جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
دينداري، ترس و بي نشاطي؟!
دينداري، ترس و بي نشاطي؟!
«فان مع العسر یسرا؛ همراه با سختی، آسانی است»(الشرح،آیه 5)؛ «لكیلاتاسوا علی مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم…؛ برای آنچه كه از دست داده اید، اندوهناك نباشید و برای آنچه كه به دست میآورید، شادمان و مسرور نباشید… ».(سوره حدید، آیه 23) بدین سان دین به معمای اشكال شرور در جهان آفرینش، پاسخ قانع كننده ای ارائه میدهد.
نویسنده: محمد مهدی تبریزی
شبهاتی پیرامون دین و اخلاق: شبهه اول: استقلال اخلاق از دین: یعنی بشر میتواند كاملاانسان اخلاق گرا باشد و در تبیین و اثبات اصول ارزشی و اخلاقی، به دین و وجود خدا نیازی ندارد.
شبهه دوم: زندگی دیندار، معجون از ترس خداست: یكی از شبهات مخالفان دین آن است كه انسان مومن -بخصوص مسلمان- دائم در حال ترس و وحشت از خدا و قیامت به سر میبرد و زندگی دنیوی خود را با ترس سپری میكند؛ این ترس در مراتبی منجر به مختل شدن حیات مادی و ترك دنیا و مواهب آن و بروز برخی رفتاهای به ظاهر نامعقول از فرد معتقد بدان است. درحالی كه در تبیین اخلاق دینی، یكی از كاركردهای مثبت اخلاق دین، نشاط بخشی به زندگی دنیوی ذكر شده است. به نحوی كه مدعی شدهاند كه معتقدان به اخلاق دینی از نشاط و شادابی فراوان و در عین حال انگیزه و افق عمیق در زندگی و تلاش گسترده در راستای نیل به اهداف و منویات خود و كسب بهترین و بالاترین موفقیتها و مراتب در عالم میباشند. نقد و نظر: در نقد این شبهه نكات ذیل قابل تامل است:
1- در این شبهه، وجود خدا، وجود ترسناك و هراسناك معرفی و تصویر شده است كه انسان وقتی به یاد او میافتد، خود به خود حالت ترس و رعب بر وی عارض میشود. لكن این صرف توهم و خیال پردازی منتقدان است. زیرا وجود خداوند، وجودی كامل، زیبا و جامع همه صفات كمال و برتر مانند خیر خواهی، رحمت، رافت، مهربانی و غیره است.(1) خداوند خودش رادر قرآن كریم «ارحم الراحمین؛ بخشنده و مهربان»، «رئوف»، «شكور» و «رازق» معرفی و وصف كرده است. بر این اساس، وجود حقیقی خداوند، وجود كامل، زیبا و دوست داشتنی است كه انسانهای والامرام درصدد لقای آن مقام قدسی هستند. ذكر و یاد خداوند رئوف نه رعب انگیز بلكه مایه آرامش خاطر مسلمانان است. باری! خداوند به متخلفان و كافران كه از غایت هدف اصلی انسانیت، یعنی رستگاری و سعادت در آخرت دور افتاده، هشدارهای متعددی میدهد تا دوباره در مسیر انسانیت گام بردارند. هشدارهای خداوند از طرق مختلف ازجمله عذابهای آخرت مثل جهنم است. لذا اگردر اسلام و در كتب آسمانی دیگر از عذاب آخرت و جهنم سخن رفته است، به منظور اصلاح انسان و برای نفع اوست.
2- نكته دیگر اینكه اسلام تنها به تهدید و عذاب آخرت متخلفان بسنده نكرده، بلكه در كنار تهدید به آمرزش و بخشیدگی گناهان نیز اهتمام خاصی مبذول داشته است، به گونه ای كه انسان از یك سو به رافت و لطف خدا امیدوار و از سوی دیگر به عذابش خوفناك است.
3- نكته دیگر اینكه عذاب آخرت از جنس عذابهای اعتباری و قراردادی نیست؛ بدین صورت كه خداوند در آخرت پیشاپیش عذاب و جهنمی را برای كفار و متخلفان مهیا كرده باشد، بلكه عذاب آخرت، با جرم و گناه انسان متخلف رابطه تكوینی و علی و معلولی دارد كه در اصطلاح كلامی و دینی از آن به «تجسم اعمال» تعبیر میشود. (2) درواقع عذاب دهنده نه خدا بلكه عمل انسان است و انسان از جرم و عمل خویش باید بترسد.
4- دین عامل معنا بخشی به دنیا است. در نقد شبهه استقلال اخلاق از دین به تفصیل بیان شد كه یكی از كاركردهای مهم دینداری، نشاط بخشی به حیات دنیوی انسان است.
زندگی مادی دنیا از انواع دردها، رنج ها، كاستی ها و شكوه ها، مملو و آمیخته و تحمل آن برای انسان یك دغدغه و مشكل است. علاوه بر این، مشكل مرگ و منتهی شدن زندگی موقت هر انسانی به مرگ و نیستی كه ظاهر آن است، زندگی دنیوی و این همه تلاش و كوشش در آن، همچنین اصول قابل احترام مانند فرهنگ ایثار و فداكاری را بی معنا، نامطبوع، مضطرب و پریشان كرده است. اما دین و اعتقاد به عالم دیگر و اینكه زندگانی و سعادت حقیقی در آن جهان تعبیه شده است، به حیات مادی انسان، معنا و مفهوم دیگری میبخشد و انسان را در اعمال دنیوی خود امیدوار و با نشاط میكند، چرا كه درد و رنج، هرچند سنگین باشد، موقت است و از سوی آفریدگار جهان جبران خواهد شد.
«فان مع العسر یسرا؛ همراه با سختی، آسانی است»(الشرح،آیه 5)؛ «لكیلاتاسوا علی مافاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم…؛ برای آنچه كه از دست داده اید، اندوهناك نباشید و برای آنچه كه به دست میآورید، شادمان و مسرور نباشید… ».(سوره حدید، آیه 23) بدین سان دین به معمای اشكال شرور در جهان آفرینش، پاسخ قانع كننده ای ارائه میدهد. (3)
از منظر انسان متدین، دنیا و هستی با مرگ به پایان نمی رسد، بلكه دریچه ای بسوی حیات سرمدی و مطبوع است. (سوره نحل، آیه 32) نكته دیگر اینكه انسان متاله، همیشه خداوند را همراه، مانوس و حافظ خویش احساس میكند و بدینسان از هراس تنهایی و غربت به دور است. «ان الله یحول بین المرء و قلبه…؛ خداوند میان هر فرد و قلب آن قرار داشته و (از اسرار درونی همگان آگاه است)».(سوره انفال، آیه 24)«نحن اقرب الیه من حبل الورید…؛ من به بنده خود از رگ گردن نزدیكترم».(سوره ق، آیه16)«الاان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون الذین آمنوا و كانوا یتقون لهم البشری فی الحیات الدنیا و فی الآخره…، اولیاو دوستان خدا هیچ ترس و حزن و اندوهی برای ایشان نیست، كسانی كه ایمان آورده و تقوا پیشه كرده اند، برای ایشان شادمانی و سرور است در زندگی دنیا و حیات آخرت…».(سوره یونس،آیات 64-62)
شبهه سوم: مبنای اخلاق و رفتار دینی فارق از اختیار و مسئولیت پذیری یكی دیگر از شبهات منتقدان این است كه ملاك و مبنای اخلاق و رفتار هر انسان باید اصل اختیار، مسئولیت پذیری، وظیفه اجتماعی و عواطف انسانی و نوعدوستی باشد، اما ادیان به جای این اصول، ملاك رفتار و كردار انسان را ترس از خدا قرار میدهند و مدام مسئله ترس از خدا و عذاب آخرت را به انسان گوشزد میكنند. شخص دیندار نیز بر این مبنا، رفتار و اخلاق خود را پایه ریزی میكند. به تعبیر دیگر، انسان متدین تنها به دنبال رضایت خدا و امان بودن از عذاب اوست.(4)
این شبهه توسط بعضی ملحدان مانند گیب، مكی، هنس كونگ و به تبع آن در بعضی سایتها تبلیغ میشود. (5)منابع : روزنامه رسالت، شماره 7327 به تاريخ 11/5/90، صفحه 6
[ad_2]




