جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
سرزنش عثمان بن حنیف و کمیل بن زیاد توسط مولا علی علیه السلام
عثمان بن حنیفوالی بصره و کمیل بن زیاد والی هیت
نامه امام علی (ع) به «عثمان ابن حنیف» فرماندار ایشان در بصره پس از آنکه خبر رسید وی در مهمانی ثروتمندان شهر بصره حاضر شده است ( نامه 45 نهج البلاغه)
پس از یاد خدا و درود؛
ای پسر حنیف به من گزارش دادند که مردی از ثروتمندان بصره تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی
خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند
و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند.
گمان نمی کردم مهمانی کسانی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم از سفره آنها محروم شده و ثروتمندانشان بر سرسفره دعوت شده اند.
اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری
آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن….
آگاه باش ! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید.
پس سوگند به خدا من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم
و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است!
… من نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم تا در روز قیامت که هراسناک ترین روزهاست در امان و در لغزشگاه های آن ثابت قدم باشد.
من اگر می خواستم می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم در حالی که در « حجاز » یا « یمامه » کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد یا چنان باشم که شاعر گفت :
« این درد تو را بس که شب را با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم هایی گرسنه و به پشت چسبیده وجود باشند
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمومنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم
آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده و از آینده خود بی خبر است .
آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازی گرفته اند آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم
… {ای دنیااز برای دیدگانم دور شو! سوگند به خدا رام تو نگردم که خوارم سازی و مهارم به دست تو ندهم که هرکجا خواهی مرا بکشانی .
به خدا سوگند سوگندی که تنها اراده خدا در آن است ، چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان ، هرگاه بیابم…….. شاد شود،
و به نمک ……..به جای نان خورش ……قناعت کند
و آنقدر از چشمها اشک ریزم که چونان چشمه ای خشک درآید و اشک چشمم پایان پذیرد.
آیا سزوار است که چرندگان ، فراوان بخورند و راحت بخوابند،و گله ی گوسفندان پس از چراکردن به آغل رو کنند و علی نیز{ همانند آنان} از زاد و توشه خود بخورد و استراحت کند؟
چشمش (منظورخودش) روشن باد! که پس از سالیان دراز ، چهارپایان رها شده و گله گوسفندان را الگو قرار دهد
پس از خدا بترس ای پسر حنیف و به قرص های نان خودت قناعت کن تا تو را از آتش دوزخ رهائی بخشد
عثمان بن حنیفکیست ؟
عثمان همان صحابی انصاری است که درجنگ احد ودروقت (تنهایی حضرت محمد) دلاورانه در کنار او مبارزه می کند و در حالی که خیلی ها از جلوی شمشیر دشمن فرار می کنند ……..ولی او می ماند.
در ارادت به علی ذره ای شک نکرد اصحاب جمل محاسنش را کندند و شکنجه اش دادند تا از علی جدا شود اما او پیوسته با علی بود چون مرید علی بود
وحالا علی او را بخاطر حاضر شدن بر سفره اشرافی نکوهش می کند.می دانی چرا؟
چون بر سر آن سفره فقرا حاضر نبودند
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ.
علی در نامه 61 خود به” کمیل بن زیاد” فرماندار هیت چنین می نویسد:
(“پس از یاد خدا ودرود!
سستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست ،وپافشاری در کاری که از مسئولیت او خارج است نشانه ناتوانی اشکار،و اندیشه ویرانگر است.
اقدام تو به تاراج مردم قرقیسیا در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم وکسی در آنجا نیست تا آنجا را حفظ کند ،وسپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد،……………اندیشه ای باطل است… .
نه مرزی را می توانی حفظ کنی ونه شوکت دشمن را می توانی در هم بشکنی ،نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی ، نه امام خود را راضی نگه می داری
این کمیل کیست؟
دعای کمیل که هر شب جمعه می خوانیم منسوب به اوست.
کمیل همان مرید خلوت های علی است که عاقبت به دستور “حجاج “به جرم ارادت به علی سراز تنش جدا می کنند
علی او را نکوهش می کند ؟…………..بخاطر قصور در محافظت از مرزها
وقتی معیار ومیزان حق باشد، کمیل و عثمان هر چند مرید وفدائی علی باشند نکوهش می شوند.
می بینید چه کسانی نکوهش می شوند،مراجع تقلید زمان خویش اند ….راستی چرا ؟
[ad_2]




