سخنوری امام نقی علیه السلام

خانه » سخنوری امام نقی علیه السلام

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

سخنوری امام نقی علیه السلام

سخنوری امام نقی علیه السلام

گفتار امام ، شیرین و سرزنش ایشان تكان دهنده بود . به گونه‏اى كه آموزگارش در كودكى شیفته سخنورى او گردید . آن گاه كه لب به سخن مى‏ گشود ، روح شنونده‏ اش را تازگى مى ‏بخشید و چون او را عتاب مى‏ كرد ، كلامش چون شمشیرى آتشین از جمله‏ هاى نغز ، پیكره دشمنش را شرحه شرحه مى‏ كرد .
آن گاه كه خصم براى عشرت‏ طلبى خود از او مى ‏خواهد شعرى بخواند تا بزم خود را با آن كامل كند ، لب به سخن مى ‏گشاید ، چند بیت مى‏ خواند و آن چنان آتشى از ترس در وجود او مى ‏اندازد كه بزم و عیش‏ اش را تباه مى‏ سازد و جهان را پیش چشمان شب پرست دشمن تیره و تار مى‏ كند . امام مى ‏سراید :
– بر بلنداى كوه سارها شب را به صبح آوردند ، در حالى كه مردان نیرومند از آنان نگهبانى مى‏ كردند ، ولى كوه‏ هاى بلند هم به آنان كمكى نكرد .
– سرانجام پس از دوران شكوه و عزت از جایگاه‏ هاى خویش به زیر كشیده شده و در گودال‏ هاى قبر افتادند و در چه جاى بد و ناپسندى منزل گرفتند .
– پس از آن كه به خاك سپرده شدند و فریادگرى فریاد برآورد : كجاست آن دستبندها ، تاج‏ ها و زیور آلات و آن لباس ‏هاى فاخرتان؟
– كجاست آن چهره ‏هاى ناز پرورده و پرده نشین‏تان؟
– قبرهاشان به جاى آنها ندا در مى ‏دهد : بر آن چهره ‏هاى ناز پرورده اكنون كرم ‏ها مى ‏خزند .
– چه بسیار خوردند و آشامیدند ، ولى اكنون پس از آن همه شكم بارگى ‏ها ، خود ، خوراك كرم ‏ها مى‏ شوند .
مستى از سر متوكل پرید . جام شراب از دستش به زمین افتاد . تلو تلو خوران از ترس فریاد مى‏ كشید . حاضران مى ‏گریستند و متوكل ، سخت حیران و وحشت زده ، آن قدر گریست كه ریشش خیس شد و دستور داد بزم بر هم خورده را برچینند .


پی نوشت:

تذکرة الخواص، ابن الجوزی، تهران، مکتبه النینوی الحدیثه، ص 361؛ بحارالانوار، ج 50، ص 211

منبع: کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

http://imam-hadi.mihanblog.com/

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا