جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
خویشاوندی نزدیک
خویشاوندی نزدیک
![]()
امیرالمومنین علیه السلامدر تبيين نزديک بودنش به پيامبر خدا صلي الله عليه وآلهمی فرمایند:
جايگاه مرا نسبت به پيامبر خدااز نظر خويشاوندي نزديک و منزلت ويژه، می دانيد. در زمانی که من خُردسال بودم، مرا در آغوشش می نشاند، به سينه اش می فشرد، در رختخوابش ميخواباند، بوي بدنش را به مشامم می رساند. نه در سخن گفتن، دروغي از من شنيد و نه در کردار [ من]، لغزشي يافت.
[محمّد صلي الله عليه وآله] از دوراني که از شير گرفته شد، خداوند متعال، بزرگترين فرشته از فرشتگانش را همراهش کرد تا شب و روز به راه بزرگواري ها و خوبي هاي نيکوي جهان، رهنمونش گرداند و من همچون بچّه شتري که پاي در جا پاي مادرش مي نهد، دنبالش مي رفتم. در هر روز، نشاني از اخلاقش را فرا رويم بر مي افراشت و به من دستور مي داد تا از آن پيروي کنم. هر سال در حرا سُکنی ميگزيد و من وي را مي ديدم و جز من، کسي او را نمي ديد. در آن روزها، اسلام، جز به خانه پيامبر خدا که وي و خديجه در آن بودند و من سومين آنها بودم، وارد نشده بود.
«من نور وحي و رسالت را ميديدم و عطر نبوّت را ميبوييدم.»
هنگامي که وحي بر آن حضرت نازل شد، ناله شيطان را شنيدم و گفتم: اي پيامبر خدا! اين ناله چيست؟ فرمود:
«اين، شيطان است که از پرستيده شدن، نا اميد گشته است. تو، آنچه را که من مي شنوم، مي شنوي و آنچه را که مي بينم، مي بيني؛ جز آن که پيامبر نيستي؛ امّا تو وزير [ من] و بر مسير خيري»[1]
همچنین در کلامی دیگر می فرمایند:
« پيامبر خدا در کودکي ام مرا از پدرم خواست و من، همخوراک و همنوش و همدم و هم سخنش بودم.»[2]———————
[1] نهج البلاغة، بحار الأنوار:147:264:63.
[2] الخصال572.
ابوتراب
[ad_2]





