جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
رعايت مصالح اسلام تنها ملاك امام علي«ع»
رعايت مصالح اسلام تنها ملاك علي«ع»
بنابراین باید به این نكته توجه كرد كه حضرت علی(علیه السلام) نفرمود، حال كه خلافت مرا نپذیرفتید من هم با شما كاری ندارم! آن حضرت(علیه السلام) مصلحت اسلام را رعایت میكرد، نه آن كه قهر كند و بگوید حال كه خلافت من نشد پس هیچ! شعار «یا همه یا هیچ»، در مكتب اهل بیت(علیهم السلام) در چنین مواردی پذیرفتنی نیست. اگر زمانی ممكن نشد تمام احكام اسلام اجرا شود، آیا باید قهر كنیم و برویم در خانه بنشینیم، یا باید سعی كنیم به همان اندازه كه امكان دارد احكام اسلام را اجرا كنیم؟ رویه درست این است كه اگر نود درصد ممكن است احكام اسلام پیاده شود، به اندازه همان نود درصد، اگر نشد، هشتاد درصد، و خلاصه هر مقدار كه ممكن است، باید همان را عمل كنیم، نه آن كه كناره بگیریم و هیچ اهتمامی به اجرای احكام اسلام نداشته باشیم. اگر چنین سیرهای از سوی ائمه(علیهم السلام) در پیش گرفته میشد، اسمی از اسلام باقی نمیماند
به راستی چگونه كسانی كه حاضر بودند جان خویش را بر كف گرفته با پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به جنگ بروند، آیا در زمان ما اگر كسانی چند سال به جبهه جنگ رفتند، اشتباه نمی كنند و خطری آنها را تهدید نمیكند؟ آیا دیگر در تشخیص راه دچار غفلت و هوا و هوس نمیشوند و فریب دجالها و سامریها را نمی خورند؟ قرآن میفرماید این گونه نیست، بلكه ممكن است فریب بخورند: ام حسبتم ان تدخلوا الجنّه و لمّا یاتكم مثل الّذین خلوا من قبلكم؛ گمان میكنید به بهشت میروید و داستان گذشتگان برای شما پیش نمیآید؟ همان مشكلاتی كه برای گذشتگان بود، مشابه آن نیز باید برای شما پیش بیاید. باید امتحان شوید؛ خدا دست از امتحان برنداشته است. امتحانی كه برای امت پیغمبر(صلی الله علیه وآله) بعد از وفات حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) پیش آمد، مشابه آن برای ملت انقلابی مسلمان ایران، بعد از رحلت امام(قدس سره) خواهد بود. همان خطری كه مسلمانان را بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله) تهدید میكرد، ما مسلمانان انقلابی را بعد از وفات امام(قدس سره) تهدید میكند. اگر آن روز مردمی فراموش كردند كه چه كسی لیاقت دارد بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) به جای او بنشیند، و به جای عمل بر طبق حكم خدا، طبق نظر و سلیقه و رای خود عمل كردند، این خطر ما را نیز تهدید میكند. آن روز كسانی گفتند علی(علیه السلام) هنوز جوان است، فعلاپیرمردها هستند، بعداً نوبت علی(علیه السلام) هم میرسد. در آن زمان این منطق عده ای بود؛ امروز هم ممكن است كسانی چنین منطقی داشته باشند. مراقب باشیم و از تاریخ پند بگیریم. ببینیم آنچه موجب سقوط مسلمانان شد چه بود؟ چه مطلبی موجب شد مساله ولایت فراموش شود؟ آن روز كسانی بودند كه با امیرالمومنین(علیه السلام) مساله و كینه شخصی داشتند، یا نسبت به آن حضرت حسادت میورزیدند، و یا میگفتند، چگونه میشود ما تابع او باشیم؟ میگفتند اگر او قریشی است ما هم قریشی هستیم، اگر به قریشی بودن است، نسبت ما به هاشم نزدیك تر از او است، پس چرا تابع او شویم؟! كسانی نیز علت مخالفتشان این بود كه میدانستند اگر حضرت علی(علیه السلام) در راس حكومت قرار بگیرد، منافع آنها تامین نمیشود؛ از این رو گفتند، خوب است با كسی بیعت كنیم كه مطمئن باشیم با وجود او منافع ما بهتر تامین میشود و سهم بیشتری از بیتالمال مسلمین به ما اختصاص داده خواهد شد و پول و منفعت بیشتری به ما خواهد رسید! آیا این خطرها برای ما نیست و ما از آنها مصون هستیم؟ آیا حب و بغضها و هوا و هوسها در تصمیمات و قضاوتهای ما دخالتی ندارد؟ تاریخ ثابت كرده است كه اكثریت قریب به اتفاق ما مصون از اشتباه نیستیم. در بین ما بسیار كم هستند كسانی كه پیرو واقعی معصوم و در درجات بسیار عالی ایمان و تقوا باشند. كدام یك از ما معصوم هستیم؟ كدام یك میتوانیم ادعا كنیم كه تحت تاثیر هوای نفس واقع نمی شویم؟ كدام یك میتوانیم بگوییم، آن گاه كه رای میدهیم فقط مصلحت اسلام را در نظر داریم؟ آیا به راستی ما هنگامی كه شخصی را برای مقامی تعیین میكنیم و به كسی رای میدهیم فقط مصلحت اسلام را در نظر میگیریم؟ آیا این گونه است كه به مصلحت شخص، حزب، صنف و یا به مسایلی نظیر سن، مرد یا زن بودن، جوان یا پیر بودن، روحانی یا غیر روحانی بودن افراد نگاه نمیكنیم و تنها ملاكمان این است كه مصالح اسلام چه اقتضایی دارد؟غدیر و سقیفه، عبرت هایی بزرگ برای ما
توجه به مساله غدیر و خلافت امیرالمومنین(علیه السلام) برای این است كه هشیار شویم و ببینیم گذشتگان چرا و چگونه فریب خوردند، تا از آن پند بگیریم و سعی كنیم ما دیگر آن فریب را نخوریم. آن روز این مساله كه علی(علیه السلام) خلیفه باشد یا كسی دیگر، چندان مساله مهمی به نظر نمیآمد. مگر پهنه حكومت اسلام چه اندازه وسعت داشت و جمعیت مسلمانان چقدر بود؟ مگرچه مقدار ثروت در اختیار مسلمانان بود و پایتخت اسلام، شهر مدینه، چقدر جمعیت داشت؟ به جز چند خانه خشت و گلی و چند درخت خرما چه چیز دیگری داشت؟ آیا غیر از این بود؟ هر كس جانشین پیغمبر(صلی الله علیه وآله) میشد، مگرچه عایدش میگردید؟ اندك درآمدی حاصل از زكات در اختیار او قرار میگرفت كه بین فقرا تقسیم كند!
در آن زمان شاید بسیاری از آن مردم فكر نمیكردند كه چه انحراف بزرگی را در اسلام و تاریخ پایه گذاری میكنند. گمان میكردند با مسالهای ساده روبرو هستند و با خود میگفتند، چون ابوبكر و عمر، پدر همسران پیامبر(صلی الله علیه وآله) هستند، احترامشان بیشتر است! فعلااینها حكومت كنند، بعد از چندی نوبت به علی(علیه السلام) هم خواهد رسید!
اما كسانی كه این چنین ساده انگارانه به مساله نگاه میكردند، جای این بود كه فكر كنند، مگر خود پیامبر(صلی الله علیه وآله) متوجه نبود كه پدر همسرش عایشه مسن تر از دامادش است؟ چرا او را تعیین نكرد؟ چه سرّی در این بود كه روز غدیر، آن انبوه جمعیت را در آفتاب نگه دارد و آن همه اهتمام و مقدمه چینی درباره این مساله داشته باشد و از مردم اقرار بگیرد؟ پیامبر آن روز فرمود:الست اولی بالمومنین من انفسهم؛2 آیا من نسبت به مومنان سزاوارتر از خود آنها نیستم؟
آیا من وظیفه پیامبری را خوب و درست انجام دادم یا خیر؟ آیا مرا قبول دارید و اطاعت مرا لازم میدانید؟ این همه مقدمه چینی برای چه بود؟ چرا مسلمانان صدر اسلام اصلابه این مطالب فكر نكردند؟ در ماجرای سقیفه، چند نفر كه به خیال خود خیلی زرنگ، فرصت طلب و موقع شناس بودند و راه فریب دادن مردم و تبلیغات را خوب میدانستند، جلو افتادند و برخی از مردم از روی سادگی و كم تجربگی و ضعف شناخت، و عده ای نیز برای هوا و هوس، به دنبال آنها به راه افتادند و با این كار آنها مسیر اسلام عوض شد.
باید بدانیم شبیه این جریانات در آینده زندگی ما نیز محتمل است. ما تافته جدا بافته نیستیم و از عرش نازل نشدهایم! جبهه رفتههایمان از كسانی كه در جنگ احد و بدر شركت كردند بالاتر نیستند. اكثریت جامعه ما مثل اكثریت آنها است. انقلابیون ما نیز از كسانی كه صدر اسلام به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) ایمان آوردند، چندان محكمتر نیستند. مگر پدر عایشه، همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله)، از جمله كسانی نبود كه همان اوایل به آن حضرت ایمان آورد؟ بعضی از اصحاب سقیفه از «سابقین مهاجرین» و برخی از آنها از «اصحاب رضوان» و «عشره مبشّره» و جزو بیست نفر اولی بودند كه به پیامبر(صلی الله علیه وآله) ایمان آوردند. اما همین افراد مسیر انقلاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به انحراف كشاندند و از پیش خود برای آن حضرت جانشین تعیین كردند و اسمی از علی(علیه السلام) نبردند!
رعایت مصالح اسلام و جامعه اسلامی، تنها عامل در موضع گیریهای علی(علیه السلام) مساله دیگر در همین زمینه این است كه پس از انحراف خلافت از مسیر اصلی خود، امیرالمومنین(علیه السلام) چگونه رفتار كرد؟ گاهی تعبیر بعضی از ما شیعیان این است كه علی(علیه السلام) قهر كرد و در خانه نشست، یا این كه علی(علیه السلام) 25 سال خانه نشین شد. این گونه تعابیر درست نیست. اگر میگوییم خانه نشین شد، مقصود این است كه حق خلافت آن حضرت را غصب كردند، اما چنین نبود كه امیرالمومنین(علیه السلام) در كارهای مسلمانان دخالت نكند و قهر كرده، در خانه بنشیند و بگوید، یا همه آنچه كه اسلام گفته، باید باشد، یا هیچ چیز اسلام نباشد. به عكس، علی(علیه السلام) در متن مسایل اجتماعی حضور داشت و خلفا در هر مسالهای كه به مشكل برخورد میكردند به سراغ آن حضرت میآمدند. اهل تسنن در كتب معتبر روایی، در قضایای متعددی از خلیفه اول و دوم این مضمون را نقل كردهاند كه اگر امیرالمومنین(علیه السلام) نبود آنان در اداره امور حكومت در میماندند. خود اهل سنّت از خلیفه دوم نقل كردهاند كه گفت: لاابقانی اللّه لمعضله لیس لها ابوالحسن؛ خدا مرا نگه ندارد در مشكلی كه علی(علیه السلام) نباشد. هم چنین نقل شده كه خلیفه دوم بارها گفت:لولا علی لهلك عمر، اگر علی(علیه السلام) نبود عمر هلاك میشد.
بسیاری از اوقات، خلفا در مسایل جنگی با حضرت مشورت و طبق نظر ایشان عمل میكردند. اگر علی(علیه السلام) از حكومت و جامعه قهر كرده بود، پس این روایات چیست؟ بنابراین باید به این نكته توجه كرد كه حضرت علی(علیه السلام) نفرمود، حال كه خلافت مرا نپذیرفتید من هم با شما كاری ندارم! آن حضرت(علیه السلام) مصلحت اسلام را رعایت میكرد، نه آن كه قهر كند و بگوید حال كه خلافت من نشد پس هیچ! شعار «یا همه یا هیچ»، در مكتب اهل بیت(علیهم السلام) در چنین مواردی پذیرفتنی نیست. اگر زمانی ممكن نشد تمام احكام اسلام اجرا شود، آیا باید قهر كنیم و برویم در خانه بنشینیم، یا باید سعی كنیم به همان اندازه كه امكان دارد احكام اسلام را اجرا كنیم؟ رویه درست این است كه اگر نود درصد ممكن است احكام اسلام پیاده شود، به اندازه همان نود درصد، اگر نشد، هشتاد درصد، و خلاصه هر مقدار كه ممكن است، باید همان را عمل كنیم، نه آن كه كناره بگیریم و هیچ اهتمامی به اجرای احكام اسلام نداشته باشیم. اگر چنین سیرهای از سوی ائمه(علیهم السلام) در پیش گرفته میشد، اسمی از اسلام باقی نمیماند. ظلمی كه به امیرالمومنین(علیه السلام) شد در تاریخ بیسابقه بود، اما عكسالعمل آن حضرت این نبود كه قهر كند و كنار برود. در هر موردی باید مصلحت اسلام سنجیده شود. طبق برخی روایات، در داستان فدك وقتی حضرت زهرا(علیهاالسلام) به خانه برگشتند به امیرالمومنین(علیه السلام) عرض كردند كه چرا كمك نمیكنی تا حق خود را بگیرم. حضرت(علیه السلام) فرمود: اگر میخواهی صدای اذان بلند باشد، باید تحمّل كنی؛یعنی اگر میخواهی اسلام باقی بماند و در همین حدی كه الآن هست به اسلام عمل شود، باید صبر پیشه كنی. این مساله (رعایت و تقدم مصالح اسلام و جامعه اسلامی در همه امور) یكی از درسهای بزرگی است كه باید از مكتب غدیر و امیرالمومنین(علیه السلام) بیاموزیم.منابع : روزنامه كيهان، شماره 19882 به تاريخ 17/12/89، صفحه 8
[ad_2]




