آداب معاشرت و تأثير آن بر روابط اجتماعي

‏«ادب» آداب دارد!‏
بخش اول


همه ما در برخي تاکسي‌هاي کثيف با رانندگان ژوليده نشسته‌ايم. همه ما از بوي تند عرق کساني که در شلوغي مترو يا اتوبوس راه نفس کشيدن را به رويمان بسته‌اند، رنج برده‌ايم و يا از طرز آدامس جويدن و غذا خوردن بعضي مهمانان بر سر ميز يا سفره، از غذا خوردن افتاده‌ايم. دست و صورت خيس و عرق کرده و چشمان خيره و بي پرواي خيلي‌ها، ما را از ادامه گفتگو يا معاشرت پشيمان کرده است و از رفتار به دور از ادب و نزاکت بسياري از کارمندان ادارات و مؤسسات گوناگون به اين نتيجه رسيده‌ايم که آداب معاشرت و ادب رفتاري، ربطي به شغل و مرتبه و سواد افراد ندارد.‏

نسل قديم به خط کشي‌ها و اصول دست و پاگير اخلاقي و رفتاري محکوم است و نسل جديد متهم به ولنگاري و بي ادبي و شلختگي زباني و فکري است.

هرکسي ديگري را بي ادب و نادان مي‌داند و همگان هم از نسل خودشان با اين خاطره ياد مي‌کنندکه دوره ما اينگونه نبود، ما جلوي پدر و مادر پا دراز نمي‌کرديم و تا کمر پيش هر بزرگتري خم مي‌شديم، ولي اين بچه‌هاي امروز هرکاري مي‌کنند. امروزي‌ها هم مي‌گويند پدر و مادران قديمي با بچه‌هايشان راحت نبودند و رابطه‌ها دوستانه نبود، گويي در پادگان زندگي مي‌کردند!‏

بيرون اين گود ديروز و امروز که بايستيم، مي‌بينيم که بسياري از اصول رفتاري و چارچوب‌هاي اجتماعي و معاشرتي درهم ريخته است و به جاي اينکه تغييرکند، تخريب شده است و به همين دليل از اين نظر به نوعي بحران دچار شده‌ايم.

تا آنجا که حتي در بسياري مواقع نمي‌توانيم از معاشرت با يکديگر لذت ببريم و به همان اندازه که مشکلات اقتصادي باعث مي‌شود تا کمتر دور هم باشيم، مشکلات رفتاري و اجتماعي نيز ما را از هم دور کرده است!‏

‏ بد نيست اين بار که روزمان را شروع مي‌کنيم، در افراط و تفريط‌ها و قيد و بندها و بي قيدي‌هاي خود و ديگران دقت کنيم. شايد رنج‌هايي ناخواسته به اطرافيانمان تحميل کرده‌ايم که با کمي آداب داني برطرف مي‌شد يا براي کارهايي از چشم ديگران خواهيم افتادکه به اشتباه، شيرين کاري و صميميت و راحتي يا نشانه امروزي بودن و تجدد ناميده‌ايم!‏

آداب معاشرت

‏«آداب» جمع «ادب» به معني آموختن علوم و دانش‌هاي گوناگون و محاسن اخلاقي است و به علوم و معارف عمومي نيز اطلاق مي‌شود.‏

ادب، ريشه در فهم سرشار و ادراك حقايق دارد و بي ادبي از جهل و ناداني سرچشمه مي‌گيرد.‏

‏«آداب» معاني گوناگوني داردكه تقريباً همگي به معني «راه درست معاشرت با ديگران» است.‏

‏«آداب معاشرت» نيز در اصل، معادل كلمه «اِتيكِت» فرانسوي است كه در آغاز به معني « بليط كوچك» بوده است. در فرانسه، به مردماني كه مي‌خواستند در مراسم يا مجامع عمومي شركت كنند، بليط‌هاي كوچكي مي‌دادند. بر روي هر بليط دستورهايي داده مي‌شد که دارنده بليط به هنگام برگزاري مراسم چگونه رفتاركند. پس اتيكت به معني «راه درست معاشرت با ديگران» است.‏

در جهان آفرينش هر دسته از مردم مقرّرات خاصي براي آداب معاشرت دارند و حتي وحشيان نيز چنين هستند. اصولاً يكي از تفاوت‌هاي انسان با حيوان، ادب است. انسان‌ها بر اثر درك حقايق، ادب دارند و حيوانات فاقد آن هستند و هرچه انسانيت كسي كامل‌تر شود، ادب و تربيت او بيشتر مي‌شود، هرچند رفتار و رسوم پسنديده در يك دسته ممكن است در نظر دسته ديگر اصلاً پسنديده نباشد.‏

فرق اخلاق و آداب

شايد برخي اين طور تصوّر كنند كه «اخلاق» و «آداب» يكي است و حال آن كه چنين نيست ؛ زيرا «اخلاق» به يک سري صفات روحي گفته مي‌شود، ولي «آداب» از امور عملي و رفتاري انسان است. به بيان ديگر، اخلاق، همان بينش و نگرش است و آداب همان منش و روش افراد در انجام دادن کارها است.‏

اصول اخلاقي مانند قدرت اراده، شجاعت، سخاوت، غيرت و مانند اين‌ها، با آداب و سنن ملّي يا محلي فرق دارد. چرا كه آداب اجتماعي از امور نسبي است و با تغييرات محيطي فرق مي‌كند، ولي زشتي و زيبايي اصول اخلاقي با اختلاف نژادها و ملّيت‌ها دگرگون نمي‌شود. از اين رو در هيچ جاي دنيا ديده نشده است كه کسي سخاوت و شجاعت را بد بداند و دزدي را خوب بشمارد.‏

پس معلوم مي‌شودگرچه آداب، ناشي از اخلاق است و به عبارت ديگر اخلاق، پايه و مقدمه آداب است، ولي با هم فرق دارند و به وسيله ادب خوب، مي‌توان اخلاق بد را تغيير داد.‏

دکتر پرويز رزاقي، روانشناس و مشاور خانواده، در اين رابطه مي‌گويد: «آداب معاشرت» در اصل يک سري اصول است که منجر به رفتارهاي خاص مي‌شود. در واقع، رفتارهاي ما، ناشي از اصول تربيتي و فرهنگي و آداب و سنن رايج است که چون در تعامل با ديگران شکل مي‌گيرد، نقش و تأثيراجتماعي هم دارد.‏

‏

آداب معاشرت در ميان اقوام مختلف

‏«ادب» همواره در همه جوامع و بين تمامي اقوام و ملت‌ها بوده است و لازمه زندگي بشر به شمار مي‌رود و هيچ قومي از اقوام بشر در پسنديده بودن ادب، شک ندارند، اما مصداق‌هاي ادب، به اعتبار اختلاف اقوام و ملت‌ها، تغيير مي‌کند و تشخيص كار نيك از بد نزد آن قوم نيز بايد در همان معنا صورت گيرد. چه بسا كارهايي كه در نزد ملّت و قومي، از آداب خوب به شمار رود و حال آنكه در نزد ساير اقوام، ادب به حساب نيايد.

مثلاً چيني‌ها موقع غذا خوردن، صداي ملچ ملوچ زيادي از دهان خود درمي‌آورند تا نشان دهندکه غذا لذيذ است و با اين کار مي‌خواهند از ميزبان خود تشکرکنند؛ حال آن که در فرهنگ ما صداي دهان موقع صرف غذا، از ادب غذاخوردن به دور است.‏

در بسياري از كشورها برداشتن كلاه نشانه ادب است، ولي بوميان غنا در افريقا، به جاي اين كار قباي خود را از يك شانه پايين مي‌اندازند.‏

خرده فرهنگ‌ها يا فرهنگ خرد شده

گربه اصيل آريايي ما، از ابتدا ساکن اين جغرافيا که امروز در نقشه‌ها مي‌بينيم، نبوده است. اقوام مهاجري که از سرماي سيبري به مناطق پايين «ايرانويچ» مهاجرت کردند، گله داراني بودند که با کشاورزان بومي هر منطقه برخوردکردند و سرانجام در فلات ايران ساکن شدند و پايه‌هاي تمدن و فرهنگ اين منطقه را بنا نهادند.

آداب زندگي اجتماعي و قوانين شهرنشيني و مدنيت اين مردم که تا به امروز در چهارراه عبور و مرور مهاجمان و مهاجران و مسافران بسياري قرار داشته‌، ديگر يکدست و اصيل نمانده است. هنوز ردپاي بيگانگان بر صورت اين گربه وجود دارد و آشنايي مسافران ايراني با فرهنگ ساير ملت‌ها نيز سوغاتي‌هاي بسياري با خودآورده که البته، بومي و آشنا نشده، به دست و زبان مردم راه يافته و عادي و عادتي شده ‌است. ‏

نگاهي به آداب و سنن بومي يا ملي هر ملتي نشان مي‌دهدکه همه افراد براي روابط و کارهايشان يک سري آداب و اصول دارند که به مرور زمان، تغييرکرده و يا تکميل شده ‌است.‏

‏ اگرچه هر قبيله، طبقه يا ملتي آداب اجتماعي خاص خود را دارد، اما با جهاني شدن و از ميان رفتن مرزهاي جغرافيايي، بسياري از اصول رفتاري در معاشرت‌هاي اجتماعي، ميان همه ملت‌ها، يکسان و عمومي شده است. براي همين است که وقتي افراد در مجامع عمومي ظاهر مي‌شوند و اصول رفتار‌هاي صحيح در آن جمع را نمي‌دانند يا رعايت نمي‌کنند، ديگر فرقي نمي‌کندکه از چه شهر يا کشوري هستند، چه طبقه اجتماعي يا سواد علمي دارند، مهم اين است که ديگران در برقراري ارتباط با ايشان ترديد مي‌کنند يا منصرف مي‌شوند. از آنجا که کمتر کسي در جامعه امروز وجود دارد که ادعا کند نيازي به حضور در اجتماع ندارد، پس همه افراد نيازمند تربيت و تعليم اصول و آداب معاشرت صحيح هستند.‏

برچسب زني ممنوع!‏

دکتر رزاقي، رابطه علت و معلولي ثروت و سواد و سن و جنس را بر آداب داني رد مي‌کند و مي‌گويد: چنين نيست که آداب داني افراد نتيجه تحصيلات يا شغل آن‌ها باشد. اين فاکتورها بر ميزان ادب و شعور رفتاري افراد تأثير دارد، اما عامل اصلي نيست. البته کساني که در خانواده‌هاي آداب مند و موفق، تربيت مي‌شوند و نگاه بالاتر و بازتري به مسائل دارند يا از سطح سواد و درک و فهم بيشتري برخوردارند، ممکن است آداب معاشرت را بيشتر بدانند و رفتارهاي اجتماعي شان صحيح‌تر باشد.‏

دکتر حميدرضا بابايي ـ آسيب‌شناس اجتماعي نيز مي‌گويد: آداب داني نتيجه تربيت و آموزش صحيح است و ربطي به طبقات اجتماعي افراد ندارد. به ويژه اين آموزش در جوامع باز، حق همه افراد است و انحصاري نيست. اگر طرز درست غذا خوردن، نشست و برخاست، آدامس جويدن، استفاده از تلفن همراه، لحن صحبت کردن، رعايت کد لباس در هر محيط و چنين مواردي را براي يک طيف خاص در نظر بگيريم، عملا به افراد خارج از اين گروه گفته‌ايم که حرجي بر شما نيست و مي‌توانيد هرکار که خواستيد بکنيد، چون انتظاري براي شما تعريف نشده است!‏

وي مي‌افزايد: وقتي به افراد برچسب‌هاي از قبل تعيين شده بزنيم، در واقع آنان را از يک سري کارها معاف کرده‌ايم و يا بالعکس براي يک سري رفتار مستعد مي‌دانيم. حال آنکه بايد اول رفتارهاي هرکس را ببينيم، بعد آن شخص و اعمالش را تحليل يا تعيين سطح کنيم. اگرآموزش‌ها، همگاني و اصولي باشد و افراد جامعه امکان آشنايي با آداب معاشرت صحيح و عمومي را داشته باشند، خود به خود بسياري از فاصله‌هاي رفتاري از ميان مي‌رود. متأسفانه در جامعه ما کمتر پيش مي‌آيدکه افراد در معرض آموزش و تربيت عمومي قرار گيرند و بيشتر از تربيت خانوادگي و گاه تمايلات فردي پيروي مي‌کنند و همان طور که اگر يک امکان عمومي مثل مترو يا پارک‌هاي عمومي براي مناطق مختلف شهري فراهم شود يا تکنولوژي مثل تلفن همراه در اختيار همه قرار گيرد، چون همگان، آداب استفاده صحيح از آن را نمي‌دانند، پس طرز معاشرت افراد نيز به تبع سرمايه فرهنگي که دارند، متفاوت مي‌شود؛ مثلا فرزندي که در خانواده موفق و آداب داني نبوده و از آموزش عمومي نيز بهره‌اي نداشته است تا اين کم کاري تربيتي خانواده جبران شود، وقتي وارد خوابگاه يا کلاس درس دانشگاه يا تيم ورزشي مي‌شود يا در اردو شرکت مي‌کند، رفتارش آزاردهنده مي‌شود و لحن حرف زدن، طرز لباس پوشيدن، غذا خوردن، استفاده از حمام و دستشويي و هزاران امر به ظاهر جزيي اما مهم، او را به عقب مي‌راند. در نتيجه، ارتباطات اجتماعي ضعيف و ناموفقي خواهد داشت.‏

عيب و هنر در عمل برآيد

دکتر رزاقي، خاستگاه رفتارهاي نادرست را چنين دسته بندي مي‌کند:‏

* افراد‏، رفتاري از خود بروز مي‌دهندکه در آن زمينه و ساختار

( خانواده، قبيله، ملت ) نمي‌نشيند و در نتيجه دچار تنش مي‌شوند. ‏

* افراد، رفتاري بر اساس الگو پذيري‌هاي نادرست از خود نشان مي‌دهندکه نتيجه تربيت خانوادگي و معرفي الگوهاي غلط است.‏

* افراد‏، بر اساس منيت و تلقي خودشان و آنگونه که مي‌خواهند رفتار مي‌کنند که باز هم تنش ايجاد مي‌شود. ‏

* افراد‏، تکنيک‌ها و مهارت‌هاي گفتگو و تعامل را نمي‌دانند و آموزش نديده‌اند و اشتباه رفتار مي‌کنند.‏

از ديدگاه اين روانشناس، در بيشتر مواقع افراد از زاويه ديد منيت و تمايل شخصي خود، با مسائل برخورد مي‌کنند و برايشان مهم نيست که مثلا رفتار صحيح با يک خانم، با پدر و مادر، رئيس، همکار يا همسايه چگونه بايد باشد! به قول خودشان هرجور که راحت هستند، رفتار مي‌کنند و البته نمي‌دانند که اين ديدگاه چه قدر به روابطشان با ديگران آسيب مي‌زند.‏

نوشدارو

گويا يک قرار پنهاني و البته هميشگي، در ناخودآگاه جمعي و حافظه تاريخي عده‌اي وجود داردکه مي‌گويد، وقتي امري به حد بحران رسيد و کاسه صبر از سر گذشت، وقت انديشيدن و چاره جويي است. حالا هم طبق همان قرار قبلي و البته نامحسوس، چاره انديشان به فکر هستندکه ريشه اين همه بحران‌هاي رفتاري و بي‌ادبي‌هاي اخلاقي را بيابند و بخشکانند. ‏‏ دکتر بابايي ريشه بسياري از آسيب‌هاي رفتاري امروز را در افراط و تفريط‌هاي بي حد و مرز اين سال‌ها مي‌داند و مي‌گويد: وقتي تريبون‌ها و قلم‌ها و قدم‌ها همه چيز را ميان دو مرز سياه و سفيد تقسيم کنند، ملاک‌ها و الگوها عوض مي شود.

آداب داني و ادب و احترام و آراستگي را نشانه تفاخر و تفرعن کردند و شلختگي فکري و عملي را نشانه تواضع و مردمي بودن ساختند. ديگر بوي خوش عطر، بوي فاصله شد نزد عده اي جوراب پاره، معناي همبستگي و همدلي گرفت. لباس اطو کشيده، نماد رياکاري شد و کارد و چنگال‌هاي روي سفره نيز حذف شد تا لقمه‌هاي نان و انگشتان چرب، نوستالژي غذا خوردن‌هاي سنتي را حفظ کند. شما بگوييدکودکي که اين شلختگي‌ها و شالوده شکني‌ها را ديده است، همان جواني نمي‌شود که جلوي پدر و مادر به راحتي سيگار و قليان مي‌کشد و در اتوبوس‌ها و متروهاي شلوغ، جايش را به هيچ بزرگ‌تر و مسن تري نمي‌دهد و براي هيچ خانم بارداري، صندلي‌اش را خالي نمي‌کند؟ ‏

اين محقق علوم اجتماعي بحث را با گلايه‌مندي از نبود آموزش عمومي و فراگير آداب اجتماعي و کمبود الگوهاي عملي و رفتاري براي کودکان و خانواده‌ها در نشان دادن مصاديق آداب اجتماعي، به پايان مي‌رساند و مي‌گويد: «آداب معاشرت» همان تربيت رفتاري و خانوادگي براي برقراري روابط صحيح اجتماعي است و از سطح خانواده و قبيله تا ملت‌ها و جوامع مختلف گسترده و متنوع است، اما قطعاً اصول مشترک و ثابتي دارد که آموختن آن، لازمه زندگي آرام و تمدن پذيري امروز است.

اين آموزش نيز بايد فراگير و براي تمامي سطوح جامعه باشد و آيا جز رسانه‌هاي عمومي، نهاد ديگري اين توانايي و قابليت را دارد و آيا رسانه‌هاي ما اين رسالت خود را جدي فرض کرده‌اند؟‏يک نگاه سطحي و ساده به اطراف خود بياندازيد تا جاي خالي همه آنچه را که گفتيم، ببينيد!‏

وجيهه تيموري
اطلاعات