جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
اتحاديه اروپا در ورشكستگي سياسي به سر ميبرد
اييو آبزرور گزارش داد:
اتحاديه اروپا در ورشكستگي سياسي به سر ميبرد
خبرگزاري فارس: يك پايگاه خبري بلژيكي در مقالهاي با عنوان “ورشكستگي سياسي اروپا ” به بررسي اوضاع اين قاره پرداخته است.
به گزارش فارس، پايگاه خبري بلژيكي “اييو آبزرور ” نوشت: مفسران زيادي روي پوشش دادن مشكلات اقتصادي جاري اروپا تمركز ميكنند. گرچه وضعيت مالي به بنبست رسيده اتحاديه اروپا را نميتوان ناديده گرفت، اما بايد به خلأ سياسي – ايدئولوژيكي اتحاديه اروپا نيز توجه كرد.
اين پايگاه خبري با بيان اينكه بحران اروپا، بحران ارزشها است، به نقل از “هلموت اشميت ” صدر اعظم سابق آلمان غربي نوشت: اروپا فاقد رهبري است. او بسيار حق داشت. “آنگلا مركل ” صدر اعظم آلمان بيشتر شبيه شهردار يك شهرك كوچك رفتار ميكند كه كوتهفكري او نميتواند از مرزهاي حوزه انتخابي كوچك او به جاي رهبر يك اروپاي متحد خارج شود.
در ديگر كشورهاي عضو اتحاديه اروپا نيز وضعيت خوبي وجود ندارد، در فرانسه، ساركوزي به وسيله سياستهاي داخلي خود تضعيف شده و سعي در به دست آوردن موقعيتي سياسي با انجام حقه عوامفريبانه اخراج كوليهاي رومانياييتبار بود؛ در ايتاليا، برلوسكوني مدلي براي رهبري ندارد كه ارائه كند (به دلايل زياد).
بحران ايدئولوژي نيز در اتحاديه اروپا مشهود است. پذيرش بيچون و چراي ديدگاه بازار آزاد خارج از قاعده در محافل اتحاديه اروپا، اقتصاد منطقه اروپا (يورو زون) را نابود كرده و ديگر قادر به زنده ماندن نيست. اتحاديه اروپا به يك فضاي سياسي تبديل شد كه ذهنيت بازار آزاد محافظهكارانه به تدريج بدون هيچگونه تامل و بحث قابل ملاحظه، غلبه پيدا كرده است.
پارلمان اروپا كه قرار بود بازوي نمايندگي شهروندان اتحاديه اروپا باشد، به قطب لابيهاي بزرگ صنعتي تبديل شده است. به علاوه، فقط ايدئولوژيكي دموكراسي اجتماعي در كنار ضعف نيروهاي چپگرا براي پاسخ دادن به مشكلات جاري اتحاديه اروپا، افكار عمومي اروپا را از يك راهحل سياسي قابل دوام محروم كرده است.
مشكلات اروپا همچنين ناشي از فقدان ساز و كارهاي كارآمد و سياستهاي قدرتمند است. با اينكه توقع بيشتري از اجراي “پيمان ليسبون ” ميرفت، به نظر ميرسد كه ساختاري قدرتمند از ساز و كار اقتصادي اروپا هنوز وجود ندارد.
اگر رهبران اروپايي تمايل دارند تا كمي از اعتبار از دست رفته خود را به دست آورند بايد با زبان حقيقت صحبت كنند. سياستمداران اروپايي به جاي توضيح مسايل واقعي به افكار عمومي، تمايل دارند تا برخي كشورهاي خاص را بد جلوه دهند تا خطاهاي خود را توجيه و گذشته را پنهان كنند.
فقر معنايي واژه “اروپا ” امروزه در واقع وحشتآور است. در شرايط بحران كنوني، واژه اروپا ممكن است به يك پوسته توخالي معني شود. بدتر از اين همانگونه كه “ليگ فيليپس ” در مجموعه مقالات خود در پايگاه خبري “اييو آبزرور ” نوشته است اتحاديه اروپا ممكن است در اذهان شهروندان خود مترادف رياضت وحشيانه باشد كه به تدريج ممكن است موجوديت خود آنها را تهديد كند.
[ad_2]





