جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
اوضاع و شرایط عصر امام حسین علیه السلام
اوضاع و شرایط عصر امام حسین علیه السلامدر زمان امام حسین ـ علیه السلام ـ انحراف از اصول و موازین اسلام، كه از «سقیفه» شروع شده و در زمان عثمان گسترش یافته بود، به اوج خود رسیده بود. در آن زمان معاویه كه سالها از سوی خلیفه دوم و سوم به عنوان استاندار در منطقه شام حكومت كرده و موقعیت خود را كاملا تثبیت كرده بود، بنام خلیفه مسلمین سرنوشت و مقدرات كشور اسلامی را در دست گرفته حزب ضد اسلامی اموی را بر امت اسلام مسلط ساخته بود و به كمك عمال ستمگر و یغماگر خود مانند: زیاد بن ابیه، عمرو بن عاص، سمره بن جندب و… حكومت سلطنتی استبدادی تشكیل داده، چهره اسلام را وارونه ساخته بود.
معاویه از یك سو، سیاست فشار سیاسی و اقتصادی را در مورد مسلمانان آزاده و راستین اعمال میكرد و با كشتار و قتل و شكنجه و آزار، و تحمیل فقر و گرسنگی بر آنان، از هر گونه اعتراض و جنبش و مخالفت جلوگیری میكرد، و از سوی دیگر، با احیای تبعیضهای نژادی و رقابتهای قبیلهای در میان قبائل، آنان را به جان هم میانداخت و از این رهگذر نیروهای آنان را تضعیف میكرد تا خطری از ناحیه آنان متوجه حكومت وی نگردد، و از سوی سوم، به كمك عوامل مزدور خود با جعل حدیث و تفسیر و تاویل آیات قرآن به نفع خود، افكار عمومی را تخدیر كرده، و به حكومت خودش وجهه مشروع و مقبول میبخشید.
این سیاست ضد اسلامی، به اضافه عوامل دیگر همچون ترویج فرقههای باطل نظیر: جبریه و مرجئه كه از نظر عقیدتی با سیاست معاویه همسو بودند، آثار شوم و مرگبار در جامعه به وجود آورده و سكوت تلخ و ذلتباری را بر جامعه حكمفرما ساخته بود.
در اثر این سیاست شوم، شخصیت جامعه اسلامی مسخ و ارزشها دگرگون شده بود، به طوری كه مسلمانان، با آنكه میدانستند اسلام هیچ وقت اجازه نمیدهد آنان مطیع زمامداران بیدادگری باشند كه بنام دین بر آنها حكومت میكنند، با این حال بر اثر ضعف و ترس و ناآگاهی، از زمامداران ستمگر پشتیبانی میكردند. در اثر این سیاست، مسلمانان، بر خلاف منطق قرآن و تعالیم پیامبر (ص)، تبدیل به افرادی ترسو، سازشكار، و ظاهر ساز گشته بودند.
تاریخ این دوره از زندگی مسلمانان، پر از شواهدی است كه نشان میدهد این دگرگونی و انحراف فراگیر شده، جامعه اسلامی را با خود همرنگ ساخته بود.
اگر عكس العملی را كه مسلمانان در برابر سیاست عثمان و عمال وی از خود نشان دادند، با روشی كه در برابر سیاست معاویه در پیش گرفتند مقایسه كنیم، آثار شوم این سیاست شیطانی را در جامعه اسلامی بوضوع مشاهده میكنیم، زیرا مسلمانان در برابر سیاست عثمان با قیام عمومی، عكس العمل نشان دادند؛ قیامی كه بزرگترین شهرهای اسلامی یعنی مدینه، مكه، كوفه، بصره، مصر و سایر شهرها و روستاها در آن شركت داشتند؛ ولی با توجه به اینكه در زمان معاویه ظلم به مراتب بیشر، میزان قتل و تهدید زیادتر و گستردهتر؛ و محرومیت مسلمانان از حقوق و ثروت و درآمد خود آشكارتر بود، با این حال عكس العمل دسته جمعی در برابر رفتار ضد اسلامی معاویه دیده نمیشد، بلكه مردم كوركورانه در برابر معاویه مطیع و خاضع بودند. بلی گاه گاه اعتراضهای پراكندهای مثل مخالفت «حجر بن عدی» و «عمرو بن حمق خزاعی» و امثال آنها صورت یك جنبش عملی و عمومی در نمیآمد، بلكه شعله آن بسرعت خاموش میگشت، زیرا حكومت وقت، سران جنبش را میكشت و انقلاب را در نطفه خفه میكرد و جامعه هیچ تكانی نمیخورد.[1]
پی نوشت:
[1] . جهت اطلاع بیشتر در این زمینه ر.ك به: ارزیابى انقلاب حسین، تالیف محمد مهدى شمس الدین، ترجمه مهدى پیشوائى، چاپ 2، قم، انتشارات توحید
مهدي پيشوايي – سيره پيشوايان، ص145
[ad_2]




