از اختلافات خانوادگي نهراسيد

خانه » از اختلافات خانوادگي نهراسيد

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

از اختلافات خانوادگي نهراسيد

بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی

حالا اگر ميان زن و شوهر اختلاف شد، چه كنيم؟ آيه‌ي 35 سوره‌‌ي نساء را من براي شما معنا كنم. بيست تا نكته در اين آيه است، به جاي اينكه اين برادر ما آيه را يكجا بخواند، كلمه به كلمه بخواند. قرآن مي‌گويد: اگر اختلاف پيدا شد، دادگاه نرويد. به قاضي مراجعه نكنيد. كدخدا منشي حل كنيد. اين آيه‌ را كه مي‌خواند، شما كلماتي را كه مي‌شناسيد با انگشت بشماريد. چون ان آيه 20 كلمه دارد. 15 تا را مي‌فهميد. ولو عربي هم بلد نباشيد. ده، پانزده موردش روشن است.
«وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما»، «خِفْتُمْ» را كه مي‌دانيد يعني چه؟ يعني خوف. «شِقاقَ» را هم مي‌دانيد. «شِقاقَ» يعني شكاف. شق القمر يعني چه؟ يعني ماه شكاف پيدا كرد. شقّه‌ي گوشت يعني چه؟ يعني گوشت شكاف پيدا كرد. پس «خِفتُم» يعني خوف داريد، «شِقاق» يعني شكاف. اگر نگران هستيد كه زن و شوهر، عروس و داماد با هم شكاف پيدا كنند، دادگاه نرويد. يك نفر از فاميل مرد، يك نفر از فاميل زن بيايند، كدخدا منشي بنشينند. مسأله را بررسي كنند. داوري كنند، اگر اين فاميل مرد و فاميل زن غرضشان اصلاح باشد، خدا در حرفشان اثر مي‌گذارد و بين اين دو تا را جوش مي‌دهد. جلوي شكاف را مي‌گيرد. اين دادگاه خانواده است.
«وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما» اگر خوف داريد بين عروس و داماد شكاف واقع شود. «فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها»، حَكَم يعني داور. «حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ» يك فاميل، يك داور از فاميل مرد بيايد، «وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها» يك حَكَم از فاميل مرد، يك حَكَم از فاميل زن بيايند. «إِنْ يُريدا إِصْلاحاً» اگر اين دو داور اراده‌ي اصلاح داشته باشند، «يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما» خدا بين عروس و دامادي كه نزديك بود شكاف بيفتد، «يُوَفِّقِ» يعني توفيق، يعني اينها را جوش مي‌دهد. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً» خداوند عليم و خبير است.
حالا نكاتي كه اينجا هست، حالا بعضي‌هايش هم آخوندي است، حالا يك كلمه هم آخوندي بگويم. به يك كسي گفتند: سطح حرف‌هايت را پايين بياور. گفت: چرا من حرف‌هايم را پايين بياورم. مردم بالا بروند. امشب يك كلمه عربي ياد بگيريم. در عربي سه تا اگر داريم. اگرهايي كه حتماً مي‌شود. اينها را «اذا» مي‌گويند. مثلاً مي‌گوييم: «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» (تكوير/1)، «إِذَا» يعني قطعاً نور خورشيد گرفته مي‌شود. وقتي كه نور خورشيد گرفته شد، جاهايي كه حتماً مي‌شود، «اذا» مي‌گويند. گاهي اگرهايي است كه نمي‌شود. مي‌گويند: اگر ما به بچگي برگرديم. ديگر شما به بچگي برنمي‌گرديد. اينجا را «لو» مي‌گويند. پس اگر حتماً مي‌شود، «اذا» اگر حتماً نمي‌شود «لو». آنجا كه پنجاه پنجاه است، نه مي‌گويند: «لو»، نه مي‌گويند: «اذا» مي‌گويند: «اِن»، آيه نگفته: «وَ اذا خِفْتُمْ»، نگفته: «لو خِفتُم» بلكه گفته: «وَ إِنْ خِفْتُمْ». يعني بالاخره در خانه‌ها پنجاه، پنجاه هست. در همه‌ي خانه‌ها پنجاه درصد اين گلايه‌ها، شكايت‌ها هست. وحشت نكنيد. از اختلافات خانوادگي نهراسيد، در همه‌ي خانه‌ها هست.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا