جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
حسی به رنگ مرگ
چهار پایه
روی چهار پایه ایستاده بود. میدانست یک ثانیه دیگر بیش زنده نیست .ایستاد و تمام نیروی خود را به چهار پایه منتقل کرد ، چشمانش که نیمه باز بود را باز کرد و به روبرو خیره شد آنقدر در امتداد مسیر چشمانش خیره ماند که وقتی پلک زد تصویری که در ذهن خود داشت تار شد.
– به مرده ها هم بگید برام گریه کنند.
😥
[ad_2]




