جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بدست آوردن عزت از دست یافته
سعدي در گلستان حکايتي را آورده که خلاصه آن از اين قرار است:
شخصي گمراه وفاسدي بود که به آلودگي در شهر و ديار آن روز شهرت داشت. به علت انس و هم نشيني با بعضي از مردم صالح، مشمول هدايت الهي گرديد و به برکت اين مصاحبت رذايل اخلاقي خود را به فضايل تبديل کرد. با اين وجود عده اي او را طعن مي زدند که همچنان به روش گذشته است و طاعت و زهدش ظاهري است.
اين توفيق يافته، طاقت نياورد و به پيش پير طريقت رفت. جريان را نقل کرد. پير درباره اش گفت:
چگونه شکر اين نعمت گذاري که بهتر از آني که پندارندت؛
نيک باشي و بدت گويد خلق بِه که بد باشي و نيکت بينندبعد، آن پير فرزانه افزود: من که ديگران در حقم حسن ظن و گفتار دارند درحالي که خود را مقصر مي دانم چه کنم؟! اين من
هـستـم کـه بـايد به حال خود انديـشـه کنـم نـه تـو [size=xx-small](سعدي، کليات شيخ سعدي، نشر طلوع، چاپ پنجم، تابستان 69)[/size]آري هر کس در گرو نيــــت ها و اعمال خويــش اســت «کل نفس بما کسبت رهنيه» (1)
اگر اعمال و نيات صحيح و براساس کرامت انســـــاني باشد، برآيند چنين رفتاري احساس ارزشمندي، عزت نفس، سعه صدر و صفاتي از اين دست خواهد بود. ولــي اگــر نيت ها و رفتار شخص معقول و ســنجيده نبود، محصول چنين رفتاري کاهش عزت نفس و احساس خواري در نزد خود و مردم خواهد بود.
تجارب فردي و اجتــماعـي هر شخص نشان مي دهد هر که خود را ارزش و حرمت قائل است به پستي و آلودگي تن نمي دهد؛ در نتيجه ديگران نيز به ديده عظمت و بزرگواري در او خواهند نگريست.
مطلب ديگري اين که انسان در همه حالت ها به پروردگار خود محــتـاج است. به طـرزي کــه در هــيــچ شــرايطي از او بي نياز نيست. وقتي با اين احساس به درگاه عزيز مطـــلق رو مي آورد، به سبب اين روي آوري و ارتباط با «رب العزه»، عزت مي يابد.
قرآن کريم به خوبي اين معني را ارائه داده است: «من کان يريد العزه فلکه العزه جميعا؛ [size=medium]هر که خواهان عزت است (بايد آن را از خدا بخواهد چرا که) تمام عزت براي خداست. »[/size] (2)پس به خوبي در مي يابيـــم که احساس ارزشمندي و عزت نفس بيش از ان که تابع عوامل بيروني باشد، تحت تأثير درونيات فرد است.اين احساس با امور معنوي ارتباطي مستقيم دارد. هر چه فرد با خدا ارتباط قوي تر و مستمرتري داشته باشد، بهره گيري اش از منبع فيض فزون تر خواهد بود.
حضــرت امير در يک قاعده کلي مي فرمايد: «من اصلح سريرته اصلح الله علانيته و من احسن فيما بينه و بين الله کفاه الله ما بينه و بين الناس؛ [align=center][size=large]هر که درون خود را اصــلاح کـند، خداوند برونـش را به اصـلاح آورد و هر که رابطه خود را با خداوند نيکو سازد خداوند نيز رابطه اش را با مردم نيکو گرداند»[/size][/align] [size=x-small](مختصري پيرامون زندگاني اميرالمؤمنين، ص 67، مرکز فعاليت ها و پژوهش هاي قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامي)[/size]
البته محترم شدن نزد ديگران نياز به زمان دارد و بايد چندين بار اطرافيان خوبي شخص را تجربه کنند، به ويژه اگر سابقه ذهني نامناسبي از او داشته باشند، بنابراين با حفظ وارستگي خودتان، تحمل اطرافيان به طور حتمي پس از مدتي نظر آنان نسبت به شما مثبت خواهد شد و نگران نباشيد.
همه در معرض سقوط مي باشند، کسي نيست که از آينده خود بيمناک نباشد، چاره کار در خوديابي و مراقبت از خويش و توکل به خداوند مقتدر و بلندمرتبه است.
گوهر خود را هويدا کن، کمال اين است و بس
خويش را در خويش پيدا کن، کمال اين است و بس1-سوره مدثر، آيه 38
2- فاطر، آيه 10
:rose: :happy:
[ad_2]




