استجابت دعای زوج جوان !

خانه » استجابت دعای زوج جوان !

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

استجابت دعای زوج جوان !

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشان می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که توانسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشان رفتند.

پس از این که مشکلشان را به کشیش گفتند، او در جواب آن زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما را شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم بروم و مدتی در آنجا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.

زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش آنجا را ترک نمايد، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل خواهد شد و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دهم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیايم.

15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. يک نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به آن زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت سری به آنها بزند. پس به طرف خانه آنها به راه افتاد. وقتی به محل اقامت آن زوج رسید زنگ در را به صدا در آورد.

صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا را پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و آنها صاحب فرزند شده اند.

وقتی وارد خانه شد بيش از يک دوجین بچه را دید که دارند از سر و کول همديگر بالا میروند وهمه جا را گذاشته اند روى سرشان و وسط آن شلوغی و هرج و مرج هم مادرشان ایستاده بود.

کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهايتان مستجاب شده… حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگويم.

زن مایوسانه جواب داد: او نیست… همین الان خانه را به مقصد رم ترک کرد.

کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چه رفته رم؟

زن پاسخ داد:رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!!!

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا