فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ
قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ
فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ …

و چون دو گروه [فرعونیان و یاران موسی] همدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: ما قطعا گرفتار خواهیم شد.
گفت: چنین نیست، بى‏تردید پروردگارم با من است و به زودى هدایتم خواهد کرد.
آن‏گاه به موسى وحى کردیم که با عصاى خود بر دریا بزن…*



تصورش را بکن؛ در مخمصه ای گیر افتاده باشی که نه راه پیش برایت مانده باشد و نه راه پس. یعنی هرچه با عقل خودت حساب و کتاب می کنی، کارَت تمام است.
خیلی ایمان می خواهد که در این اوج استیصال، مثل موسی (ع) محکم بایستی که: «خدای همیشه همراهِ من، راه را روشن می کند!»



*سوره مبارکه شعراء ، آیات 61-63
(آیات قبل، داستان تعقیب و گریز موسی و فرعون پیش از رسیدن به رود نیل است.)