جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
درد دل امام زمان(عج) با امام حسین(ع)
![]()
درد دل امام زمان(عج) با امام حسین(ع) … بخون و برای غریبی مولامون گریه کن!
توضیح : بیشتر بندهای این شعر از زیارت ناحیه مقدسه که در آن امام زمان(ع) در خطاب به امام حسین(ع) درد دل میکند و روایات دیگر که امام زمان(ع) فرموده اند گرفته شده است!دوستان لطفا با حضور قلب بخوانید … در آن لحظه که اشکهای گرمتان میچکد ما را هم از دعای خیرتان بی بهره نسازید!حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
حسین جانمهدی ام مهدی خسته
دلم از بی وفایی ها شکستهحسین جانمانده ام تنهای تنها
شده کرب و بلایم کوه و صحراحسین جانکاش من جای تو بودم
چو یارانت بُدم گِرد وجودتشما گفتی ولی آنها نرفتندمرا یاران همه ، یک یک برفتندحسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
حسین جانسال ها در انتظارم
هنوز حسرت به یاران تو دارمحسین جانانتقام نگرفته ام من
به جای امّتم شرمنده ام منحسین جانقطعه قطعه جسم اکبر(ع)
سر افتاده ی علی اصغر(ع)دو کتف خونی و مشک ابالفضل(ع)کنارعلقمه اشک ابالفضل(ع)صدای ناله ی جانسوز زهرا(س)فرار کودکان در دشت وصحراهمه منزل به منزل در اسارتچنان که شد به آل تو جسارت …حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
هر آنچه عمه ام زینب(س) کشیدهبود هر صبح و شام در پیش دیدهز قلبم میزند بیرون شرارهچه کاری سخت تر از انتظارهحسین جاناز شما شرمنده هستم
گناه امّتم بسته دو دستمچه قدر دیگر بگویم من به امّتدعا باشد کلید قفل غیبت …حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
حسین جان امّتم بر تو بگریند نمیدانند که خود با من چه کردندهزارو یکصدو هفتادو پنج سالچه کم آنکس که پرسیده زمن حالهزارو یکصدو هفتادو پنج سالچه میداند کسی دارم چه احوالهزارو یکصدو هفتادو پنج سالبه دست و پای من زنجیر اعمالهزارو یکصدو هفتادو پنج سالبرای عمّه ام زینب میزنم پروبالهزارو یکصدو هفتادو پنج سالبه دل مانده هزار امید و آمالحسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
توی کرب و بلای این زمونهآدم قدر ابالفضل(ع) و نمی دونهتوی کرب و بلای این زمونهکسی وقت عمل باقی نمی مونهتوی کرب و بلای این زمونه
چه قدر تیر گنه سویم روونهتوی کرب و بلای این زمونهندارم زینبی حرفم رسونهحسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته
شما با آن مصیبت ها که دیدیبه امید ظهورم پر کشیدیخدا داند چه قدر در انتظاریز خون باری چشمم بی قراریحسین جانکاش بودند عاشقانی
زبانی نه حقیقی یاورانی …گناهان را به اشک خود بشویندظهورم را بخواهند از خداوندخدا اذن فرج میده به دعوتبرای انبیا اینگونه سنتاگر شیعه وفا میکرد به بیعتنبود تاخیر به روی عصرغیبتحسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته …
[ad_2]





