جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تقيه و فلسفه آن
تقيه و فلسفه آن
كتاب: اعتقاد ما صفحه 101
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
ما معتقديم:هر گاه انسانى در ميان افراد متعصب و لجوج و بى منطبق گرفتار شود كه اظهار عقيده در ميان آنان، سبب خطر جانى يا مانند آن گردد و از اين اظهار عقيده فايده مهمى حاصل نشود، در چنين موردى موظف است عقيده خود را مكتوم دارد، و جان خود را بيهوده بر باد ندهد، و نام اين كار را «تقيه» مىگذاريم و اين مساله را از دو آيه در قرآن مجيد و دليل عقل آموختهايم.
قرآن درباره مؤمن آل فرعون مىفرمايد: «و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه اتقتلون رجلا ان يقول ربى الله و قد جاءكم بالبينات من ربكم، مرد با ايمانى از آل فرعون كه ايمان خود را كتمان مىكرد (در مقام دفاع از موسى بر آمد و) گفت: آيا مىخواهيد كسى را به قتل برسانيد كه مىگويد:پروردگار من خداست، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است!» (1)
جمله «يكتم ايمانه» صراحت در مساله تقيه دارد، آيا سزاوار بود مؤمن آل فرعون ايمان خود را آشكار كند و جان خود را از دستبدهد و كارى از پيش نبرد؟
و درباره بعضى از مؤمنان مبارز و مجاهد صدر اسلام كه در چنگال مشركان لجوج گرفتار شدند دستور تقيه مىدهد و مىفرمايد: «لا يتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من الله فى شىء الا ان تتقوا منهم تقاة، افراد با ايمان نبايد غير از مؤمنان، كسى را از كافران، دوست و ولى خود قرار دهند، هر كس چنين كند رابطه خود را از خدا بريده است مگر اين كه (شما در خاطر باشيد و) از آنها تقيه كنيد» . (2)
بنابراين «تقيه» يعنى كتمان عقيده، مخصوص جايى است كه جان و مال و عرض انسان در برابر دشمنان متعصب و لجوج به خطر مىافتد، بى آن كه نتيجهاى داشته باشد، در چنين مواردى نبايد بيهوده افراد را به خطر انداخت و نيروها را از دست داد، بلكه بايد آن را براى مواقع لزوم حفظ كرد، به همين دليل در حديث معروف امام صادق (ع) مىخوانيم: «التقية ترس المؤمن، تقيه سپر دفاعى مؤمن است» . (3)
تعبير به «ترس» (سپر) تعبير لطيفى است كه نشان مىدهد تقيه يك وسيله دفاعى در مقابل دشمنان است.
داستان تقيه كردن «عمار ياسر» در برابر مشركان و صحه نهادن بر آن از سوى پيامبر اسلام (ص) معروف است. (4)
استتار سربازان و سلاحها در ميدانهاى جنگ، مخفى نگهداشتن اسرار جنگى و غير آن از دشمنان و امثال اينها، همه نوعى تقيه در زندگى انسانها محسوب مىشود، و در مجموع، تقيه يعنى «كتمان» در جايى كه اظهار كردن موجب خطر و ضررى استبى آن كه فايدهاى در بر داشته باشد.اين يك حكم عقلى و شرعى است كه نه تنها شيعه بلكه همه مسلمين جهان بلكه همه عقلاى عالم، در موارد لزوم به آن عمل مىكنند.
با اين حال شگفت آور است كه بعضى اعتقاد به تقيه را مخصوص شيعه و پيروان مكتب اهل بيت دانسته و آن را به صورت يكى از ايرادهاى عمده بر آنها در آوردهاند، در حالى كه مساله روشنى است، هم ريشه در قرآن مجيد دارد و هم در احاديث اسلامى و سيره ياران پيامبر (ص) و هم برنامههاى تمام عقلاى جهان.در كجا تقيه حرام است
ما معتقديم:دليل اصلى اين سوء تفاهمها عدم آگاهى كافى از عقايد شيعه و يا گرفتن عقايد آنها از دشمنان آنهاست، و تصور مىكنيم با توضيحى كه در بالا آمد مساله كاملا روشن شده باشد.
البته نمىتوان انكار كرد كه در بعضى از موارد تقيه كردن حرام است و آن در جايى است كه اساس دين و اسلام و قرآن، يا نظامهاى اسلامى به خطر بيفتد، در چنين مواردى بايد عقايد را اظهار نمود هر چند انسان قربانى اظهار عقيدهاش شود، و معتقديم قيام امام حسين (ع) در عاشورا و كربلا، درست در راستاى همين هدف بود، چرا كه حكام بنى اميه اساس اسلام را به خطر افكنده بودند، و قيام امام حسين (ع) پرده از كار آنها برداشت، و جلو خطر را گرفت.پىنوشتها:
1- سوره مؤمن، آيه 28.
2- سوره آل عمران، آيه 28.
3- وسائل، جلد 11، صفحه 461، حديث 6، باب 24.در بعضى از احاديث تعبير «ترس الله فى الارض، سپر الهى در زمين» شده است.
4- اين حديث را بسيارى از مفسران و مورخان و ارباب حديث، در كتابهاى معروف خود آوردهاند از جمله واحدى در اسباب النزول، طبرى، قرطبى، زمخشرى، فخر رازى، بيضاوى و نيشابورى هر كدام در تفسير خود (ذيل آيه 106 نحل) آوردهاند.
[ad_2]




