جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
«انا قتيل العبرات» يعني چي؟
«انا قتيل العبرات» يعني چي؟
اين جمله از امام حسين است كه ميگويد: انا قتيل العبرات: من كشته ي اشك هايم
انا قتيل العبرات (محدث قمي، منتهي الامال، ص 538.) روايتی از امام حسين(ع) است كه فرمود: “من كشته اشكها هستم”. از اين رو كشته اشكها از لقبهاي سيد الشهدا است. در حديث ديگري فرمود: “انا قتيل العبره، لا يذكرني مؤمن الا استعبر؛ (شيخ صدوق، امالي، ص 118.) من كشته اشكم. هيچ مؤمني مرا ياد نميكند مگر آن كه اشك به چشمانش ميآيد”. اين صفت در زيارتنامهها هم براي حضرت به كار رفته و معتبر است.
يکي از معاني عبارتي مثل انا قتيل العبرات اين است که من کشته رحمت هستم يعني به شهادت رسيدم تا جامعه اسلامي با اشک ريختن بر من لبريز از رحمت گردد و دل ها نرم و با يکديگر مهربان گردد.(فروغ شهادت، استاد علي سعادت پرور، ص 300، )
مرحوم مجلسى در معناى اين جمله مى فرمايد: منظور اين است كه «هيچ مؤمنى به ياد من نمى افتد مگر اين كه گريه مىكند يا بغض، گلوى وى را مىگيرد بحارالانوار، ج 110، ص 356امام حسين(علیهاالسلام)با جمله: «انا قتيل العبرة» مى خواهدبگويد: من كشته شدم تا با گريستن در مظلوميت و مصائب من، صفت رحمت شكوفا گردد و رحمت الهى شامل حال امت گردد. زلال اشك بر مظلوم، گرد و غبارگناهان و آلودگى ها و سنگ دلى ها را از صحن و سراى دل مى شويد و نسيم رحمت و صفاو همدلى را در كوى و برزن به ارمغان مى آورد.
اكنون معناى اين حديث به خوبى روشن مى گردد كه مى فرمايد: «وما بكى احد رحمه لنا ولما لقينا الا رحمة الله قبل ان تخرج الدمعة من عينه، فاذا سالت دموعه على خدّه،فلو ان قطرة من دموعه سقطت فى جهنم، لأطفئت حرها حتى لايوجد لهاحر؛هر كس از روى رحمت بر ما و براىآن چه به ما رسيده، بگريد، پيش از روان شدن اشكش، مورد رحمت الهى قرار مى گيرد واگر قطره اى از اشكش در جهنم بيفتد، چنان آتش آن را خاموش مى كند كه گرمايى براى آن باقى نمى ماند.
تا درياى رحمت الهى كسى را در بر نگيرد، گوهرگران بهاى اشك روزى اش نمى شود و افشاندن درّ يتيم اشك، بر خاندان پيامبركه بهترين خلق خدايند، چنان سيل رحمت حق را جارى مىسازد كه از آتش جهنم كه ظهور قهر و غضب خداونداست، نشان و اثرى باقى نمى ماند.پى نوشت
-مجلسى، بحار الانوار، ج 82،ص 76.
-مستدرك الوسائل، ج 2، ص 341.
-حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 342.
-بحار الانوار، ج 45،ص 112.
-كامل الزيارات، باب 32،ص 101.
[ad_2]




