جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تعداد آسمانها و زمين
تعداد آسمانها و زمين
كتاب: معارف قرآن (3-1)، ص 239
نويسنده: آية الله مصباح يزدىچنانكه از برخى آيات برمىآيد تعداد آسمانها هفت است:
بقره/29:
فسويهن سبع سموات .فصلت/12:
فقضيهن سبع سموات .
پس شكى باقى نمىماند كه سماوات،هفتگانه است و هفتبه معناى حقيقى عدد هفت است و نه به عنوان نماد كثرت زيرا اولا خلاف ظاهر آيات استخاصه كه در پارهاى از موارد، آسمانها را تنها با كلمه سبع به كار مىبرد:
نبا/12:
و بنينا فوقكم سبعا شدادا .
ثانيا:وقتى از عدد هفتبه عنوان كثرت استفاده مىبرند كه عدد واقعى مورد نظر،در همان حدود باشد و مثلا براى سيصد شىء،عدد هفت را بكار نمىبرند،در حاليكه مىدانيم طبق نظر علماى نجوم،شمار كهكشانها از ميليونها تجاوز مىكند در اينصورت چگونه مىتوان عدد هفت را براى بيان كثرت آنها بكار برد؟!
تعداد ارض از ظاهر آيات برمىآيد كه عدد ارض،يكى است و در هيچ آيهاى،ارضين نفرموده است.
تنها در يك آيه احتمال تعدد ارض،به چشم مىخورد:
طلاق/12:
الله الذى خلق سبع سموات و من الارض مثلهن يتنزل الامر بينهن…
خداست آنكه آفريد هفت آسمان را و از زمين(نيز)همانند آنان را و امر(عالم)بين آنها تردد دارد.
اما در همين آيه نيز مىبينيم كه باز تعبير«ارضين»به كار نرفته است،بنابر اين دلالت قطعى بر تعدد زمين ندارد و معلوم نيست كه«همانندى»آسمان و زمين،در اين آيه،در چيست:از نظر عدد استيا عناصر يا از نظر اتقان.
ممكن است همانندى[در آفرينش]باشد كه از اين آيه فهميده مىشود:
ملك/3:
الذى خلق سبع سموات طباقا،ما ترى فى خلق الرحمن من تفاوت،فارجع البصر هل ترى من فطور .
آنكه هفت آسمان را تو در تو آفريد،در آفرينش خداوند جز همانندى نيست چشم بگشا،آيا هيچ شكافى(در آن)مىيابى؟
بارى،در آيهى(12 طلاق)مورد بحث،احتمال تعدد زمين،ضعيف است زيرا در ساير موارد در قرآن نيز همه جا ارض را مفرد بكار برده است،اگر چه احتمال تعدد را همنمىتوان ناديده گرفتبويژه كه در برخى از دعاها در كلام معصوم سلام الله عليه آمده است:«. ..و الارضين السبع»هر چند در اينمورد هم نمىتوان گفت منظور امام،هفت كره زمين بوده استبلكه ممكن است منظور قطعات هفتگانه زمين باشد زيرا زمين مجموعهى قطعات خشكى است كه از آب بيرون زده است ولى همين تقسيم نيز،حد و مرز مشخصى ندارد چرا كه آسيا و اروپا دو قاره هستند با اينكه مرز آبى ندارند.چنانكه در گذشته زمين را فتبخش مىكردند و«اقاليم سبعه»مىناميدند.آنچه در نهايتبايد تاكيد كرد اينستكه بهر صورت همه اينها صرف احتمال و استظهار و دريافت است و نمىتوان در هيچ سو،نظر قطعى داد.
[ad_2]




