بانوي جهاد مال و جان

خانه » بانوي جهاد مال و جان

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

بانوي جهاد مال و جان

بانوي جهاد مال و جان


تاريخ اسلام پر است از مردان و زنان اسوه اي كه با اقتدا به آنها، مي توان زندگي سعادتمندانه اي را در دنيا و آخرت رقم زد. يكي از آن همه، حضرت خديجه كبري(س) است كه درس جهاد و ولايت پذيري را به همگان آموخت. زندگي حضرت خديجه(س) را مي توان نمونه اي كامل از تحول مثبت و سير به سمت كمال دانست؛ زيرا ايشان بيش از چهل سال از زندگي اش را در دوران جاهليت سپري كرد، آنگاه با غلبه بر تمام تضادهاي موجود اجتماعي، دل به اسلام سپرد و به اولين اجتماع كوچك اسلامي گام نهاد.
زندگاني او چون پلي است كه ابتداي آن در دوران جاهليت و انتهايش در دوران اسلامي است. از اين رو بررسي نقاط حساس زندگاني وي مي تواند ما را در دست يابي به الگوي مثبت ياري دهد و براي همه گروه هاي جامعه، به ويژه زنان كه دوران جاهليت ها، تعصب ها و هجوم فرهنگ هاي بيگانه را تجربه كرده اند، سودمند باشد. «كجاست مثل خديجه؟»،( محمد عابدي، مجله كوثر، ش1)
با مطالعه تاريخ اسلام، آن بخش از زندگي حضرت خديجه(س) بسيار برجسته مي نمايد كه ايشان نه به عنوان همسر، بلكه به عنوان يك مسلمان، رهبر و سكان دار جامعه اسلامي آن روز را در پيشبرد اهداف رسالتش ياري مي كند و از همه توان مالي و معنوي خود در اين راستا هزينه مي كند. براي نمونه، پيامبر(ص) در ايام حج، بالاي كوه صفا رفته و با صداي بلند ندا دادند كه: اي مردم! من فرستاده پروردگارم. آنگاه به كوه مروه رفتند و سه بار سخن پيشين را تكرار كردند. عرب هاي متعصب هر يك سنگي برداشته و در پي حضرت روانه شدند. ابوجهل ملعون سنگي پرتاب كرد كه به پيشاني پيامبر(ص) اصابت كرد؛ خون از پيشاني مبارك شان جاري شد. پيامبر(ص) به كوه ابوقبيس رفتند؛ مشركان نيز در پي ايشان روانه شدند. حضرت علي(ع) خود را به حضرت خديجه رساندند و موضوع را با ايشان مطرح فرمودند. اشك بر گونه هاي خديجه جاري شد. ظرفي از غذا برداشت و با علي(ع) براي يافتن پيامبر(ص) راهي كوه ها و دشت ها شد. جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل شد و فرمود: از گريه خديجه(س) ملائك به گريه آمدند. او را بخواه، سلام برسان، بگو خدا به تو سلام مي رساند و او را به خانه اي بهشتي كه از نور مزين شده، بشارت بده. خديجه(س) و علي (ع)، پيامبر(ص) را يافتند و به خانه آوردند. مردم به خانه خديجه حمله ور شده، خانه را سنگباران كردند. خديجه بيرون آمد و گفت: آيا از سنگباران كردن خانه زني كه نجيب ترين قوم شماست، شرم نداريد؟
مردم با شنيدن سخنانش پراكنده شدند و او براي مداواي همسرش به خانه بازگشت. پيامبر اسلام(ص)، سلام خدا را به وي رساندند. ايشان در پاسخ گفت: «ان الله هو السلام و منه السلام و علي جبرئيل السلام و عليك يا رسول الله السلام و بركاته»؛ خدا خود سلام است و سلام از اوست و سلام بر جبرئيل و بر تو اي رسول خدا(ص)، رحمت و بركات خداوند بر تو باد.
حضرت خديجه (س) نه تنها از همه شئون و اعتبار اجتماعي خود براي دفاع از نبي مكرم مايه گذاشت، بلكه در مواقع خطرناك و در صحنه هاي دشوار حاضر مي شد و به دفاع از حريم نبوي مي پرداخت. ايشان اگرچه در طول بيست و پنج سال زندگي خود با رسول خدا(ص)، از هيچ تلاش و كوششي دريغ نكرد و همواره همراه و هم سنگر پيغمبر(ص) بود، اما سه سال محاصره شديد اجتماعي و اقتصادي مسلمانان، اوج فداكاري جناب خديجه كبري(س) به حساب مي آيد. به قدري آن سه سال براي امت اسلام به سختي سپري شد كه رهبر معظم انقلاب اوضاع شعب را اينگونه بيان مي فرمايند: «آن زمان كه در شعب ابي طالب همه راه هاي عافيت بر مسلمانان و وجود مقدس نبي(ص) بسته شده بود، نه امكانات زيستي، نه امكانات رفاهي، نه آسودگي خاطر، دائم دغدغه تهاجم دشمنان، دائم خبرهاي بد، صداي گريه كودكان از گرسنگي بلند، انواع ناراحتي هايي كه در آن دره خشك وجود داشت و اين عده خانواده مسلمان براي مدت سه سال مجبور به اقامت شده بودند و چه سختي ها كشيدند…» (سخنراني 26/6/76) در اين شرايط سخت و طاقت فرسا، شخصيتي چون خديجه كبري(س) كه در زمره ثروتمندان قريش است، به رغم دارايي هاي فراوان خود، براي حفظ ايمان و اعتقاد و انجام وظيفه، همه ثروتش را به پاي پيامبر اكرم(ص) و در راه صيانت از شريعت خاتم ريخت و به آنجا رسيد كه «نقل مي كنند: ]رسول خدا و همسر بزرگ و عزيزش[ مشك را مي گذاشتند توي آب و مي مكيدند براي اينكه از آن چربي، مثلاً از آن چيزي كه در مشك هست به آنها برسد.» (صحيفه امام، ج17، ص474)
پيامبراكرم (ص) به كرات از فداكاري حضرت خديجه(س) ياد مي فرمودند و بارها بر اين حقيقت كه ايشان در راه اسلام چشمش را بر روي ثروت و سرمايه خويش پوشيد، تأكيد كردند.
در بدو تولد گوهر اسلام، در آن روزها كه به لوازم اقتصادي براي تأمين احتياجات اسلام نياز بود، حضرت خديجه(س) ، سخاوتمندانه ثروتش را در اختيار پيامبر(ص) قرار داد تا آنكه پايه هاي اسلام در سرزمين حجاز استوار شد و در مدت زمان اندكي، پيشرفت دين محمدي به صورت عملي محقق شد.
ثروت خديجه كبري(س) در اداي قرض بدهكاران، آزادي بردگان، كمك به درماندگان، و فراهم كردن امكانات ضروري زندگي براي مهاجران و از همه مهم تر استفاده از سرمايه او در محاصره اقتصادي شعب ابي طالب نقش بسيار چشمگيري را ايفا كرد. به همين جهت، پيامبر(ص) فرمودند: «هيچ ثروتي مانند ثروت خديجه براي اهداف بلند من سودبخش و مفيد نيفتاد.»
حضرت خديجه(س) ضمن آنكه همسري شايسته براي رسول خدا بود، آن زمان كه پيامبر(ص) به حمايت هاي مالي نياز داشتند، با جان و دل ثروتش را در اختيار ايشان قرار مي داد و هنگامي كه حضرت به يك همراه نيازمند بودند، در مواقع خطرناك با جسم و جانش از ايشان محافظت مي كرد و در مواقعي كه پيامبر(ص) از فرط چشيدن مصائب و ناگواري ها به يك همدم و مونس محتاج بودند، او تسلي دل پيغمبر خدا(ص) بود و همه اينها حضرتش را براي پيشبرد اهداف عالي اسلامي و اعتلاي كلمه «الله» ياري مي كرد. نقش جناب خديجه(س) را آن زمان مي توان درك كرد كه از حالات پيغمبر(ص) پس از او مطلع شويم.
ايام پاياني محاصره اقتصادي شعب ابي طالب بود كه مرگ جناب ابوطالب و حضرت خديجه كبري(س)، قلب رهبر بزرگ اسلام را به گونه اي ماتم زده كرد كه آن سال را، سال عام الحزن (سال اندوه) ناميدند. وفات اين دو شخصيت در پيشگاه زعيم امت اسلام، چون ويران شدن دژي استوار بود كه بر دو پايه محكم قرار داشت.
ديگر اينكه پيامبر(ص) هم در حيات و هم در ممات حضرت خديجه(س) در مورد وي چنان تعابير بلندي به كار مي بردند و درباره ايشان چنان به عشق و محبت سخن مي گفتند كه به تصديق نويسندگان متقدم و معاصر اهل سنت، موجب حسادت برخي افراد مي شد. «شوقي ابوخليل» نويسنده دانشور و معاصر اهل سنت درباره علاقه پيامبر(ص) به خديجه(س) مي نويسد: «عايشه همواره مي گفت: امكان نداشت بحثي از همسران پيامبر(ص) به ميان آيد جز آنكه پيامبر(ص) از خديجه نامي به (ثنا و تأييد، تحسين و تمجيد) نبرد و ما اگر صحبتي از پيامبر(ص) مي شنيديم در مورد خديجه بود و نيز تا سه سال پس از وفات خديجه ازدواج نفرمود.» (اسلام در زندان اتهام، شوقي ابوخليل، تهران، بعثت، ترجمه اكبري مرزناك، 496)
در نهايت اين بانوي بزرگ كه مصداق «جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله» (توبه:20) بود، پس از بيست وپنج سال خدمت عاشقانه و خالصانه در آستان مقدس حضرت رسول(ص)، در سن شصت وپنج سالگي از دنيا رفت و همسرش را در سوگ خود نشاند. نه تنها پيامبر(ص) در مصيبت او گريستند كه نقل است حضرت سيدالشهداء(ع) نيز بر سر قبر او آمدند و گريستند و مشغول نماز شدند و سپس دست به دعا برداشتند. (قرائتي، محسن، حج، 1365، قم، دفتر انتشارات اسلامي: 147)

محمدامين امامى
صبح صادق

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا