوع دیگر را در بر دارد.(16)
صفحه 181
کوشش در مرکشزمانی بصیرت و آگاهی، ایشان را بر آن داشت تا برای رسانیدن پیام رهایی بخش تشیع به گوش جهانیان بار سفر بسته، مهاجرت کند و در کشورهای دیگر پایگاهی برای مبارزه اعتقادی تشکیل دهد و کینه ها را از دلها نسبت به خاندان پیامبر کاسته، بذرهای عطوفت در دلها بکارد.
هدف از این سفرها رساندن پیام دو حقیقت جدانشدنی از یکدیگر یعنی قرآن و عترت، به گوشهای شنوا بود.
در مرکش نیز کثر مردم سنی مذهب هستند.(17) متأسفانه گروهی سادات علوی زندگی می کنند که به تشیّع به دیده نفرت می نگرند. در این کشور اسلامی به استناد خبری جعلی مبنی بر اینکه کشتی حضرت نوح در روز عاشورا بر ساحل نشست و توبه حضرت آدم در چنین روزی پذیرفته شد، به جای مراسم سوگواری برای حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)برنامه های جشن و سرور بر پا می گردید و صدها مجلس ازدواج به راه انداخته و شیرینی پخش می کردند و در واقع این روز خونین عید رسمی و زمان شادی آنان گشته بود.
آیة الله قزوینی چون از بر پایی چنین رسوم ناگوار آگاه شد، به منظور تحقیق و چاره جویی راهی مرکش گردید و ضمن دیدار با دانشمندان علوم دینی، سردبیران و صاحبان امتیاز نشریات و متفکران و اهالی شهرهای گوناگون با مطرح کردن این مسأله خواستار
صفحه 182
ریشه کنی این سنت مذموم شد، و سرانجام پس از چهار ماه تلاشهای علمی و تبلیغات اصولی و تالیف و انتشار کتابی درباره حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)مجالس جشن و سرور در عاشورای حسینی تبدیل به مجلس عزا و ماتم گردید و سنت پوسیده ای که امویان مؤسس آن بودند ریشه کن شد.(18) بعلاوه چندین کتابخانه با کتب شیعی تأسیس شد تا اهل سنت به منابع دسترس داشته باشند. همچنین در این سفر گروهی به مذهب تشیّع مشرّف شدند. تمامی این فعالیتها با امکانات شخصی آیة الله قزوینی صورت می گرفت و ایشان اظهار می داشت اگر بودجه کافی و تجهیزات لازم در اختیار داشتم چنان در مرکش فعالیت می کردم که فریاد فرحزا و ملکوتی « اشهد ان علیّا ولی الله» در اذان از رادیو مرکش پخش شود.
این سفر به قدری مردم آن سامان را شیفته بیانات شیوا و اخلاق پرجاذبه اش کرده بود که با وجود کثریت سنی، آنان اجازه نمی دادند آیة الله قزوینی به وطن مألوف باز 0گردد و اصرار داشتند برای همیشه در آنجا بماند.(19)
مسافرت به استرالیا0حدود سال 1396ه ق گروهی از شیعیان استرالیا نامه مبسوطی خطاب به آیة الله قزوینی نوشتند که در آن آمده بود: وضع شیعیان
صفحه 183
استرالیا بسیار اسف انگیز است و تشکیلاتی جز دو انجمن ضعیف در آنجا وجود ندارد. از مسجد و حسینیه خبری نیست و در گذشتگان شیعه یا سوزانیده می شوند یا بر طبق سنتا مسیحیان در گورستان مسیحی ها دفن می گردند و آنان در برابر امواج کفر و تفکرات ضد مذهبی بی دفاعند.
آیة الله قزوینی در سال 1398از آن کشور دیدار کرد و در شهر « سیدنی» ،( مرکز 0شیعیان) برای آموزش علوم اسلامی مدرسه، مسجد و یک باب غسالخانه تاسیس کرد و در شهر کانبرا ( مرکز حکومت استرالیا) تشکیلاتی تحت عنوان « الجمعیة الاسلامیة الجعفریة» 0برای تشکل شیعیان و انسجام بخشیدن به فعالیتهای تبلیغی آنان تأسیس کرد.
همچنین طی بیش از یک ماه سخنرانی برای طبقات مختلف و گفتگو با آنان حجاب را که 00تقریبا در میان زنان شیعه مفهومی نداشت، رواج داد و بسیاری از جوانان که در رفتار و اعمال خویش ارزشهای دینی و باورهای مذهبی را ترک کرده بودند به مذهب خویش باز گشته، انجام شعائر دینی و برنامه های مذهبی را مشی خویش قرار دادند.(20)
آیة الله قزوینی برای پیگیری برنامه های شیعیان استرالیا و تبلیغ و ارشاد در این منطقه چهار مرتبه به کشور مزبور مسافرت نمود.(21)
صفحه 184
همچنین ایشان از کشورهای مصر، اندونزی، تایلند، ژاپن، پکستان و هند دیدار داشته و هر کدام از این سفرها برکات و آثار مفیدی به دنبال داشته است.
دانشمند پر تلاشعالم ربانی و خطیب توانا آیة الله قزوینی عمر پر برکت خود را در راه احیای فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت (ع) صرف نمود.
ذکرالله احمدی که کتاب « الاسلام و التعالیم التربویه» آیة الله قزوینی را به زبان فارسی برگردانیده، در معرفی ایشان می نویسد:
« زهد و تقوا و ملکات نفسانی ایشان زبانزد مردم کربلاست. مردی متین و با استقامت و هدف دار است. درد دین دارد و از مفاسد اجتماع و ضعف مسلمانان رنج می برد…» (22)
وی چون احساس کرد دشمنان اسلام دست به تبلیغات مسموم زده و کتابهای منحرف کننده ای که با ایمان و عقیده مردم نسبت به مبدأ و معاد سازش ندارد، در دسترس مردم قرار داده اند کوشید تا مناسب شرایط و مقتضیات جامعه و خصوصا جوانان، مطالبی در مباحث گوناگون اسلامی به رشته تحریر در آورد و با اسلحه قلم این تهاجم فرهنگی و یورش مخرّب اندیشه ها را خنثی کند. در آثار وی بخوبی پژوهشهای عمیق، نکات علمی و مضامین استوار و برخواسته از قرآن و عترت دیده می شود. تلاش وی بر این واقعیت بنیاد نهاده
[ad_2]




