جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
شايد به ذهن بعضى خطور كند كه طرح مسايل اختلافى بين شيعه و سنّى، و يا شيعه و وهّابيّت، با جريان وحدت ميان مسلمانان منافات داشته باشد، و يا زمينه رنجش خاطر بعضى فراهم شود، و يا موجب تفرقه گردد، بدين منظور نا گزيريم نسبت به مفهوم وحدت و عوامل آن به صورت گذرا اشاره كنيم.
n شكى نيست كه يكى از عوامل پيشرفت ملتها و رمز پيروزى آنان، پيوند و اتحاد بوده است، همانگونه اى كه با اتحاد قطرات آب، مخزن بزرگ سد تشكيل و با پيوستن جويهاى كوچك به همديگر رودخانه هاى عظيم ايجاد مى شود، با اتحاد انسانها نيز صفوف بزرگى تشكيل مى شود كه دشمن با نگاهش به وحشت افتاده و فكر تجاوز به آنان را براى هميشه از سر بيرون مى كند (تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ)
(( انفال: 60. )).
n قرآن مجيد ملل اسلامى را به سوى يگانه عامل وحدت، «تمسك به حبل اللّه» دعوت مى كند، و از هر گونه تفرقه برحذر مى دارد: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ )
(( آل عمران: 103. )).
بلكه اختلاف و پراكندگى و به جان هم افتادن را يكى از بدترين عذابها به شمار مى آورد: (قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْض)
(( انعام: 65. ))،
«بگو او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما بفرستد، يا شما را گروه گروه به هم اندازد ]و دچار تفرقه سازد[ و عذاب بعضى از شما را به بعضى ديگر بچشاند».
ابن اثير مى گويد: مراد از «شِيَعاً» همان تفرقه ميان امت اسلامى است
(( النهاية في غريب الحديث: 2/520. )).
n رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: «مثل المؤمنين في توادّهم وتعاطفهم وتراحمهم بمنزلة الجسد إذا اشتكى منه شي تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمّى» ((مسند أحمد: 4/270. )).
(تمام مسلمانان عالم اعضاء يكديگر هستند وهمه آنان بمنزله يك جسد مى باشند، كه اگر عضوى از آن به درد آيد ساير اعضاء نيز متأثّر خواهد شد).
اهمّيّت وحدت در عصر حاضر
و شكّى نيست كه ما در عصرى زندگى مى كنيم كه تمامى دشمنان براى نابودى اسلام هم پيمان گشته و تمامى امكانات سياسي و اقتصادى خود را در سقوط اسلام از صحنه بين الملل بكار گرفته اند.
كه طرح نوين «هانتيگتون»، بزرگ نظريّه پرداز كاخ سفيد و استراتژيست معروف يهودى در كتاب «برخورد تمدّنها» مؤيّد اين مطلب است.
و همچنين نظريه دكتر مايكل برانت، يكى از معاونان سابق سازمان اطلاعات مركزى امريكا (سيا) كه در كتاب  A Plan to divis and desnoylte theology«نقشه اى براى جدايى مكاتب الهى» آمده، مى گويد: افرادى كه باشيعه اختلافات نظر دارند آنها را عليه شيعه منظم و مستحكم كرده، وكافر بودن شيعه گسترش داده شود و آن ها را از جامعه جدا نموده وعليه آن ها مواد نفرت برانگيز نوشته شود
(( روزنامه جمهورى اسلامى مورخ 5/3/1383 هفته نامه افق حوزه 28/2/1383. )).
بنا بر اين در چنين عصرى بيش از هر عصر ديگر، مسلمانان نياز به وحدت دارند، و شايد بيش از هر زمانى جامعه اسلامى به همكارى و مساعدت يكديگر نيازمند است.
گِلادِستون
(( Gladstone سياستمدار انگليسي (1809 ـ 1898) رهبر ليبرالها بود و چهار بار به مقام نخست وزيرى انگلستان رسيد. ))
نخست وزير اسبق بريتانيا مى گويد: «مادام هذا القرآن موجوداً في أيدى المسلمين، فلن تستطيع أروبا السيطرة على الشرق ولا أن تكون هي نفسها في أمان». مادامى كه قرآن در دست مسلمان هااست، اروپا نه مى تواند بر شرق تسلط يابد و نه احساس امنيت كند
(( الإسلام على مفترق الطرق ص 39. )).
بِنْ گُورْيُون
(( بن گوريون Ben Gurion فردي كه نام «اسرائيل» را بر رژيم صهيونيستي نهاد، نه بار به نخست وزير رژيم صهيونيستي رسيد.
او زندگي خود را وقف صهيونيسم كرد، جنگ اشغال فلسطين را در سال 1948 فرمانهدهي كرد از جمله رخدادهايي كه در دوره نخست وزيري وي صورت گرفت مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1 ـ جنگ 1948 كه باعث بوجود آمدن رژيم صهيونيستي شد.
2 ـ موج هاي بي سابقه مهاجرت يهوديان.
3 ـ افزايش شهرك هاي صهيونيست نشين.
4 ـ حمله مشترك و سه گانه رژيم صهيونيستي، انگليس و فرانسه عليه مصر در سال 1956. ))
نخست وزير اسبق دولت غاصب صهيونيستى مى گويد: «إنّ أخشى ما نخشاه أن يظهر في العالم العربي، محمد جديد». آن چه كه ما را به وحشت انداخته اين است كه مى ترسيم در جهان عرب محمد تازه اى ظهور كند
(( روزنامه «الكفاح الإسلامي» سال 1955. م، هفته دوم، ماه نيسان. )).
بالاتر از همه اين ها، با اين كه يكى از اصول مسلم مسيحيت، كشته شدن حضرت مسيح به دست يهود بوده و به همين خاطر، در طول 20 قرن بغض و كينه وعداوت ميان آنان حاكم بود، ولى براى ايجاد وحدت ميان مسيحيت و يهود در برابر مسلمين، دولت واتيكان طى اطلاعيه رسمى از اين اصل صرف نظر كرده و يهود را از اين جنايت تبرئه مى كند.
وجاى شگفت اين است كه اين اعلاميه در سال 1393 هجرى مطابق با 1973 ميلادى هم زمان با جنگ اسرائيل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نيروهاى يهود ونصارى را در برابر مسلمانان بسيج نمايد
(( مع رجال الفكر ج 1 ص 162. )).
با توجه به نكات ياد شده، اهمّيّت سخن رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) كه مى فرمايد: «من أصبح ولم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم» كسى كه به فكر مشكلات برادران دينى خود نباشد مسلمان نيست، در اين زمان بيش از هر زمان ديگر ملموس باشد.
بديهى است در موقعيت فعلى، هر گونه حركت مشكوك كه موجب تفرقه ميان صفوف مسلمانان باشد، به نفع اسلام نيست.
و هرگونه فحش و ناسزا قبل از آنكه به وحدت ميان مسلمين و تقريب بين مذاهب ضربه بزند، چهره نورانى مكتب اسلام را در سطح بين الملل مخدوش مى كند، و طبقه تحصيل كرده را به مكتب نورانى اسلام بدبين مى سازد.
اهداف وحدت
هدف از وحدت، يكى كردن مذاهب و از بين بردن ديگر مذاهب نيست، و غرض مؤسّسان تقريب هم جايگزينى اشعرى بجاى معتزله و سنى را تبديل به شيعه و حنفى را حنبلى ساختن و يا بعكس نبوده است زيرا اين امر نه تنها كارى دشوار بلكه امرى غير ممكن مى باشد.
بلكه همّت آنان نزديك نمودن صاحبان مذاهب مختلف به همديگر با تكيه بر مشتركات، و قرار دادن همه مسلمانان را در صف واحد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام بوده است.
مرحوم شيخ محمّد تقى قمّى، مؤسّس «دار التقريب بين المذاهب الإسلاميّة» و نماينده حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى در مدرسه فيضيّه مى گفت: هدف از تأسيس اين مركز، تقريب ميان مذاهب است نه توحيد مذاهب، يعنى هدف اين نيست كه شيعه از اصول و معتقدات خودش فاصله بگيرد، و يا سنّى از مبانى اعتقاديش دست بر دارد.
علت فاصله ميان مذاهب، عدم آشنايى صحيح از مبانى فكرى يكديگر است، و با تأسيس اين مركز، صاحبان انديشه هاى هر يك از مذاهب، با حفظ مبانى اعتقادى خود و احترام به معتقدات همديگر، مسائل اختلافى را در محيطى آرام مطرح نمايند. تا ضمن آشنائى با افكار همديگر، و مشتركات ميان مذاهب، تفاهم بيشترى داشته باشند. كه اين قضيّه در نهايت به نفع شيعه است.
[ad_2]




