بحث سينماي ملي هميشه در گير و دار ارائه تعاريف کلي نصف و نيمه و غبار آلود و به ويژه بيشتر با شکل و شمايلي ژورناليستي و شعاري و کمتر با بياني علمي و منطقي و مبتني بر مباني زيبايي شناسي هنر ارائه شده است.

صدای شیعه:
بحث سينماي ملي اساسا يک بحث غامض و پيچيده است و در طول سي سال گذشته که اين مسئله به کرات مورد توجه سينماگران و به ويژه مديران سينمايي قرار گرفته هيچ وقت تعريفي با حد و رسمي مشخص و متعين درباره آن ارائه نشده است و اين بحث هميشه در گير و دار ارائه تعاريف کلي نصف و نيمه و غبار آلود و به ويژه بيشتر با شکل و شمايلي ژورناليستي و شعاري و کمتر با بياني علمي و منطقي و مبتني بر مباني زيبايي شناسي هنر ارائه گرديده است.

اما به راستي سينماي ملي چيست و چگونه و تحت چه شرايطي مي توان به آن رسيد و برمحور و مبناي تعريفي جامع و مانع شالوده يک هنر ميهني و ملي را پي افکند.



تجربه ما در طول سال هاي گذشته و مديريت هاي مختلفي که در عرصه هنر حکم فرما بوده اند گوياي اين نکته است که مفهوم سينماي ملي به معناي ارزشمند و مفيد آن به هر شکل و گونه اي که بدست آيد مطمئنا با شعارها و لفاظي هاي بخش نامه اي مديراني که همه چيز را در گرو بالا بردن بيلان کاري خود مي دانند و مي بينند به دست نمي آيد و چنين شيوه اي صرفا به هدر رفتن وقت و هزينه ملي و عمومي کشور منجر مي شود و بس.

و نمي تواند هيچ اتفاق مثبت و مثمر ثمري را رقم بزند. مرور کارنامه مديريت سينماي کشور و نهادها و دستگاه هايي که در اين مسير و با اين شکل و شيوه وقت و انرژي را صرف کرده و هدر داده اند به وضوح گوياي اين مدعاست.

30 سال از تاريخ سينماي پس از انقلاب مي گذرد و هنوز که هنوز است بحث سينماي ملي همچون ساير بحث هاي چالش برانگيز هنر هفتم ما همچون سينماي ديني، سينماي معناگرا و غيره در فضاي مبهم و غبارآلود و پرچالش با انواع و اقسام افت و خيزها و پستي و بلندي ها و مشکلات عديده تئوريک و عملياتي دست به گريبان است و از دست هيچ يک از مدعيان و به اصطلاح صاحب نظران و نهادهاي متولي و مديران متنوع سينماي هم کاري برنمي آيد.

سوال اساسي و نکته محوري و مبنايي اين است که في الواقع مقصود و تفکر و توقع ما و مفهوم تحت اللفظي «سينماي ملي» چيست و بعد از آنکه به اين مفهوم دست يافتگي پيدا کرديم و به لحاظ انديشدگي مشکل پيچيده و غامض ما حل شد آنگاه بايد به اين نکته بينديشيم که نمونه هاي عيني و مصاديق خارجي اين سينما چيست.

در طول سي سال گذشته مديران و مسئولان سينماي مختلف هر از گاهي فيلم و گونه اي از آثار سينماي هنرمندان کشور را به عنوان نمونه اي از سينماي ملي مطلوب خود و مصداقي از تجلي خواسته ها و توقعات هنريشان ارزيابي کرده و معرفي نموده اند که شايد در اين ميان سهم کسي همچون مرحوم علي حاتمي بيش از ديگران باشد، کسي که طي دوره خاص که البته پس از رفتن او و فقدانش را شامل شده و مي شود به عنوان عناد سينماي ملي معرفي مي شده است.

و يا در دوره هاي ديگر به تناسب آثار توليد شده نمونه هاي ديگري از سينماي مورد توجه مديران که تاحدي مطلوب آنها به شمار مي رفت به عنوان سنيماي ملي مطرح و مورد حمايت قرار مي گرفته است اما آنچه مسلم است اين که در طول سه دهه گذشته و در دوره هاي مختلف از مديريت سينمايي هيچ گاه برنامه مدون و طرحي مبتني بر اصول و معيارهاي شناخته شده اي که مبين مفهوم سينماي ملي باشد ارائه نشده است و کم و کان اين عنوان يکي از عناوين به شدت چالش برانگيز، مبهم و ناشناخته باقي مانده که صرفا وسيله اي مي شود براي طي دوران مديريت مديران سينماي و پر کردن بيلان کاري نهادها و آدم هاي مختلف اما اينکه اين عنوان و محصولات توليد شده ذيل آن تا چه حد توانسته اند به حقيقت سينماي ايران و چرخه توليدات آن در راستاي منافع اساسي اين هنر کمک کنند محل ترديد است.