يا صاحب الزمان كي ميايي

امام من، آقاي من، اي مرحم دل دردمندان و اي آرزوي آرزومندان، آيا وقت آن نشده كه بيايي و ما را از اين سردرگمي رها كني؟! زمان آن نشده كه بيايي و عدل را بپا كني ؟! شنيده ام وقتي ميايي كه همه دنيا پر از ظلم شده باشد آيا نشده؟! آقاي من دنيا خود ظالم شده، اسلام مظلوم شده، شيعه تروريست جلوه داده شده، پس بيا كه زمانش رسيده، مولاي من هر سال با نزديك شدن به نيمه شعبان دل شيعيان شما پر از غم و شادي مي شود غم از دوري شما و شادي از اينكه شايد اين بار بيايي، به اميد آمدنت خيابانها و كوچه ها را آزين مي بنديم شيريني و شكلات و شربت مي گيريم و در كوچه ها شادي مي كنيم و بدنبال شما مي گرديم. شما با ماييد و ما از شما دور، آقا جان اينبار ديگربيا ، بيا و اين ابر گناه را از ديده پر اشتياق ما كنار بزن تا بببينيم اين جلويه نور خدا را ، تا ببينيم جامعه پر از عدل را، تا ببينيم جامعه بدون دروغ را، تا ببينيم جامعه پر از انسانيت را، تا ببينيم مدينه فاضله را