جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
انديشهاي فراتر از بهشت
انديشهاي فراتر از بهشتبهشتي در پاسخ گفته بود: «مروت ما ايجاب ميكند كه به زن و دختر دشمن خودمان كاري نداشته باشيم، آزادشان كنيد.»
«بهشت را به بها دهند نه به بهانه» سخن مردي بود كه در دوم آبان سال 1307 در محله قدمي لومبان اصفهان در خانوادهاي روحاني و مذهبي ديده به جهان گشود و در هفتم تير 1360 به دست كساني كه امام راحل(ره) آنان را نامردتر از ابن ملجم خواند، از مرز عالم خاكي گذشت و در محفل بهشتيان حضور يافت؛ بهشتنشيناني كه عدهاي از آنان چون خود او «عشق به خدا و خلق خدا» برايشان بيش از بهشت ارزش داشت و در اين مسير «بهايي» سنگينتر از آغشته شدن به خون را به دوست هديه كردند. بهايي به سنگيني تقديم همه آبروي خود به دوست و پوشيدن رداي «مظلوميت».
بهشتي درباره ويژگي اين بهشتيسيرتان ميگويد:
«براي يك عده از انسانها، مسئله از بهشت هم بالاتر بوده است. در وجود آنها «من» و «ما» به شكل ديگر آشتي ميكنند. به اين حالت كه او عشقش خدا و خلق خداست».(1)بهشتي خود چنين بود؛ چرا كه به دنيا به چشم نردباني مينگريست كه ميتوان با آن عشق به خدا و خلق خدا را تجلي داد، از منظر او معراج چيزي جز اين نگاه به زيستن و تفسير از بودن و شدن نبود، اگر «من» و «ما»ي آشتي كرده در جستوجوي خدا چيزي بالاتر از «بهشت» است، معراج «من» و «تو» هم از همين عالم خاكي آغاز ميشود:
«معراج اين است كه من و تو در همين ميدان زندگي و در همين ميدان تمنيّات نفساني زندگي كنيم و اين انگيزههاي مادي دنيايي سراغمان بيايد، قلقلكمان بدهد، اما در برابر آنها قدرت مقاومت الاهي و تقوايي باشيم، آن وقت ما معراج داريم و در حالي كه در همين زندگي دنيا هستيم معراج الاهي داريم.»(2)چنين بينشي به «بهشت» و چنين نگاهي به «دنيا» از بهشتي مردي ساخت كه در برخورد با او نه «من»ي ديده ميشد و نه «تو»يي و نه «ما»يي، تنها چيزي كه ديده ميشد عشق به خدا و خلق خدايي بود كه براي خدا گام برميداشتند. در چنين نگاهي، دوستان ديگر كساني نيستند كه تنها با من باشند و يا در جَرگه گروه و تشكل و حزب من؛ دوست آن است كه با «خدا» باشد هر كجا كه ميخواهد باشد؛ دوست آن است كه در پي تعالي ارزشهاي الاهي و انقلابي باشد حتي اگر در جايي ديگر قلم و يا قدم بزند اينجاست كه بهشتي ميگويد:
«تشكل الاهي آن است كه نيروهاي مؤمن به ارزشهاي عالي الاهي و انساني بگويند: ما متشكل ميشويم تا در حد توانمان از اين ارزشها دفاع كنيم و صاحبان اين ارزشها هر جا كه باشند، خواه داخل تشكيلات ما باشند، خواه خارج از آن، در نظر ما محترم و معتبرند.» (3)بهشتي درباره دشمنانش هم نگاهي كاملاً الاهي و به دور از محوريت قرار دادن «خود» دارد، او بر اين باور بود كه در برخورد با دشمن بايد گامي بالاتر از مرز اخلاقي برداشت و برخوردي با «مرورت» را پيشه خويش ساخت.
پس از سيام خرداد كه منافقان اعلان جنگ مسلحانه كردند، در اين روز و روز 31 خرداد، حمله به حزباللهيها با چاقو و دشنه و زنجير و سلاح گرم آغاز شد. در اين ميان هدايت و تحريك منافقان توسط زن بنيصدر و فرزندانش بر كسي پوشيده نبود، نيروهاي انقلابي با دستور و حكم دادستاني وقت، زن و فرزندان او را در ميان آشوبگران دستگير و روانه زندان كردند. در آن ايام كه شهيد بهشتي رياست ديوان عالي كشور را بر عهده داشت، تلفني دادستان كل كشور را چنين مورد خطاب قرار داد:
«آقاي اردبيلي، براي ما درست نيست حالا كه طرف ما بنيصدر است ما زن و دختر او را بازداشت كنيم، هرچند كه آنها در صحنه بودهاند.»
آيتالله اردبيلي در پاسخ اظهار داشت: «آقا اينها مجرماند، اينها توي صحنه بودهاند، اينها محرك و مشوق بودهاند، شريك جرماند.»
بهشتي در پاسخ گفته بو: «مروت ما ايجاب ميكند كه به زن و دختر دشمن خودمان كاري نداشته باشيم، آزادشان كنيد.»(4)پينوشت:
1. شهيد بهشتي، حل مسئله «من» و «ما» در تفكر ديني ويژهنامه جمهوري اسلامي ويژهنامه تير 1380، ص 26.
2. شهيد بهشتي، معراج معنوي در متن زندگي مادي (ويژهنامه روزنامه جمهوري، تير 1380، ص 10.
3. ارزشها در نگاه شهيد بهشتي.
4. جاودانه تاريخ از زبان ياران، ج 9، ص 103 به نقل از حجتالاسلا مسيح مهاجري.حسن ابراهيمزاده
ماهنامه امتداد
[ad_2]




