جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
در هر دلی از هواش میلی ؛ گیسوش چو لیل و نام لیلی ..
در هر دلی از هواش میلی ؛ گیسوش چو لیل و نام لیلی ..خدا مشتی خاک را بر گرفت . می خواست لــــیلــــی را بسازد .
از خود در او دمید . و لـــــیلــــی پیش از آنکه با خبر شود ، عاشق شد .
سالیانی است که لــــیلــــی عشق می ورزد . لــــیلــــی باید عاشق باشد ،
زیرا خدا در او دمیده است و هرکه خدا در او بدمد ، عاشق می شود .
لــــیلــــی نام تمام دخــــتــــران زمین است ؛ نام دیگر انــــســــان .
خدا گفت : به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید .
آزمونتان تنها همین است : عشق . و هرکه عاشق تر آمد ، نزدیکتر است .
پس نزدیکتر آیید ، نزدیکتر .
عشق ، کمند من است . کمندی که شما را پیش من می آورد . کمندم را بگیرید .
و لــــیلــــی کمند خدا را گرفت .
خدا گفت : عشق ، فرصت گفت و گو است . گفت و گو با من .
با من گفت و گو کنید .
و لــــیلــــی تمام کلمه هایش را به خدا داد . لــــیلــــی هم صحبت خدا شد .
خدا گفت : عشق ، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند .
و لــــیلــــی مشتی نور شد در دستان خداوند .. .
” عرفان نظر آهاری “
[ad_2]




