جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بگو موسی بگو موسی پریشان تر تویی یا من؟!
بگو موسی بگو موسی پریشان تر تویی یا من؟!
بعد از جریان داستان موسی و شبان هنگامیکه به موسی وحی می شود که چرا بنده را از خدا راندی و آن را آزرده خاطر کردی؛موسی به دنبال شبان می گرددو سرانجام آن را می یابد و با بشارت به شبان می گوید:
هیچ آدابی وترتیبی مجویباز چوپان هر چه می خواهد دل تنگت بگویو چوپان اینگونه نجوای درونی و درد و دل هایش را بیان می کند:نه از افسانه می ترسم نه از شیطاننه از کفر و نه از ایماننه از آتش نه از حرماننه از فردا نه از مردننه از پیمانه می خوردنخدا را می شناسم من از شما بهترشما را از خدا بهترخدا از هرچه پنداری جدا باشدخدا هرگز نمی خواهد خدا باشدنمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشدکه او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ای وحشت نما باشدهراس از وی ندارم منهراسی را از این اندیشه ها در پی ندارم مندر عالم بیم از آن دارممبادا رهگذاری را بیازارمنه جنگی با کسی دارمنه کس با من …بگو موسی بگو موسی پریشان تر تویی یا من؟!
[ad_2]





