دعای ابو حمزه ثمالى

خانه » دعای ابو حمزه ثمالى

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

دعای ابو حمزه ثمالى

در مصباح شيخ است كه روايت كرده ابو حمزه ثمالى‏كه حضرت‏امام زين‏العابدين‏عليه السلام درماه رمضان بيشتر از شب را نماز مى‏كرد و چون سحر مى‏شد اين دعا را مى‏خواند:

اِلهى‏ لا تُؤَدِّبْنى‏ بِعُقوُبَتِكَ، وَلا تَمْكُرْ بى‏ فى‏ حيلَتِكَ، مِنْ اَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ

خدايا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من با حيله‏ات از كجا خيرى بدست آورم‏

يا رَبِّ، وَلا يوُجَدُ اِلاَّ مِنْ عِنْدِكَ، وَمِنْ اَيْنَ لِىَ النَّجاةُ، وَلا

اى پروردگار من با اينكه خيرى يافت نشود جز در پيش تو و از كجا نجاتى برايم باشد با

تُسْتَطاعُ اِلاَّ بِكَ، لاَ الَّذى‏ اَحْسَنَ اسْتَغْنى‏ عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ،

اينكه نجاتى نتوان يافت جز به كمك تو نه آن‏كس كه نيكى كند بى‏نياز است از كمك تو و رحمتت

وَلاَ الَّذى‏ اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيْكَ، وَلَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ‏

و نه آنكس كه بد كند و دليرى بر تو كند و خوشنوديت نجويد از تحت قدرت تو بيرون رود

قُدْرَتِكَ، يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ (بگويد تا آنكه نفس قطع شود) [بِكَ‏] عَرَفْتُكَ،

اى پروردگار من … بوسيله خودت من ترا شناختم‏

وَاَنْتَ دَلَلْتَنى‏ عَلَيْكَ، وَدَعَوْتَنى‏ اِلَيْكَ، وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ،

و تو مرا برخود راهنمايى كردى و بسوى خود خواندى و اگر تو نبودى من ندانستم كه تو كسيتى‏

اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اَدْعوُهُ فَيُجيبُنى‏، وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ يَدْعوُنى‏،

ستايش خدايى‏را كه مى‏خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتى مى‏خواندم بكندى به درگاهش روم‏

وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اَسْئَلُهُ فَيُعْطينى‏، وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يَسْتَقْرِضُنى‏،

و ستايش خدايى را كه مى‏خواهم از او و به من عطا مى‏كند و اگرچه در هنگامى كه او از من چيزى قرض خواهد من بخل كنم‏

وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتى‏، وَاَخْلوُ بِهِ حَيْثُ شِئْتُ‏

و ستايش خدايى را كه هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براى‏

لِسِرِّى‏ بِغَيْرِ شَفيعٍ فَيَقْضى‏ لى‏ حاجَتى‏، اَلْحَمْدُللَّهِ‏ِ الَّذى‏ لا اَدْعُو غَيْرَهُ،

راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد ستايش خدايى را كه جز او

وَلَوْ دَعَوْتُ غَيْرَهُ، لَمْ يَسْتَجِبْ لى‏ دُعآئى‏، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ لا اَرْجُو

كسى را نخوانم و اگر غير او ديگرى را مى‏خواندم دعايم را مستجاب نمى‏كرد و ستايش خدايى را كه بجز او

غَيْرَهُ، وَلَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ، لَأَخْلَفَ رَجآئى‏، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ وَكَلَنى‏

اميد ندارم و اگر به غير او اميدى داشتم نااميدم مى‏كرد و ستايش خدايى‏را كه مرا به حضرت خود

اِلَيْهِ فَاَكْرَمَنى‏، وَلَمْ يَكِلْنى‏ اِلَى النَّاسِ فَيُهينُونى‏، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏

واگذار كرده و از اين‏رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند و ستايش خدايى را كه‏

تَحَبَّبَ اِلَىَّ وَهُوَ غَنِىٌّ عَنّى‏، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ يَحْلُمُ عَنّى‏، حَتّى‏ كَاَ نّى‏

با من دوستى كند در صورتى كه از من بى‏نياز است و ستايش خدايى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جايى كه‏

لا ذَنْبَ لى‏، فَرَبّى‏ اَحْمَدُ شَى‏ءٍ عِنْدى‏ وَاَحَقُّ بِحَمْدى‏، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَجِدُ

گويا گناهى ندارم پس پروردگار من ستوده‏ترين چيزها است نزد من و به ستايش من سزاوارتر است خدايا من همه راههاى‏

سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيْكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيْكَ مُتْرَعَةً،

مقاصد را به سوى تو باز مى‏بينم و چشمه‏هاى اميد را بسويت سرشار مى‏يابم‏

وَالْأِسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً، وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيْكَ‏

و يارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بى‏مانع است و درهاى دعاى بسوى تو براى‏

لِلصَّارِخينَ مَفْتوُحَةً، وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرَّاجى‏ بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ، وَلِلْمَلْهوُفينَ‏

فريادكنندگان باز است و به خوبى مى‏دانم كه تو براى اجابت شخص اميدوار آماده‏اى و براى فريادرسى اندوهگينان‏

بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ، وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى‏ جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً

مهياى فريادرسى هستى و براستى مى‏دانم كه در پناهندگى به جود و كرمت و خوشنودى به قضا و قدرت عوضى است‏

مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ، وَمَنْدوُحَةً عَمَّا فى‏ اَيْدِى الْمُسْتَاْثِرينَ، وَاَنَ‏

از جلوگيرى كردن بخيلان و گشايشى است از احتياج بدانچه در دست دنياطلبان است و براستى‏

الرَّاحِلَ اِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ، وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ، اِلاَّ اَنْ‏

كوچ‏كننده به درگاهت راهش نزديك است و مسلماً تو از خلق خود در حجاب نشوى مگر آنكه‏

تَحْجُبَهُمُ الْأَعمالُ دوُنَكَ، وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيْكَ بِطَلِبَتى‏، وَتَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ‏

كردارشان ميان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبى كه دارم قصد تو را كرده‏

بِحاجَتى‏ وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتى‏، وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلى‏ مِنْ غَيْرِ

و با حاجت خود رو به‏درگاه تو آوردم و استغاثه‏ام را به‏درگاه تو قرار دادم و دعاى تو را دست‏آويز خود كردم بى‏آنكه من‏

اسْتِحْقاقٍ لاِسْتِماعِكَ مِنّى‏، وَلاَ اسْتيجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّى‏، بَلْ لِثِقَتى‏

استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوى و نه مستوجب آنم كه از من بگذرى بلكه بدان اعتمادى كه من‏

بِكَرَمِكَ، وَسُكوُنى‏ اِلى‏ صِدْقِ وَعْدِكَ، وَلَجَائ‏ اِلىَ الْإيمانِ‏

به كرم تو دارم و آن اطمينانى كه به درستى وعده‏ات دارم و به خاطر پناهندگيم به ايمان‏

بِتَوْحيدِكَ، وَيَقينى‏ بِمَعْرِفَتِكَ مِنّى‏ اَنْ لا رَبَّ [لى‏] غَيْرُكَ، وَلا اِلهَ اِلاَّ

و اعتقادى كه بر يگانگى تو دارم و يقينى كه به معرفت و شناسايى تو دارم كه مى‏دانم پروردگارى غير

اَنْتَ، وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ، اَللّهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَوَعْدُكَ‏

تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد يگانه‏اى كه شريكى برايت نيست خدايا تو فرمودى و گفتارت حق و وعده‏ات‏

صِدْقٌ، وَاسْئَلوُا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً، وَلَيْسَ مِنْ‏

راست است (كه فرمودى) «و درخواست كنيد خدا را از فضلش كه براستى او به شما مهربان است» و رسم تو چنان نيست‏

صِفاتِكَ يا سَيِّدى‏ اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيَّةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ‏

اى آقاى من كه دستور سؤال بدهى ولى از عطا و بخشش دريغ نموده و خوددارى كنى و تويى بخشاينده‏

بِالْعَطِيَّاتِ عَلى‏ اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ، وَالْعائِدُ عَلَيْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ، اِلهى‏

به عطايا بر اهل كشور خود و متوجه بدانها به مهربانى و رأفتت خدايا

رَبَّيْتَنى‏ فى‏ نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً، وَنَوَّهْتَ بِاسْمى‏ كَبيراً، فَيامَنْ‏

مرا در خردسالى در نعمتها و احسان خويش پروريدى و در بزرگى نامم را بر سر زبانها بلند كردى پس اى كه‏

رَبَّانى‏ فِى الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ، وَاَشارَ لى‏ فِى الْأخِرَةِ

در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمتهاى خود پروريدى و براى آخرتم‏

اِلى‏ عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ، مَعْرِفَتى‏ يا مَوْلاىَ دَليلى‏ عَلَيْكَ، وَحُبّى‏ لَكَ شَفيعى‏

به‏عفو وكرم اشارت فرمودى اى‏مولاى من شناساييم به‏تو راهنماى‏من بسوى‏تو است و محبتى كه به تو دارم شفيع من است‏

اِلَيْكَ، وَاَنَا واثِقٌ مِنْ دَليلى‏ بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعى‏ اِلى‏

به درگاهت و من از راهنمايى كردن اين دليلم بسوى تو مطمئنم و از پذيرفتن شفيعم از جانب تو

شَفاعَتِكَ، اَدْعوُكَ يا سَيِّدى‏ بِلِسانٍ قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ، رَبِّ اُناجيكَ‏

آسوده خاطرم مى‏خوانمت اى آقاى من به زبانى كه گناه لالش كرده پروردگارا با تو راز گويم‏

بِقَلْبٍ قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ، اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً، اِذا

بوسيله دلى كه جنايت به هلاكتش كشانده مى‏خوانمت اى پروردگار من هراسان و خواهان‏و اميدوار و ترسان،

رَاَيْتُ مَوْلاىَ ذُنوُبى‏ فَزِعْتُ، وَاِذا رَاَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَاِنْ عَفَوْتَ‏

اى مولاى من هنگامى‏كه گناهانم را مشاهده مى‏كنم هراسان شوم و چون بزرگوارى تو را بينم به طمع افتم خدايا اگر بگذرى‏

فَخَيْرُ راحِمٍ، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِمٍ، حُجَّتى‏ يا اَللَّهُ فى‏ جُرْاَتى‏ عَلى‏

بهترين مهرورزى و اگر عذاب كنى ستم نكرده‏اى، دليل و بهانه من اى خدا در اينكه دليرى كنم‏

مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْيانى‏ ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ، وَعُدَّتى‏ فى‏ شِدَّتى‏ مَعَ‏

در سؤال كردن از تو با اينكه رفتارم خوشايند تو نيست همان جود و كرم تو است و ذخيره من در سختيم با

قِلَّةِ حَيائى‏ رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ، وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَيْنَ ذَيْنِ‏

بى‏شرمى من همان رأفت و مهربانى تو است و براستى اميدوارم كه نوميد مكنى ميان اين وآ ن آروزيم را

وَذَيْنِ مُنْيَتى‏، فَحَقِّقْ رَجآئى‏، وَاسْمَعْ دُعآئى‏، يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ،

پس اميدم را صورت عمل ده و دعايم را شنيده گير اى بهترين كسى كه خوانندگان بخوانندش‏

وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ، عَظُمَ يا سَيِّدى‏ اَمَلى‏، وَسآءَ عَمَلى‏، فَاَعْطِنى‏

و برتر كسى كه اميدواران بدو اميد دارند اى آقايم آرزويم بزرگ و عملم زشت است پس تو

مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلى‏، وَلا تُؤاخِذْنى‏ بِاَسْوَءِ عَمَلى‏، فَاِنَّ كَرَمَكَ‏

از عفو خويش به اندازه آرزويم به‏من بده و مرا به بدترين عملم مؤاخذه مكن زيرا كرم تو برتر است‏

يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ، وَحِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ،

از مجازات گنهكاران و بردباريت بزرگتر است از مكافات تقصيركاران‏

وَاَ نَا ياسَيِّدى‏ عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ‏

و من اى آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گريخته‏ام و خواستارم آنچه را وعده كردى از

الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً، وَما اَ نَا يا رَبِّ وَما خَطَرى‏، هَبْنى‏

چشم‏پوشى نسبت به كسى كه خوش‏گمان به تو است، من چه‏ام پروردگارا؟ و چه اهميتى دارم؟ مرا

بِفَضْلِكَ، وَتَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ، اَىْ رَبِّ جَلِّلْنى‏ بِسَِتْرِكَ، وَاعْفُ عَنْ‏

به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيكى كن و منت‏گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان‏

تَوْبيخى‏ بِكَرَمِ وَجْهِكَ، فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلى‏ ذَنْبى‏ غَيْرُكَ ما فَعَلْتُهُ،

و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگرى جز تو بر گناهم آگاه مى‏شد آن گناه را انجام نمى‏دادم‏

وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ، لا لِأَنَّكَ اَهْوَنُ النَّاظِرينَ، وَاَخَفُ‏

و اگر از زود به كيفر رسيدن مى‏ترسيدم باز هم خوددارى مى‏كردم و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براى آن بود كه تو سبكترين بينندگانى‏

الْمُطَّلِعينَ، [عَلَىَّ ]بَلْ لِأَنَّكَ يارَبِّ خَيْرُ السَّاتِرينَ، وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ،

و يا بى‏مقدارترين مطلعين هستى بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترين پوشندگان و حكم‏كننده‏ترين حاكمان‏

وَاَكْرَمُ الْأَكْرَمينَ، سَتَّارُ الْعُيوُبِ، غَفَّارُ الذُّنوُبِ، عَلاَّمُ الْغُيوُبِ، تَسْتُرُ

و گرامى‏ترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهانى گناه را به كرمت مى‏پوشانى‏

الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ، وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ حِلْمِكَ بَعْدَ

و كيفر را به واسطه بردباريت به تأخير اندازى پس تو را ستايش سزا است بر بردباريت پس‏

عِلْمِكَ، وَعَلى‏ عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ، وَيَحْمِلُنى‏ وَيُجَرِّئُنى‏ عَلى‏

از دانستن و بر گذشتت پس از توانايى داشتن و همين گذشت تو از من مرا وادار كرده و دلير ساخته بر

مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنّى‏، وَيَدْعوُنى‏ اِلى‏ قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَىَّ،

نافرمانيت و همان پرده پوشيت بر من مرا به بى‏شرمى واداشته‏

وَيُسْرِعُنى‏ اِلَى التَّوَثُّبِ عَلى‏ مَحارِمِكَ مَعْرِفَتى‏ بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ،

و همان معرفتى كه من به فراخى رحمتت دارم و بزرگى عفوت مرا بدست زدن به كارهاى حرام شتابان مى‏كند

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا