متن زیر از کتاب جهان در پناه یازده اسم اعظم با تالیف عارف شيخ اكبر محى الدين ابن عربى انتخاب شده است.
امیدوارم مورد توجه قرار گیرد:

مناجات اسرار آغاز سوره ها


بنده ام ! به من از من و سخن حق من ابلاغ كن و به زبان اهل جمع و فرق بگو، من گوينده كلام و تو اهل لفظى ، من رساننده و تو نگهدارنده يى ، از من بگو، من خطاب كننده از خود به خودم : آغاز مجهول سوره ها، براى اهل صورت متكى به عقل است ، ((آن ، از فضل خداست ، به كسى مى دهد كه بخواهد)) (مائده / 54) كلا بيست و نه سوره و آن كمال صورت است :
(الم ) : بقره ، آل عمران ، عنكبوت ، روم ، لقمان ، سجده ، (المص ) : اعراف . (الر) : يونس ، هود، يوسف ، ابراهيم ، حجر. (المر) : رعد. (كهيعص ) : مريم . (طه ) : طه . (طسم ) : شعرا، قصص . (طس ) : نحل . (يس ) يس . (ص) ص . (حم ): غافر، فصلت ، شورى ، زخرف ، دخان ، جاثيه ، احقاف . (ق ) : ق . (ن ) : القلم ،
((ماه را در منزل هاى خود گردانديم )) (يس / 39) .
(منازل قمر: شرطان ، بطين ، ثريا، دبران ، هقعه ، هنعه ، ذراع ، شهره ، طرفه ، جبهه ، زبره ، صدفه ، عوا، سماك الاعزل ، غفر، زبانى ، اكليل ، قلب ، شوله ، نعايم ، بلده ، سعدبلع ، سعدالسعود، سعدالاجنيه ، فرع الاول (مقدم ) ، فرع الثانى (مؤ خر) ، و بطن الحوت (رشا) ) .
تمامى جهان را در آن سوره ها كامل كردم و ميان خود و مخلوقات به آنچه امر و نهى بود روشن نمودم و فرق نهادم ((من خدايم و جز من خدايى نيست )) ، ((مرا بپرستيد)) (انبياء / 25) .
از مبادى سوره ها، برخى يك حرف (ق ، ص ، ن ) و بعضى دو حرف (طه ، يس ) و بعضى جمع و بيشتر از دو حرف است (الم ، المر، كهيعص ) ، ((اگر سپاس گزاريد، هرآينه بر شما مى افزايم )) (ابراهيم 7) .
در برخى از آغاز سوره ها چيزى افزون شده كه بى نياز مى كند و از برخى كاسته رنج و تعب مى آورد، ((آيا نديدند كه ما به زمين مى پردازيم و از اطراف آن مى كاهيم )) (رعد41) .
بعضى از مبادى سوره ها در صورت مثل هم ، و برخى متخلف است ، چنان كه برخى از آنها جدا از هم و برخى پيوسته است ، ((اگر خدا بخواهد)) خدا ((همه مردم را يك امت قرار مى دهد)) (هود / 118) .
بزرگترين حروف مقطعه ، پنج حرفى است ، از مقام آدم و حوا، در بهشت اقامت و پناهگاه امامت و اصف و موصوف ، باقى ماند ((بخوريد از هر چه خواستيد)) (اعراف / 19) .

جمع حروف مقطعه 78 حرف است ، حقايق آنها براى هر كس روشن شود، او مالك بالا و پست خواهد شد ((در زنجيرى كه درازايش هفتاد ذرع است ، آن را بكشيد)) (الحاقه / 32)

براى هريك از آنها جزء قسمت شده يى است ، آنچه را مفرد آوردم ، براى بقاى رسم ازل و آنچه تثبيه است براى وجود آن در حال و آنچه را جمع آوردم براى استمرار ابد است ، ((آسمان را بر شما ريزنده فرستاد)) نوح / 11) ، مفرد براى درياى ازلى و تثنيه براى برزخ محمدى و جمع براى درياى ابدى است .

بنده ام ! وجود اين حروف بنابر بحث و احتياط غايى ، به سه هزار و پانصد و سى و دو منحصر است و اول تفصيل از نوح تا درخشش يوح است ، آنگاه تا آخر تركيبى كه كلمه و روح در آن نازل مى شود، بعد عددى كه آن را ضرب و جمع مى كنى و از آن طرحى ريخته و قرار مى دهد، تمام شريعت تا ويرانى طبيعت براى تو روشن مى شود و آن چيزى است كه از ((نون و القلم )) (قلم / 1) ، تا آخر كتاب عزيز اكرم باقى مى ماند.

مبعوث شدن محمد صلى الله عليه و آله و سلم از سوره نجم به همه عرب و عجم است . برانگيختن فرستادگان از سوره بقره است و آنان را در فاتحه نصيبى نيست و آنان در سوره فاتحه تيرى به صواب پرتاب نمى كنند. سوره فاتحه ، مختص محمد صلى الله عليه و آله و سلم و در نسبت به همه رسولان گرامى است كه در پاسخ : كى پيامبر بودى ؟ فرمود: ((من آن زمان كه آدم ميان آب و گل بود، نبى بودم )) (حديث ) .

محمد صلى الله عليه و آله و سلم كليد انبياء است و از سوره نجم تا آخر قرآن عظيم از آن اوست و ميان سوره نجم و آخر كتاب در صلب مقامات تا زمان خودش تردد دارد.

پس بجاست كه همه هستى براى او باشد و به جايگاهى برتر اختصاص ‍ يابد، ((جوامع الكلم به تو داده شد)) ، پس از نهادن و برداشتن ، چيزى براى تو نماند و آن در اوان نزول و فتح بود.
و آن نظير مقدس از قرآن است كه اقدس از پى آن مى آيد، تقديس قرآن به نازل شده در آن است ، براى تو به معانى آن اشاره كردم و جز دانايان ، آن معانى را نمى فهمند.

بنده ام ! فواتح و معانى سوره ها بابى است كه وصف مى شود و كشف آن ممنوع است . اى انسان ! اعداد پرده چشم تو هستند، آنها سطرهاى نور سبز در پشت حجاب رحمانند و بركسى كه مشيت حق بر اطلاع او بر آنها تعلق گرفته ، روشن مى شوند، تا آنچه را كه به وديعت نزد آنهاست به او دهند پس ‍ مجاهده كن كه به موافقت و مساعدت متجلى شوى ، اميد است كه از اين مشاهده ها لذت ببرى .

بنده ام ! پس از اين حروف در جاى تفسير و تجلى گاه تعبير، براى ناقد بصير و دارنده سر و اكسير و كسى كه از وجود به اندك و ممكن قناعت نمى كند، مبحثى را قرار دادم .
آيات بعد از حروف را، براى بينايان به دوبخش ، بخشى قسمت پذير و بخش ديگر قسمت ناپذير تقسيم كردم .
شگفتا! به ظاهريكه قسمت مى پذيرد و باطن آن قسمت پذير نيست .
ظاهر، شمس در برج حمل و باطن ، هلال در برج اسد است .

در زير پرده ظلمت هاست ، ببين
اگر آن پنهان باشد، اين پيداست


عجبا كه خداوند به آن دو قسم خورده است
والشمس و ضحيها و القمر اذا تليها (شمس / 1)

به خورشيد پناه بر و ماه را رها كن كه
در فرديت مى تابد و معدوم مى شود
كفش هستى را از پاى بدر كن
علم من زوج است تا كلمات پيدا شود


و انقسام آن بر سه قسم و آن حقايق در موائد سه گانه موجود است .
و بخشى كه برهان تقسيم نمى شود، سوره آل عمران است و قسمى كه تقسيم مى شود موصوف است ، غير از سوره آل عمران از سوره هاى با حروف مقطعه است و آن سه كه تقسيم مى شود به بخش غير مقسوم ، گوينده و شنونده و گفته است ، اى كه از چرت غفلت در خوابى ! بيدار شو و آگاه باش .

سپس سوره هاى با حروف مقطعه ، به دوازده چشمه و شاخه تقسيم مى شود و آن ، كمال عالم روحانى و جسمانى براى كل عالم الهى است ؛ سيزدهم كه تقسيم ناپذير است در آن اسماء و جوامع كلم به تو آموخته مى شود.
برخى از مبادى سوره ها براى رفع شك و ريب در آن چيزى است كه از غيب پديد آمده و آنها: بقره ، الم و سجده است .
برخى از آن سوره ها براى رفع حرج است از آنچه آمده و درج شده : اعراف ، طه و شعراست .
بعضى از آنها براى شناخت عنايت ازل ، اولياء و انبياء و رسولان است و آنها سوره هاى : يونس و مريم (عليه السلام ) است .
بخشى از آنها براى افتراق و اجتماع و آن سنگ كه نمى شكند: هود، فصلت ، شورى ، دخان و مؤ من است .
قسمتى براى تاءكيد بيان در معقولات و خبردادن از مفترقات آمده : يوسف ، زخرف ، قصص و روم است .
برخى از آنها به اعتبار تركيب براى اهل نظر و تركيب نازل شده : قاف و جاثيه است .
بخشى از آن سور براى محقق شدن هدايت در نبوت و ولايت آمده : ابراهيم ، نمل و لقمان است .
برخى براى محقق شدن نزول در ايمان به عهد غايب از عيان است : و آن رعد است .
قسمتى از آن سوره ها بر تاءكيد توجيه و عصمت به سوگند در جايگاه تنزيه است : يس ، نون و ص است . برخى براى طلب دليل در مقابله با دشمن سخت و ثقيل است : احقاف است .
برخى براى تاءكيد بيان تهديد به وعيد فرود آمده : حجر و عنكبوت است .

نام كتاب : جهان در پناه يازده اسم اعظم
شرح كتاب الاسرى الى مقام الاسرى
نام مؤلف : عارف شيخ اكبر محى الدين ابن عربى