جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
جایی برای بزدل ها نیست
پوشیدن پیراهن رئال مادرید یک افتخار بزرگ است . مطمئنا هر بازیکن حتی اگر یک روز هم این فرصت را داشته باشد که پیراهن تیمی نظیر رئال مادرید را بر تن خود کند ، می تواند تا سالها به آن ببالد . پس طبیعی است که وقتی بازیکنی همچون لاسانا دیارا که شاید در بهترین حالت بتوان او را یک هافبک دفاعی پر فراز و نشیب دانست ، از پوشیدن این پیراهن سرکشی می کند ، باید در سلامت عقلش دچار تردید شد .
برای درک بهتر این موضوع سراغ یک نام دیگی می رویم ، نامی که مطمئنا هنوز از یاد هواداران رئال مادرید نرفته است و آن کسی نیست به جز رافائل فن در فارت هلندی . کمتر از یک سال پیش بود که در شرایطی نامتعادل و روی اصرار مشکوک فلورنتینو به دک کردن هلندی ها (که برخی آن را به روابط اقتصادی نامطلوبی که با یک کمپانی هلندی داشته ربط می داده اند) که والدانو هم آن را عملی کرد ، با مبلغی که برای بازیکنی در حد و اندازه های رافا عجیب به نظر می رسید ، راهی تاتنهام شد .
به دو سال پیش بر می گردیم ، در روزهایی که همه در پروژه بیرون کردن هلندی ها ، بیشترین شانس جدایی را به VDV می دادند ، او تصمیم گرفت که بماند تا فصل اول حضورش در رئال مادرید را جبران کند . می دانست که در فصل اول زیر نظر شوستر و راموس به علت بیماری همسرش که از نظر روانی روی عملکردش تاثیر گذاشته بود ، نتوانسته بود که بازی واقعی خود را ارائه دهد ، پس تصمیم گرفت که بماند . برخی ها اعتقاد داشتند که سایه کاکای 67 میلیونی و گرانروی جوانی که امید زیادی به او می رفت ، بالای سرش سنگینی خواهد کرد اما بر خلاف روبن و اشنایدر ، ماندنی شد .
آن فصل برای رافا ، رویایی بود . به جرئت می شد او را “مرد بازگشت ها ” لقب داد . در روزهایی که کاکا شبحی از مرد سال 2007 فوتبال جهان هم نبود ، این فن در فارت بود که هر گاه پا به زمین می نهاد ، یک تنه تیم را دچار تغییر می کرد که نمونه بارز ، بازی به یاد ماندنی با سویا در برنابئو بود . در حالی که رئال دو گل پیش افتاده بود ، ورود رافا به زمین همه چیز را عوض کرد . در آن سال ، مرد هلندی یکی از بهترین های رئال مادرید بود تا جایگاهش در ترکیب تیم ملی کشورش را حفظ کند و حتی در جام جهانی آفریقای جنوبی در بازی فینال ، بازوبند کاپیتانی را به بازو ببندد .
آری ، فرق او با لاس در همین است . در شجاعت و در تعصب . شجاعت به این خاطر که از رقابت نترسید . از این که با کاکایی که نام ، آوازه ، دستمزد و پولی که برایش پرداخت شده بود ، چندین برابر او بود رقابت کند ، پا پس نکشید ، چرا که به شایستگی های خود اعتماد داشت . تعصب به این خاطر که حتی با این که با این حال که با آن وضع فاجعه بار و در ساعات پایانی فصل نقل و انتقالات با فشار ویژه والدانو از تیم جدا شد ، باز هم هیچ گاه نشد که به جز تمجید از رئال مادرید ، سخن دیگری از زبانش خارج شود .
اما حالا چه به سر لاس دیارایی که خود را جانشین ماکله له می داند آمده که می هراسد با خدیرا و شاهینی که کل پولی که برایشان پرداخت شده مساوی با رقم خرید خودش از پورتسموث است رقابت کند ، مشخص نیست ! آیا می توان دلیلی به جز “ترس ” را روی این کار این بازیکن گذاشت ؟! اگر قرار به رسیدن به یورو با تیم ملی فرانسه است ، مگر رافا یکی از بهترین های هلند در جام جهانی نبود ؟!
به هر حال رفتن احتمالی لاس و این اصرار (یا به عبارت بهتر هراس !) او برای نماندن در رئال مادرید که منجر به خرید کوئنت رائو شد را می توان یک توفیق اجباری بزرگ دانست . اگر قرار باشد که مدافع – هافبک پرتغالی را جانشین لاس بدانیم ، باید باور کنیم که با از دست دادن یک بازیکن بی تعصب ، صاحب بازیکن دیگری شده ایم که حاضر است قید سالی 2 میلیون یورو از دستمزدش را به عشق رئال مادرید بزند (پیشنهاد دستمزد سالی 4 میلیون یورو از چلسی داشت) تا برای رئال مادرید بازی کند ، چرا که از کودکی تیم رویاهایش ، رئال مادرید بود و نهراسید از این که با مدافع خوش تکنیکی همچون مارسلو یا برای خط هافبک با خدیرا و شاهین ، رقابت کند .
و البته این فلسفه همچنان برای پدرو لئون هم صادق است ، بازیکنی که پیشنهاد لیورپول را رد می کند ، آن هم با دستمزد بالاتر تا در رئال مادرید بماند و من همچنان با خود می پرسم که آیا پدرو نمی تواند در این تیم به اندازه آلتین توپ موثر باشد ؟! …بگذریم ، نتیجه نهایی این است که با این وجود که همه ما به توانایی های لاس واقف هستیم ( هیچ کس فراموش نکرده که چطور دو ماه پیش در نیوکمپ ، سوپرمن تیم شده بود و بارها حرکات مسی و ژاوی را یک تنه مهار کرد و غوغایی به پا کرد) اما رئال مادرید به بازیکنانی نیاز دارد که از نظر روحی و روانی لیاقت حضور در این تیم را داشته باشند . بازیکنانی دلیر و با تعصب که همه هم و غمشان تلاش برای موفقیت تیم است . بازیکنی که از رقابت می ترسد ، شایستگی پوشیدن پیراهنی که پوشکاش ها و دی استفانو ها به تن کرده اند را ندارد .
منبع: [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
[ad_2]




