جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تصويري متفاوت و كمتر ديده شده از دفاع مقدس
نگاهي به فيلم «ملكه» به كارگرداني محمدعلي باشه آهنگر
تصويري متفاوت و كمتر ديده شده از دفاع مقدس
آرش فهيم فيلم «ملكه» پنجمين فيلم سينمايي در كارنامه «محمدعلي باشه آهنگر»، تلاشي براي عبور از كليشه هاي رايج در عرصه سينماي دفاع مقدس و نماياندن مفاهيم اصيل و حقيقي مقاومت هشت ساله از زاويه و ديدگاهي جديد است.
اين فيلم، روايت يك ديده بان است كه در ميان سوله هاي يك پالايشگاه به وظايف دفاعي خود عمل مي كند. او يك محل تازه براي ادامه مأموريت خود مي يابد كه چشم انداز وسيع تري را پيش روي او مي گشايد. وي در آنجا دفتر خاطرات سربازي را پيدا مي كند كه پيش از وي در آنجا بوده و به شهادت رسيده و تحت تأثير نوشته هاي او قرار مي گيرد. به همين دليل در ادامه روند كارش طوري گرا مي دهد كه آسيب كمتري به نيروهاي انساني دشمن وارد شود و به جاي آن، تجهيزات طرف مقابل تخريب شود.
فيلم «ملكه» نمونه اي از آثاري است كه توانسته از كليشه هاي رايج در فيلم هاي جنگي يا ضدجنگي عبور كند و تصويري متفاوت و كمتر ديده شده را از دفاع مقدس، با زبان سينما ارائه دهد. اين فيلم مخاطب خود را به يك مكاشفه مي خواند، مكاشفه اي كه از مسير ترديد عبور مي كند و بر فراز جنگ، مقدس بودن دفاع ما را جلوه گر مي سازد. لحن فيلم برخلاف رسم مألوف فيلم هاي ارزشي توأم با عدم قطعيت و يقين است، اما در عين حال، با ساده انگاري و سطحي زدگي فيلم هاي مدعي ضدجنگ نيز همراستا و همداستان نيست، به طوري كه در فيلم، تلخي و زشتي جنگ را نيز مي بينيم، پرسش درباره ارزش كشتن دشمن در جنگ مطرح مي شود، از قديس نمايي مردان جنگ پرهيز شده و درونمايه فيلم رويكردي انتقادي دارد. مخاطب دغدغه مند دفاع مقدس بارها در طول فيلم نگران افتادن فيلم به همان حلقه ها و حقه هاي متظاهرانه شبه روشنفكرنمايانه درباره ذات قدسي دفاع هشت ساله ما مي شود، اما خوشبختانه فيلم با قرار دادن چند حلقه روايي و مضموني ديگر، خود را از اين مرداب بيرون مي كشد و تماشاگر تيزهوش خود را به ساحل امن ايمان به دفاع از حق مي رساند.
بخشي از ناگفته هاي جنگ تحميلي در اين فيلم از زاويه نگاه يك ديده بان روايت مي شود. او در جايي قرار مي گيرد كه برخلاف ساير رزمندگان، مي تواند عمق جبهه دشمن را نيز ببيند. ببيند كه آنجا چه خبر است، سربازهاي دشمن چه مي كنند.ترس و خشم، دلهره، اشك ها و لبخندهاي آنها را تماشا مي كند. مخاطب فيلم اين بار با فيلمي مواجه است كه قهرمان آن براي سربازهاي دشمن دلسوزي مي كند و حتي طوري گرا مي دهد كه تنها خطر دشمن دفع شود، سربازي كه هلاكت پرشمار نيروهاي دشمن را ارزش و افتخار نمي داند و آنچه برايش دغدغه است، «دفاع» است.
فيلم «ملكه» با همه نگاه انتقادي اش به ذات پليد جنگ، تصويري بي نظير از لشكريان و رزمندگان ايراني نمايش مي دهد. اين فيلم مي تواند به جهانيان نشان دهد كه اگر خمپاره در دست رژيم هاي ضدانساني، معنايي جز مرگ و كشتار و انانيت و شيطانيت ندارد، در ميان نظاميان جمهوري اسلامي ايران مي تواند هويتي كاملاً انساني بيابد! آنچنان كه در فيلم مي بينيم رزمنده مومن مسلمان ايراني – كه فيلم بر تعلق خاطر قهرمانش به آيين هاي ديني و مذهبي تأكيد دارد- مي تواند خمپاره را به ابزار نجات از مرگ و ادامه زندگي تبديل كند. در يكي از گوياترين سكانس هاي فيلم مي بينيم كه فرمانده بعثي قصد خودكشي دارد، اما اين بار ايراني ها تلاش مي كنند تا طوري به اردوگاه عراقي ها خمپاره بزنند كه فرمانده دشمن دست از اين كار بكشد!
به لحاظ فني، فيلم «ملكه» يكي از غافلگيركننده ترين فيلم هاي سال هاي اخير سينماي ايران است. فيلمي كه با فضاسازي ها و قاب بندي هاي حيرت آورش، يك دستاورد متفاوت محسوب مي شود. پلان هاي اين فيلم از فضاهايي بكر و نامأنوس در كمتر فيلمي پديدار شده و زواياي خاص دوربين، حال و هوايي متمايز را به اين اثر سينمايي بخشيده است. علاوه بر اين ها، جلوه هاي ويژه فيلم، صحنه هايي خيال انگيز، اما باورپذير را به منصه ظهور رسانده اند.
فيلم «ملكه» با وجود برخورداري از صحنه هاي اكشن و نماهاي پر تلاطم جنگي، يك فيلم حادثه اي و حماسي محسوب نمي شود، بلكه يك اثر مفهوم گرايانه، نمادين و با گرايش فلسفي درباره جنگ است. مبحث نمادشناختي فيلم با قرار گرفتن خرده روايتي درباره كندوهاي زنبورعسل شكل گرفته است. در فيلم عنوان مي شود كه كار اصلي زنبورهاي عسل توليد شهد است، آنها تنها زماني نيش مي زنند كه مورد تجاوز قرار گيرند.(نقل به مضمون) بياني كه به نوعي مي توان آن را خلاصه اي از مرام رزمندگان ايراني در جنگ دانست.
انتخاب زمان روي دادن ماجراهاي فيلم هم قابل تأمل است. درست موقعي كه قطعنامه پايان جنگ صادر مي شود، هجوم ارتش بعث عراق هم شدت مي گيرد. فيلم با طرح چنين موضوعي به نوعي سعي دارد تا حقانيت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را اثبات كند. فيلم در لفافه اين را مي گويد كه دشمن حتي هنگام صدور قطعنامه آتش بس هم حاضر به پايان دادن حملات خود نبود، پس مدافعان ما نمي توانستند به بهانه اينكه ديگر بخشي از خاك ما در تصرف دشمن نيست، دست از جنگ بردارند.
[ad_2]




