جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
سفر به تاريكخانه كدخداها
آنها ميخواهند رئيس همه باشند
سفر به تاريكخانه كدخداها
اين شوراي فوق سري را بيشتر بشناسيمخواهش ميكنم متن را تا انتها بخوانيد
محمد حسنلو
نام خود را از هتلي در کشور هلند ميگيرند که براي نخستين بار در سال 1954، ميزبان اعضاي کنفرانس بود. دفتر گروه در شهر ليدن در استاني در جنوب هلند و در نزديکي شهر لاهه قرار دارد. به نظر ميرسد صهيونيست ها در راستاي اهداف خود براي تسخير جهان و تشكيل يك حکومت واحد تحت كنترل خود، پس از برنامه ريزي براي در دست گرفتن اهرم هاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي جهان، به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد اين اهرم ها را در رأس يک هرم جمع كرده و از يك منبع فكري و ايدئولوژيك تغذيه كنند. اين اتاق فكر همان منبع ايدئولوژيك است كه تقريباً هر سال يك بار رهبران سياسي – اقتصادي جهان، رؤساي شركت هاي بزرگ و محافل مالي عظيم كه بازوهاي اقتصادي و بازرگاني دنيا را در انحصار دارند و نيز صاحبنظران عرصه هاي سياسي، اجتماعي و تبليغاتي را در يك نقطه جمع كرده و پشت درهاي بسته دستور كار سال آينده جهان را تعيين ميكند! آن طور كه ويكيپديا نوشته گروه بيلدربرگ نام کنفرانسي غيررسمي است که هر ساله به صورت کاملاً خصوصي و محرمانه در نقطهاي از جهان برگزار ميشود. اعضاي گروه تماما انتصابي هستند و تعدادشان به حدود 130نفر ميرسد. تمامي اعضا از قدرتمندترين و با نفوذترين افراد در زمينههاي سياست، اقتصاد و رسانه هستند و بسياري از پادشاهان و اعضاي خاندانهاي سلطنتي کشورهاي غربي از اعضاي دائم گروه محسوب ميشوند؛ آنها روياي بزرگي در سر دارند رويايي كه براي تحقق آن خيلي تلاش كرده و همچنان در تلاشند؛ رويايي كه موانع زيادي از جمله جمهوري اسلامي ايران را بر سر راه دارد.
داستان حقيقي يك راز
دانيل استولين، نويسنده و خبرنگار آمريکايي بيش از 14 سال به طور مداوم و مستمر روي گروهي موسوم به بيلدربرگ تحقيق و مطالعه کرده است که هر ساله کنفرانسهاي متعددي درباره موضوعات مختلف برگزار ميکنند. اين کنفرانسها درباره اقتصاد و آينده جهان و بررسي منابع طبيعي و کنترل محيط زيست هر سال با حضور چهرههاي مشهور سياسي برگزار ميشود ولي کتابي از سوي استولين که در سال 2005 منتشر و در سال 2009 تجديد چاپ شد كه در آن حقايقي براي نخستين بار افشا شده که در نوع خود جالب توجه است.
وي در اين کتاب با عنوان «داستان حقيقي گروه بيلدربرگ» گزارشي ارائه ميدهد که اين گونه شروع ميشود: در سال 1954 قويترين مردان کره زمين براي اولين بار در اوستربرگ هلند يکديگر را ملاقات کردند که بهانهاش گفت وگو درباره آينده دنيا بود که از آن سال تصميم براين گرفته شد که ملاقاتهاي بعدي هر ساله به صورت مخفي و محرمانه برگزار شود. آنها خودشان را گروه بيلدربرگ ناميدند که اکثراً چهره هاي شاخصي از کشورهاي غربي مثل آمريکا، کانادا و اروپاي غربي بودند. ديويد راکفلر، هنري کسينجر، بيل کلينتون، گوردون براون، آنجلا مرکل، بن برنانک، لري سامرز، تيم گوتر، جرج سوروس، دونالد رامسفلد، رابرت مرداک و هر کس با نفوذ و قدرتمند ديگري را که ميشناسيد سالهاست در اين گروه عضويت دارند.
به اين ليست سناتورها و اعضاي کنگره آمريکا و کاخ سفيد را نيز اضافه کنيد که مي توان آنها را نماينده ثروتمندان و ميلياردهاي آمريکايي خطاب کرد که نميخواهند نامشان در رسانهها اعلام شود و در حقيقت تصميم گيرندگان اصلي گروه محسوب ميشوند.
استولين در کتابش مينويسد كه اکثر چهرههاي سرشناس از سازمانهاي بين المللي مثل بانک جهاني، صندوق جهاني پول، اتحاديه اروپا و بانکهاي مرکزي در اين کنفرانسها حضور دارند ولي سوال اصلي اين است كه چرا اين جلسات به صورت محرمانه برگزار ميشود و علتش چندان از سوي رسانه ها اعلام نميشود و حدود نيم قرن مطالب و موضوعات اين جلسات مخفي باقي مانده و هيچ خبرنگاري نيز به اين کنفرانسها راه داده نميشود؟
دولت سايه كره زمين
خود استولين در کتابش ميگويد اطلاعات ارائه شده در کتابش را از اعضاي درون اين جلسات گرفته است که آنها را وجدان هاي جامعه خطاب ميکند كه برخي اطلاعات را افشا كردهاند! جداي هرچيزي که در اين جلسات مطرح مي شود اين گروه در حقيقت يک دولت سايه در کره زمين محسوب ميشود که تقريباً براي هر اتفاقي که در اين کره مي افتد تصميم ميگيرند و مي توان گفت آنها مالکان سرنوشت مادي مردم دنيا هستند. يکي از اهداف اين گروه تضعيف دولتها در کشورهاي مختلف و ايجاد يک حکومت جهاني است که چند نفر ميلياردر آمريکايي آن را اداره ميکنند. شما يک کلوب خصوصي را در نظر بگيريد که اعضاي آن روساي جمهور، نخست وزيران، بانکداران، و ژنرالهاي ارشد ارتش آمريکا و ساير سازمانهاي نظامي خصوصي و دولتي در غرب هستند و حالا جلسات اين افراد با مديريت و هدايت بعضي از افراد که هيچ وقت اسامي آنها اعلام نميشود و خودش سوال برانگيز است برگزار مي شود .
در سالهاي اخير نتايج و آمارها از توافقات بين اروپا و آمريکا نشان داده که سياست کلي تشکيل چنين جلسات برقراري يک قدرت ائتلافي بين کشورهاي غربي اين قاره و ايالات متحده براي نفوذ هرچه بيشتر روي کشورهاي ديگر است که در اين ميان ناتو براي اجراي نقشه هاي آنها يک ضرورت محسوب مي شود چون ارتش آمريکا در ميان کشورهاي ديگر چندان محبوبيت ندارد و به خاطر همين از ناتو براي نفوذ فيزيکي در ساير نقاط جهان جهت رفع تهديدات احتمالي عليه آمريکا و كشورهاي متحد اين دولت سايه استفاده مي شود.
در کنار کنترل و تسلط نظامي يکي از اهداف اين گروه در دست گرفتن پول دنيا و کنترل بازارهاي مالي در تمام کشورهاي جهان است كه در اين ميان هيچ استثنايي وجود ندارد. آنها مي دانند اين روزها نمي توانند با قدرت اقتصادي کشورهاي شرقي مقابله کنند و به خاطر همين از نخبگان خود براي استفاده از تلفيق قدرت و ثروت، نظام امپرياليسم خود را در جهان ادامه دهند. از سوي ديگر يک کميته رهبري بر تمام اعضاي اين گروه نظارت دقيق دارد و حتي قوانيني براي نوع سفرهاي اعضاء به محل جلسه تدوين شده است که هر سال بر اساس شرايط تغيير ميکند. مثلاً در سال گذشته در يکي از اسناد سازمان سياي آمريکا فاش شد که در دعوت نامه اعضاء نوشته شده بود که آنها بايد تنها بيايند؛ شوهر، همسر، بچه، دوست و هيچکس ديگر حق ندارد اين افراد را همراهي کند. آنها در جايگاه خود رئيس جمهور يا نخست وزير يک کشور محسوب مي شوند ولي وقتي قرار است به باشگاه بيلدربرگ بروند در مقابل روساي مخفي اين گروه يک شهروند کاملاً معمولي هستند که حتي در محل جلسه مورد تحقير هم قرار مي گيرند ولي مردم کشورهاي خود از اين موضوع بي اطلاع مي مانند. دولتهايي که اين کنفرانسها در کشورهاي آنها برگزار مي شود با تمام امکانات در اختيار روساي اين باشگاه قرار ميگيرند و موظف هستند بهترين نيروهاي امنيتي خود را براي حفاظت جلسه به کار بگيرند.
بازهم ردپاي فراماسونرها
نکته جالب اين است که در بين اسامي افرادي که حدس زده مي شود سالانه در اين اجلاس حضور يابند، تنها سرمايه داران و سياستمداران نيستند. شاهان و شاهزادگان اروپايي هم ظاهراً به عنوان نمايندگان در آن جلسات حضور داشته اند. از جمله خوان کارلوس پادشاه اسپانيا، بئاتريس ملکه هلند، پرنس چارلز وليعهد انگلستان و خلاصه پادشاهان بلژيک و نروژ. اين اجلاس عموماً در اطراف شهرهاي کوچک اروپايي و آمريکايي تشکيل مي شود و هيچ بيانيه افتتاحي رسمي براي آن وجود ندارد. ظاهراً تنها قبل از افتتاح اجلاس بيانيه اي به نشريه محلي داده ميشود تا مردم تنها آگاه باشند که موقع اجلاس تدابير امنيتي خاصي برقرار است تا آنها خود را با محدوديتهاي مربوط به تدابير وفق دهند.
رازآلود بودن گروه بيلدربرگ سبب شده گمانه زنيهايي مبني بر ارتباط اين گروه با فراماسونرها در رسانه هاي مختلف مطرح شود و حتي گفته مي شود بسياري از روساي جمهوري آمريکا مثل اوباما و بيل کلينتون بر اساس تصميم اين گروه انتخاب شده اند. حتي گفته مي شود موضوع هسته اي ايران در سال 2008 از جمله موضوعات مذاکره ميان شرکت کنندگان بوده است.
در سال 2010 فيدل کاسترو، رهبر سابق کوبا مقالهاي نوشت و منتشر كرد که در آن مدعي شده بود بيلدربرگ به دنبال تشکيل حکومتي جهاني است. برخي نيز گفته اند که بيلدربرگ در صدد تقسيم جهان به سه منطقه بزرگ اقتصادي است: اتحاديه اروپا، اتحاديه آسيا- اقيانوسه و اتحاديه آمريکا. بر اساس اين ادعا بيلدربرگ درصدد است اتحاديه آسيا اقيانوسيه و اتحاديه آمريکا هم مانند اتحاديه اروپا از طريق ضرب پول واحد به لحاظ اقتصادي متحد و اين اتحاد سه گانه سرانجام زمينهساز حکومت جهاني شود که گروه بيلدربرگ در سوداي رياست بر آن است.
حصاري براي افكار عمومي
در کتاب استولين اهداف بلند مدت بيلدربرگ در چند حوزه مختلف مطرح شده است که بيشتر آنها روي کنترل افکار عمومي در سراسر جهان و هماهنگ کردن آن با اهداف سرمايه داري و سبک زندگي آمريکايي است. در واقع به عقيده كارشناسان بيلدربرگ نگران تأثير اينترنت بر حرکت هاي آزادي خواهانه جهان امروز است. بدين وسيله سعي شده که اخيراً بسته هاي پيشنهادي ارائه شده در کنگره آمريکا براي اختصاص سرمايه به منظور تنزل دادن اينترنت به محدودترين و پايينترين سطح ممکن مورد توجه جدي قرار گيرد.
طرفداران جهاني شدن با وجود اينترنت مخالفتي ندارند چرا که براي آنها پولساز است. اين افراد جايي با اينترنت مخالفت ميکنند که آزادانه و شجاعانه دست آنها را رو کرده و با سياستهاي جهاني شدن آنها مخالفت کند. در آينده شاهد ظهور وسيع همين نوابغ بيلدربرگي در عرصه سياست خواهيم بود که از مردمان جهان ميخواهند از اينترنت استفاده نکنند چون در حال تبديل شدن به يک سلاح تروريستي براي نابودي نوع بشر است و بايد براي سلامتي خود و کودکانشان سرشان را پايين بيندازند.
جنگ راه بينداز
و حكومت كن!
ايجاد جنگ در خاورميانه يكي از مهم ترين برنامههاي بيلدربرگ است. به گفته يکي از خبرنگاراني که به جلسات اين گروه نفوذ کرده بود بيلدربرگيها بر اين اعتقادند كه جمعيت جهان بسيار زياد شده و فقط جنگ مي تواند تا حدودي اين مشكل را چاره كند. کشتار و ذبح انسان و دامن زدن به مرگ و مير در فرقه هاي ماسوني از جمله بيلدربرگ، جزء اصول اصلي است و عوامل اين گروه ها موظفند، تا حد ممکن به جنگ و نسل کشي دامن بزنند تا جمعيت جهان کاهش يابد. جيم تاكر يکي از خبرنگاراني است که موفق به نفوذ در جلسات آنها شد؛ او به عصبانيت شديد بيلدربرگي ها اشاره كرده است كه ناشي از حضور خبرنگاران و رسانهها در محل نشست و درز خبر از داخل به بيرون توسط عوامل شناخته نشده است. رابرت مرداک، يهودي صاحب رسانه هاي مختلف جهان از طرف بيلدربرگ مأمور شده بود تا روزنامه هاي گاردين و آيريشتايمز را از پوشش خبري گردهمايي منصرف كند كه البته موفق نشد.
ما و پايان دنيا
تشكيل چنين گروهها و برگزاري محرمانه چنان جلساتي تنها و تنها يك نشانه است؛ نشانه سهمخواهي از قدرت و خوي تسلط بر تمام جهان است و به نوعي ادعاهاي حقوق بشري و رنگين كمان آزادي بيان و دموكراسي در تمام كشورها را برملا ميسازد. ضمن اينكه تئوري پايان دنياي اين جماعت نيز تكمله اي است بر ايجاد رعب و وحشت و پناه بردن به ايشان براي نجات از بلاياي پايان دنياي ساختگي آنها. در واقع تمام اين افشاگري گزارش امروز ما يك هشدار است اول به گروههاي داخلي در كشور به خاطر استفاده از ظرفيت عظيم انسجام ملي در انتخابات و همچنين كشورهاي اسلامي براي اتحاد بيشتر حول محور اسلام و استقلال ملي كشورهاي داراي حكومت مستقل. به هر حال طرح هايي چون خاورميانه جديد و تقسيمبندي جديد نقشه زمين بر اساس خواست بيلدربرگ، همه در جهت منافع سلطهجويانه جماعتي است كه متوهماند بايد و ميتوانند كه جهان را اداره كنند حال آنكه از اداره كشورهاي خودشان ناتواناند! بايد بيش از گذشته متحد باشيم و مراقب داشتههاي خودمان.
[ad_2]




