اتل‌ متل‌ يه‌ بازي

خانه » اتل‌ متل‌ يه‌ بازي

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

اتل‌ متل‌ يه‌ بازي

اتل‌ متل‌ يه‌ بازي‌

بازي‌اي‌ بچه‌گونه‌

از آقاجون‌ نشسته‌
تا كوچولوي‌ خونه‌
اول‌ عمونشسته‌
بعد زن‌ عموفريده‌
بعد مامان‌ و آقاجون‌
بعد بابا و سعيده‌
مامان‌ بزرگ‌كنارش‌
بعد عمه‌ جون‌ خجسته‌
بعد هم‌ شوهر عمه‌ كه‌
سوخته‌ كنارنشسته‌
همين‌ طوري‌ كه‌ مي‌خوندرسيد به‌ پاي‌ باباش‌
با دست‌ روي‌پاهاش‌ زد
تِقّي‌ صدا داد پاهاش‌
يه‌ دفعه‌ رنگش‌ پريد
پاي‌ بابا روناز كرد
نذاشت‌ كه‌ ورچيده‌ شه‌
پاي‌ اونو دراز كرد
بعد دوباره‌ شروع‌كرد
اتل‌ متل‌ روخوندش‌
با كلّي‌ داد و بيداد
آقا جونم‌سوزوندش‌
دوباره‌ توي‌ بازي‌
قرعه‌ به‌ بابا افتاد
نذاشت‌ بابابسوزه‌
با كلي‌ داد و فرياد
بازي‌ كرد و دوباره‌
به‌ پاي‌ بابارسيد
چشماشو بست‌ و رد شد
انگار پاهارو نديد
مامان‌ جونم‌سوزوندش‌
عمه‌ رو بيرون‌ انداخت‌
با قهر و با جرزني‌
كار عمو رو هم‌ساخت‌
زن‌ عمو هم‌ بيرون‌ رفت‌
مامان‌ بزرگش‌ هم‌ سوخت‌
اون‌ وقت‌بابا رو بوسيد
چشماشو به‌ پاهاش‌ دوخت‌
بعد از خودش‌ شروع‌ كرد
اتل‌متل‌ رو خوندش‌
ولي‌ بازم‌ آخرش‌
بدجوركي‌ جزوندش‌
نمي‌تونست‌بخونه‌
سعيده‌ آچين‌ واچين‌
پاي‌ بابا ورچيده‌اس‌
تو جنگ‌ رفته‌ روي‌مين‌
يكدفعه‌ بغضش‌ گرفت‌
گفت‌ «تو اتل‌ متل‌هام‌بابا ديگه‌ بازي‌نيست‌
تا كه‌ نسوزه‌ بابام‌»پاهاي‌ مصنوعي‌ رو
برد با خودش‌ تواتاق‌
محكم‌ درو بهم‌ زد
چشماشو دوختش‌ به‌ طاق‌
امشب‌ حال‌سعيده‌
خيلي‌ خيلي‌ خرابه‌
بازم‌ با بغض‌ و گريه‌
ميخواد بره‌بخوابه‌
ديگه‌ مي‌خواد وقت‌ خواب‌
سعيده‌ عادت‌ كنه‌
جاي‌ متكّاروي‌ِ
پااستراحت‌ كنه‌
ولي‌ يه‌ روز مي‌فهمه‌
بابا هميشه‌برده‌
پاي‌ بابا تو جبهه‌
شهيد شده‌، نمرده‌

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا