خواهری داد می زد گریه می کرد،می گفت:می خواهم صورت برادرم را

ببوسم… اجازه نمی دادند.

یکی گفت:خواهرش است،مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش را ببوسد.

گفتند:شما اصرار نکنید نمی شود…این شهید سر ندارد !

پشت میدون مین

چند نفر داوطلب شدن رفتند معبر باز کنند،

یکیشون چند قدم نرفته برگشت!

فکر کردند ترسیده !

پوتیناشو درآورد داد به یکی!

گفت:تازه از تدارکات گرفتم ،حیفه خراب شه

پا برهنه رفت تو میدون مین.

.

.

چند دهه بعد یکی 3000میلیارد تومان از بیت المال….

منبع:وبلاگ بیاد شهدا