سوره «فاتحه» رابطه عبد با معبود


شيخ صدوق (رحمه الله) در امالى از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در تفسير «فاتحة الكتاب» روايت مى كند، كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:(2)


خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: «فاتحة الكتاب» را ميان خودم و بندگانم دو نيمه كردم، نيمه اى از آن من است. و نيمه اى از آن بنده من و آنچه تقاضا كند مى باشد. گاهى بنده گويد:


« بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِـيمِ »، خداى ـ جلّ جلاله ـ فرمايد: بنده ام با نامم آغاز كرد و بر من لازم است امورش را تمام كنم و احوال اش را مبارك سازم. چون گويد:


« الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِـين »، فرمايد: بنده ام ستايشم كرد و دانست هر نعمتى كه دارد از من است و هر بلا از او بر گردد به فضل من است، شما گواه باشيد نعمت آخرت را به نعمت دنيايش افزودم و بلاهاى آخرت را همانند بلاهاى دنيا از او برگدانيدم. چون گويد:


« الرَّحْمنِ الرَّحِـيمِ »، فرمايد: گواهى داد من رحمن و رحيم هستم، گواه باشيد كه من بهره ى وافر رحمتم و عطاى شايانم را به او دهم. چون گويد:
« مالِكِ يَومِ الدِّينِ »، فرمايد: گواه باشيد كه چون اعتراف كرد من مالك روز جزايم حساب اش را آسان كنم و حسنات اش را بپذيرم و از بدكرداريش درگذرم. چون گويد:


« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »، فرمايد: بنده ام راست گفت تنها مرا مى پرستد گواه باشيد كه به او ثواب عبادت اش را بدهم ثوابى كه هر مخالف عبادت او رفته بر او رشك برد. چون گويد:


« وَإِيَّاكَ نَسْتَعِـين »، فرمايد: از من كمك خواست و به من پناه آورده گواه باشيد كه او را در كارش كمك كنم و در سختى ها به فريادش رَسَم و روز گرفتارى دست اش را بگيرم. چون گويد:


« اِهْدِنَا الصِّراطَ المُستَقِـيمَ »، تا آخر سوره، فرمايد: اين از بنده ى من است. و بنده ى من هر چه خواهد از آن اوست و براى بنده ام اجابت كردم و آنچه آرزو داشت به او دادم از آنچه ترسيد او را آسوده ساختم.


يا ابن آدم خَلَقتُ الأشياءَ لاِجلِك و خَلَقْتَ لاِجلي ;(3)

اى پسر آدم; همه چيز را براى تو آفريدم و تو را براى خودم.


اى تير غمت را دل عشاق نشانه *** خلقى بتو مشغول و تو غايب زميانه

گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد *** يعنى كه ترا مى طلبم خانه بخانه

هر كس به زبانى صفت مدح تو گويد *** مطرب به سرود نى و بلبل بترانه

حاجى به ره كعبه و من طالب ديدار *** او خانه همى جويد و من صاحب خانه

مقصود من از كعبه و بت خانه تويى تو *** مقصود تويى كعبه و بت خانه بهانه

چون در همه جا عكس رخ يار توان ديد *** ديوانه نيم من، كه روم خانه بخانه

عالمى به حضور حضرت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! آيا پروردگارت را هنگام پرستش ديده اى؟


امام على (عليه السلام) فرمود: واى بر تو! من آن نيستم، خدايى را كه نديده باشم پرستش كنم.


مرد عالم گفت: چگونه خدايت را ديده اى؟


امام (عليه السلام) واى بر تو!


لاتُدْرِكُهُ الْعُيُونُ فى مشاهِدَةُ الاَْبصارِ وَلكِن رَأيْتُ الْقُلُوبٌ بِحقايق الإيمانِ; (4)
ديدگان او را با بينايى چشم نبيند، ولى قلب ها او را با حقيقت هاى ايمان ديده اند.

1. حسن زاده آملى، علامه حسن، هزار و يك كلمه ، ج 5، كلمه 48.
2. شيخ صدوق، ابوجعفر، امالى ; حر عاملى، شيخ محمدحسين، حديث قدسى، ص 235; مكارم شيرازى، آية الله ناصر، تفسير نمونه ، ج1، ص7.
3. امام خمينى، روح الله، چهل حديث ، ص 38.
4. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 4، ص 44، روايت 23; كلينى، محمدبن يعقوب، اصول كافى ، ج2.

گرفته شده از کتاب:از ازل تا قیامت