جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تقسيم كار بين بانو و كنيز!
تقسيم كار بين بانو و كنيز!
فضه غالب عمرش را با فاطمه(س) و اميرمومنان(ع) گذراند. زهد علي(ع) و عدالت فاطمه(س) دو اصلي بود كه از همان روزهاي آغازين حضور خود در بيت نبوت شاهدش بود. هر چند آن دو از منسوبان و بستگان درجه اول پيامبر(ص) بودند، اما كوچك ترين امتيازي بر ديگران نداشتند، فضه به اين حقيقت روز اول ورود به خانه پي برد. ديوارهاي كوتاه، اتاق تنگ و كوچك، ظروف گلي، زيراندازهاي كهنه و نخ نما شده و لباس هاي ساده آنان، چشمان فضه را خيره ساخت. فضه به خوبي از آن خانه آسماني براي خود توشه برداشت و از فرصت همزيستي با بهترين بندگان خدا بهره جست و خود را به مقامات بالاي انساني و الهي رسانيد. چه بسا در طول تاريخ افرادي كه چنين فرصتي يافتند و با انبيا و اولياي الهي همنشين و حتي هم خانه شدند، منتها نه تنها پيشرفتي نداشتند، كه عاقبت شان تاريك و سياه شد.
از يكي از صحابه منقول است: عصر يكي از روزها نزد اميرمومنان(ع) رفتم. ديدم سفره اي پيش روي گسترده كه در آن شير ترش شده قرار داده اند و از شدت ترشيدن، بويش از فاصله دور به مشام مي رسيد، در دستش نيز تكه ناني ديدم كه سبوس جو روي آن پيدا بود و حضرت آن را با دست مي شكست و هرگاه نمي توانست آن را به زانو فشار مي داد، مي شكست و مي خورد. از من خواست جلوتر بروم و غذا بخورم. امتناع كردم و گفتم، روزه ام.
فرمود: «سمعت رسول الله يقول من منعه الصوم من الطعام يشتهيه كان حقا علي الله ان يطعمه من طعام الجنه و يسقيه من شرابها» هر شخصي كه روزه گرفتن او را از خوردن غذايي كه سيرش مي كند، بازدارد حق است بر خدا كه از غذاي بهشتي اطعامش كند و از شراب بهشتي سيرابش سازد. به فضه كه نزديك حضرت(ع) بود، گفتم: واي بر تو اي فضه در حق اين پيرمرد از خدا نمي ترسي؟ چرا سبوس نان را نمي گيريد، نخاله آن روي نان حضرت معلوم است.
فضه گفت: به ما فرموده است كه سبوس غذا را نگيريم. گاه آن را در كيسه اي مي گذارد و مهر هم مي زند تا نتوانند سبوسش را بگيرند.
فضه همواره غذاي حضرت(ع) را كه در منزل آماده مي شد به ايشان مي رساند و به اين ترتيب با وي ملازم بود، از اين روي چندين بار كه اشخاص مختلف حضرت(ع) را در حال خوردن غذاي ساده بعد از خستگي ناشي از كشاورزي مي ديدند به فضه اعتراض مي كردند و او كه در مقابل اين سوال ها قرار مي گرفت خود بهتر از ديگران به مقام والاي اميرمومنان(ع) وصي و برادر رسول بزرگ خدا(ص) پي مي برد. عمروبن حريث نيز يكي از اشخاصي است كه به فضه اعتراض كرد.
حضرت امير(ع) در برابر اين اعتراضات همواره از فضه حمايت مي كرد.
فاطمه(س) نيز با اينكه دختر رسول خدا(ص) بود، هرگز كوچك ترين بي عدالتي در حقش روا نداشت. همانند خود به وي نيز اجازه و فرصت عبادت مي داد و از تمام امتيازات چون خودش بهره مند مي ساخت.
قطب راوندي مي نويسد: روزي سلمان به خانه فاطمه(س) آمد، آن حضرت را ديد كه در كنار آسياب نشسته و به آرد كردن جو براي خانواده مشغول است، دست بانوي دو سرا مجروح شده و پينه بسته و خونش بر چوب آسيا لخته بسته است، در همان حال فرزند كوچكش حسين(ع) در گوشه اي از خانه از گرسنگي در اضطراب و گريه است.
سلمان گفت: اي دختر رسول خدا دست هاي شما از آسياب كردن مجروح شده فضه خادمه تان حاضر است چرا اين كار را به او نمي سپاريد؟
فرمود: «اوصاني رسول الله ان يكون الخدمه لها يوما ولي يوما» رسول خدا(ص) به من وصيت كرده است كه خدمت خانه يك روز با او باشد و روز ديگر با من و امروز نوبت من است.
ابن حجر عسقلاني درباره عدالت فاطمه(ص) روايتي از امام صادق(ع) كه از اميرمومنان نقل شده را آورده و مي نويسد: «ان رسول الله(ص) اخدم فاطمه ابنته جاريه اسمها فضه النوبيه و كانت تشاطرها الخدمه فعلمها رسول الله(ص) دعاء تدعو به فقالت لها فاطمه اتعجيني او تخبزين؟ فقالت: بل اعجن يا سيدتي و احتطب…»
رسول خدا(ص) زني را به استخدام فاطمه(س) درآورد كه (فضه نوبيه) نام داشت. رسول خدا(ص) به اين زن دعايي آموخته بود كه پيوسته از آن دعا استمداد مي كرد. يك روز فاطمه(س) گفت: خمير كردن را به عهده مي گيري يا نان پختن را؟ فضه گفت: خمير كردن و هيزم آوردن به عهده من.
امام صادق(ع) به نقل از اميرمومنان(ع) در اين باره فرمود: «ان رسول الله(ص) اخدم فاطمه ابنته جاريه اسمها فضه النوبيه و كانت تشاطرها الخدمه » رسول خدا(ص) براي دخترش فاطمه خادمي استخدام كرد كه اسمش فضه نوبيه بود و فاطمه(س) كارهاي خانه را بين خود و او تقسيم مي كرد.
صبح صادق
[ad_2]




