دنيا فرصت ويژه‌اي براي ما است

دنیا فرصت ویژه‌ای برای اشرف مخلوقات است تا راه رشد و تعالی را با اختیار خود طی نماید در این بین انسان‌های نیکوکار با اعمال نیک و گناه کاران با توبه و برگشت به مسیر حق می‌توانند راه رسیدن به مقامات عالی بپیمایند غالبا فرصت‌ها و اندرزهای مناسبی برای گناه کاران واقع می‌شود که برگشت به مسیر رشد و تعالی را برای آنها مهیا می‌سازد.
خواست خداوند خیر و تعالی بندگان است لذا گناه کاران با توبه و اختیار خود می‌توانند عاقبت بخیری را برای خود رقم زنند.
خداوند در قرآن كريم به پیامبر مي‌فرمايد: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: «اى بندگان من که برخود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است…»[زمر، آیه 53]
توبه بخشی از فضل عظيم الهي براي بندگان گناه کار است.
امام زين العابدين(علیه‌السلام) در مناجات تائبين می‌فرماید:
دري به سوي عفو خود گشوده‌اي و نامش را توبه نهاده‌اي و فرموده‌اي باز گرديد به سوي خدا و توبه كنيد، توبه خالص. حال كه اين در رحمت باز است عذر كساني كه از آن غافل شوند، چيست؟
در نظام احسن آفرینش، علاوه بر فرشتگان که انگیزه‌ای جز طاعت الهی ندارند و در این مسیر، خستگی و کسالت هم بر آنها مستولی نمی‌شود سطح بالاتری از قابلیت نیز وجود داشت و آن هم آفرینش ویژه‌ای است که می‌تواند در بین کشش‌های متعدد و نیرومند، با قدرت و اختیارش، مسیر طاعت الهی را بپیماید.
طبیعی است که فیاض مطلق، این آفرینش ویژه را درقالب اشرف مخلوقات متجلّی ساخت، بنابراين شگفتی‌های زیبایي همچون پاکی حضرت یوسف حتی در دام زلیخا، اطاعت حضرت ابراهیم ولو با عشق به فرزند و… محقق شد.
آفرینش الهی در تمام ابعاد، کامل و بی عیب است حتی یک دانه ریز، از کمال همین دانه اینکه استعداد رشد و تبدیل شدن به یک درخت تنومند را داراست.
انسان گناه کار نیز با توبه قابلیت رسیدن به مقامات عالی را کسب می‌کند. در این بین اگر دانه به رشد تعالی نرسد مقصر نیست چون شرایط برایش فراهم نشد امّا در مورد انسان گناه کار چنین نیست؛ چون شرط رشد و تعالی انسان منوط به تکالیف الهی است و خدواند هیچ انسانی ولو گناه کار و عاصی را بیشتر از توان و اختیارش تکلیف نمی‌کند “لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها…”[بقره، 286] لذا هرکه سستی و تنبلی نماید، مقصر است.
در عين حال تکالیفي که براي ما تعيين کرده، موجب تعالی وجودي ماست؛ او نيازي به عبادات و اطاعات ما ندارد، اينها در واقع کلاس‌هاي تربيتي ما هستند؛ به عنوان مثال، در بسياري از کشورها سوادآموزي الزامي است و اين سوال پيش مي‌آيد که چه لزومي دارد افراد را وادار به تحصيل علم و دانش کنند؟ هر کس در جواب مي‌گويد اين کاري است که مي‌بايست بشود و نتيجه‌اش عايد خود اين افراد مي‌گردد.
اندیشمندان با اینکه قادر به تشخیص و تفکیک دانش آموزان درس خوان از تنبل می‌باشند ولیکن قائل به محروم کردن دانش آموزان ضعیف نیستند و قرار گرفتن در محیط رشد تحصیلی را برای همگان لازم و اجباری می‌دانند.
خدواند نیز با علم به گناه‌کار بودن بعضی از انسان‌ها، آنها را از فرصت استثنایی رشد و تعالی در دنیا محروم نکرد؛ شاید که بهره برند.