مقدمه :

یکی از مسائلی که پیوسته جنجال برانگیز بوده و اهل تسنن به شیعیان اعتراض می کنند ذکر مطاعن و انحرافات خلفا توسط شیعیان است . ایشان همه صحابه و خصوصا خلفا را افرادی عادل و پاک و عاری از هر گونه انحراف می دانند و معتقدند اگر هم به ظاهر انحرافی بوده است جای وارد کردن هیچ گونه خدشه و اخلالی در عدالت ایشان نیست بلکه در صورت خطا نیز ایشان از اجر معنوی برخوردار خواهند بود چون ایشان مجتهدند و به اجتهادشان عمل نموده اند لذا سب و لعن و بدگویی از ایشان و ذکر مطاعنشان حرام بوده و موجب شرک یا کفر است .
اما چه کنیم که بزرگان خود اهل سنت و محدثین برجسته ایشان و حتی بسیاری از راویان احادیث صحاح سته بر شیعیان پیش دستی کرده و خود سنت بدگویی به خلفا را راه انداختند .
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است این است که چرا بزرگانی از اهل سنت دست به این اقدام زدند ؟ چه امری انها را برآن داشت تا خلفا را دشنام دهند ؟ آنها از خلفا چه دیده یا شنیده بودند که ایشان را دشنام می دادند ؟
و بالاخره راز بدگویی ایشان از خلفای خود چه بوده است ؟

علمای اهل سنت در شرح حال بسیاری از بزرگان حدیث که جزو راویان صحاح ششگانه هستند گفته اند :
آنها به ابوبکر و عمر دشنام می داده اند .
برای نمونه شرح حال اسماعیل بن عبد الرحمن السدّی 1 تلید بن سلیمان 2 جعفر بن سلیمان الضبعی 3 و دیگران را ملاحظه نمایید .
ابن عدی در شرح حال حافظ بزرگ ، عبد الرحمان بن یوسف بن خراش می نویسد :
از عبدان شنیدم که می گفت : ابن خراش دو جلد کتاب که در معایب و مثالب شیخین نوشته بود را به بندار تحویل داد و با دو هزار درهم اجازه نقل انها را داد .
سپس ابن عدی در ادامه می گوید : به نظر من ابن خراش از روی عمد دروغ نمی گوید ( بدین معنا که وی دروغگو نیست . ) 4
پس آن کتاب 2 جلدی اکنون کجاست و چرا اثری از ان وجود ندارد ؟
احمد بن حنبل در کتاب العلل می گوید :
ابو عوانه 5 کتابی در معایب و بلایای اصحاب رسول خدا ص نوشته بود . سلّام بن ابی مطیع 6 نزد او آمد و گفت : ای ابی عوانه آن کتاب را به من بده .
ابو عوانه کتاب را به او داد و سلّام آن را گرفت و سوزاند . 7
به راستی در ان کتاب چه چیزی نوشته شده بود که سلام ان را به اتش کشید ؟
در میزان الاعتدال در شرح حال ابراهیم بن حکم بن زهیر کوفی آمده است :
ابو حاتم گوید : او روایاتی را در معایب معاویه نقل کرده است که ما انها را پاره کردیم. 8
در شرح حال حسین بن حسن اشقر ذکر کرده اند که : احمد بن حنبل از او حدیث نقل می کرد و می گفت به نظر من او درغگو نبوده است .به احمد گفتند : اشقر احادیثی را علیه ابوبکر و عمر روایت می کند و بابی در ذکر معایب انها نگاشته است . احمد بن حنبل گفت : حال که چنین است پس او شایستگی ندارد که از او نقل حدیث شود . 9
به راستی ان کتاب یا بابی که اشقر در معایب خلفا نوشته بود اکنون کجاست ؟
و چگونه شد که احمد بن حنبل کسی را که معتقد بود دروغ نمی گوید به یکباره کنار گذاشت ؟ ایا اشقر تنها در ذکر معایب شیخین دروغگو بوده است ؟
در شرح حال رجال و بزرگان و حافظان اهل سنت دشنام گویی به عثمان و معاویه فراوان دیده می شود .
علاوه بر اینکه در نیمه دوم قرن سوم ، لعن و طعن بر شیخین بسیار گزارش شده است . مثلا زائدة بن قدامه که در نیمه دوم قرن سوم می زیسته می گوید :
چه زمانه ای شده است ؟ مردم ابوبکر و عمر را دشنام می دهند . 10

حال سوال این است :

به راستی چرا برخی از بزرگان و راویان اهل سنت به خلفای خود دشنام می دادند ؟
آیا روایتی و بلکه روایتهایی به انها رسیده بود که ایشان را وادار به دشنام گویی به خلفا می کرد ؟و انها با دیدن ان اخبار به خود این اجازه را می دادند که به عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه فحش داده و لعن بفرستند ؟
اگر چنین است آن روایات اکنون کجاست ؟
ایا بعدها برخی دیگر از دلسوزان خلفا و ارادتمندان ایشان سعی در نابود کردن و کتمان ان اخبار نکردند ؟ چنانچه در لابه لای مطالب فوق این امر بر شما واضح گشت ؟
ایا اگر هم اکنون نیز ان اخبار و یا کتب موجود بود ، کسانی از اهل سنت بودند که از سیره قدمای خود در فحاشی به خلفا تبعیت کنند ؟
به راستی راز سب خلفا توسط بزرگان محدثین و روات اهل سنت چه بوده است ؟


منابع :

1- تهذیب التهذیب2/291
2-تهذیب الکمال 4/322
3- تهذیب التهذیب 2/82و83
4-الکامل فی الضعفاء 5/519
5-ابو عوانه یکی از بزرگان حفاظ و محدثان اهل سنت است که کتابی به نام صحیح ابی عوانه تالیف کرده است
6-ذهبی وی را چنین توصیف می کند : او پیشوای رهبران و از رجال صحیحین است
7- کتاب العلل و الرجال 1/60
8- میزان الاعتدال 1/27
9-تهذیب التهذیب 2/291
10- همان 3/264