جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
ابن محبوب
موطن: قم
نام پدر : علی
تاريخ وفات: 306قمریزندگینامه ها:
منبع :
نماد ایمان
ابوالحسن ربانی صالح آبادی
هر کس که با مقوله اندیشه و فرهنگ سر و کار دارد و با نگاهی ژرف به تاریخ بشری می نگرد، این حقیقت آفتاب گونه را درمی یابد که اندیشه و اندیشمند، و دانش و دانشمند در میان تمام ملل، با هر عقیده و مرام و مسلکی که باشند، احترام و اهمیت ویژه ای دارند. چه این قشر فرهیخته و خردورز، پایه های خلل ناپذیر استقلال و پیشرفت ملت هایند.
با وجود این، وقتی به آئین آسمانی و جاودانه اسلام نظر می افکنیم، می بینیم اسلام بهترین تجلیل ها و ستایش ها را از علم و علم پژوهان کرده است. پرچمدار این طبقه اندیشمند هم خود قرآن است، به طوری که نام عالم را در کنار نام خدا و فرشتگانش می آورد.(1) باری، این است رمز بر پاکردن یادمانهای اهل دانش.
از جمله اخگران درخشنده آسمان قم، دانشمندی است بزرگ و فرزانه، به نام محمد و کنیه ابوجعفر، او که نام پدرش علی است، به قم و خاندان رفیع و نبیل این شهر که اشعریون باشند، منسوب است؛ لذا او را «اشعری قمی» می خوانند.(2)
طلوع ستارهتاریخ ولادت این محدثان و فقیهان گمنام تاریخ، کمتر به چشم پژوهشگران تراجم می آید، لذا تاریخ تولد آنان بیشتر در هاله ای از ابهام و اجمال قرار می گیرد. بنابراین نمی توان آن چنان که باید در این زمینه اظهار نظر کرد، جز با توسل به یک سری شواهد و قرائن، برای تعیین تاریخ تقریبی از طلوع این ستاره های پرفروغ. بنابراین می توان حدس زد که تولد این بزرگوار، در نیمه اول سده سوم هجری قمری است. یکی از شواهد ما، احمد بن ادریس قمی (ره) است. وی یکی از استادان معروف شیخ کلینی (ره) است و خود نیز در زمره شاگردان محمد بن علی بن محبوب قمی به حساب می آید. وقتی ایشان در سال 306 هجری قمری به جوار رحمت حق پیوسته باشد، طبعاً استادش باید در اواسط سده سوم چشم به جهان گشوده و شبستان زندگی پدر را به قدوم خود رونق و صفا بخشیده باشد.
اساتید
از اخبار و روایات زیادی که این مرد بزرگ از خود به یادگار نهاده، برمی آید که ایشان عاشق علم و دانش به ویژه اخبار و آثار اهل بیت پاک پیامبراکرم (ص) باشد؛ همان طور که در این راه نورانی و مقدس تلاش های بس گسترده و خداپسندانه ای هم داشته است. ایشان محضر استادان بزرگ و زیادی را درک کرده و با کسب فیض از خرمن دانش آنان بهره های فراوانی برده است. آن گونه که آیت اللّه خوئی (ره) در کتاب گران سنگ معجم رجال الحدیث و سایر کتاب های خود نگاشته اند:
«او در حدود 110 استاد روایت و حدیث داشته است.»(3)
در آن روزگاران بسیار سخت که بیشتر مسافرت ها با خطر همراه بوده، این پدیده بسیار شگفت می نماید که چگونه جان تشنه او به کلام اهل بیت (ع) سیراب نمی شد. همیشه در صدد بود از هر کس در هر نقطه ای از مراکز حدیث که بتواند سخنی از امامانش بشنود و آنها را بنویسد؛ تا بنیادهای معرفت دینی و عقیدتی جاودانه ای را برای نسل ها و مؤمنان تاریخ بنا گذارد.
در این مقال، برای آشنایی بیشتر با شخصیت این محدث جلیل، به شرح حال جمعی از اساتید او که معروف و مشهورترند، می پردازیم.
1 – یعقوب بن یزید انباری؛ که محمد بن علی بن محبوب از ایشان 54 حدیث نقل می کند.(4) یعقوب که یکی از اصحاب امام رضا (ع) ، امام جواد (ع) و امام هادی (ع) می باشد، شخصیتی است نامدار و موثق.(5)
او در اواخر عمر خود به بغداد منتقل شد، کشی می گوید:
«یعقوب بن یزید انباری به قمی معروف است، و به گفته حسن بن علی فضال، یعقوب، کاتب ابودُلَف قاسم بوده است.»(6)
نگاهی به شخصیت ابودُلَفدر اینجا بسیار جالب است به مردی اشاره داشته باشیم که یعقوب بن یزید، منشی و کاتب او بوده است.
بسیاری از دانشمندان معروف جهان اسلام از روزگار وی تا کنون از ایشان به نیکی یاد کرده اند؛ به عنوان کسی که با وجود برجستگی های بزرگ در فرهنگ، ادب، سیاست، حکمرانی، شجاعت، احسان و بخشش، به امامان شیعه باور و اعتقادی عمیق داشته است. سخنان این صاحب نظران درباره آن سیاستمدار فرهیخته و مرد فرهنگ، شمشیر و سخاوت، می تواند گامی برای شناخت بهتر و ژرفتر از او باشد.
ابن ندیم می نویسد:
«ابودلف رئیس طائفه و عشیره خود بود و علاوه بر حمکرانی، خود در جَرگه ادیبان و شاعران توانا بود.»(7)
مسعودی می گوید:
«او بزرگِ قبیله خودبود. شاعری توانا و قهرمانی بسیار شجاع، که در سال 226 از دنیا رفت. مردی که با گرایش به تشیع، به علی بن ابیطالب (ع) عشق و محبت می ورزید.»(8)
ذهبی نیز چنین می آورد:
«ابودلف حکمران سرزمین کرج و اطراف آن، انسانی بود شجاع و دلاور، بسیار سخاوتمند و شاعری توانا. در نبرد با بابک خرم دین، فرماندهی سپاه اسلام به دست او بود؛ و باز او بود که آن طائفه را نابود کرد. وی در روزگار معتصم عباسی مدتی حکمران دمشق بود، و در سال 225 از دنیا رفت.(9)
ابن خلکان در وفیات الاعیان، کتاب جهانی و پر آوازه خود چنین می نگارد:
«ابودلف یکی از فرماندهان و سرداران مأمون و معتصم عباسی بود. وی مردی بود بزرگوار، با شخصیت، بخشنده، شجاع و اهل دانش و ادب؛ به گونه ای که فرهیختگان و دانشوران عصر، از خرمن دانش و ادب او بهره می بردند. او چندان سخاوت داشت، که خود بارها مقروض شد. ساختن شهر کرج را پدرش آغاز کرد و ابودلف آن را وسعت بخشید. وی به همراه خاندان و عشیره اش در آنجا ساکن بود.» ابودلف به امامان شیعه به شدت علاقمند بود و می گفت: «هر آنکس که پیرو امامان شیعی نباشد نتوان او را حلال زاده شمرد.»
برای همین وی به سادات و فرزندان پیغمبر (ص) علاقه ویژه ای داشت، به گونه ای که می گویند: در هنگام مرگ، که اندک زمانی حالش بهبود یافته بود، به اطرافیان خود نظر افکند و گفت: «آیا از ارباب نیاز و حاجت، کسی هست که بر در سرای باشد؟»به او گفتند: «آری، ده نفر از سادات و اشراف خراسان حضور دارند. مدتی است که به اینجا آمده اند و منتظرند حال شما خوب شود.» و ایشان با حال نامناسبی که داشت، دستور داد سادات را وارد کنند، وقتی از احوال آنها جویا شد، فهمید که زندگی بر آنان به سختی می گذرد و در تنگنای معیشت قرار دارند. دستور داد، به هر کدام دو کیسه زر بخشیدند که در هر کیسه هزار اشرفی قرار داشت به اضافه مقداری پول برای مخارج راه؛ سپس به آنان فرمود: «این کیسه ها و پولها را به خانواده های خود برسانید.» آنگاه گفت: «من از شما به پاداش این نیکی، می خواهم که هر یک شجره نامه و سلسله نسبتان را از پدر خود تا امیرالمؤمنین (ع) و حضرت فاطمه (س) بنویسید و در پایان گواهی دهید که: «ای پیامبر! ما در تنگی و سختی معاش بودیم، از شهرهای دور نزد ابودلف آمدیم و او به هر یک از ما دو هزار دینار برای خشنودی و طلب شفاعت از تو احسان نمود.» سادات ذریه پیامبر (ص) هم خواسته او را اجابت کرده، نوشته هایشان را به او دادند. آن مرد عاشق اهل بیت (ع) دستور داد، تمام آن نوشته ها و گواهی نامه ها را درون کفنش بگذارند و با او دفن کنند.(10)
علامه سید محسن امین درباره اش چنین می گوید:
«ابودلف، امیری مشهور و معروف به بخشش و شجاعت بود، او اهل شهری بود در نزدیکی همدان، شاعری بود ادیب و جنگجوئی شجاع، او اما با اینکه هنوز جوان می نمود، از طرف هارون الرشید، حکمران منطقه بزرگی از عراق عجم شد، تاریخ عرب همانند این شخصیت فرزانه و شجاع کمتر سراغ دارد. او نمونه و الگوئی از اخلاق و مردانگی است که هم در عرصه دنیا و سیاست به جایگاه رفیعی دست یازید، هم در دین و دیانت.(11)
مرحوم دهخدا نیز در لغتنامه می نویسد:
«او یکی از سرهنگان و امیران مأمون و معتصم و مرجع ادیبان و دانشوران بود. خلیفه او را حکومت کردستان داد و در شهر کرج – کره رود فعلی -، زندگی می کرد.(12)
این که در منابع متعدد گفته می شود او فرمانروای کرج بود، منظور کرج فعلی که در نزدیک تهران است، نیست.
یاقوت حموی می گوید:
«کرج شهری است بین اصفهان و همدان که به همدان نزدیکتر است. ابودلف آنجا را به عنوان شهر بنیاد کرد و آن را وطن خود قرار داد.»(13)
به هر حال آن شهر در عصر روزگار ما، وجود ندارد.(14)
2 – محمد بن الحسین ابی الخطاب، با کنیه ابوجعفر که یکی از نام آورترین چهره های برجسته حدیث و فقه شیعی است. همه گزارش دهندگان تراجم و راویان، او را به بهترین وجه ستوده اند. وی از یاران سترگ امام رضا (ع) ، امام جواد (ع) و امام عسکری (ع) می باشد.
مرغ جان ایشان در سال 262 ه . ق به شاخسار ابدیت پرواز کرد. محمد بن علی بن محبوب از این استاد فرزانه 210 روایت نقل می کند.(15)
3 – عباس بن معروف قمی؛ این بزرگ مرد هم از خاندان رفیع اشعری بوده و محدثی است برجسته. ایشان که بسیار هم معروف می باشد، از یاران موثق و بزرگوار امام رضا (ع) و امام هادی (ع) است. اکثر قریب به اتفاق گزارش دهندگان شرح حال محدثان شیعه، او را ستوده و به شخصیتش ارج می نهند. ابن محبوب 84 روایت از او به یادگار حدیث می کند.(16)
4 – احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی؛ این شخصیت بلند مرتبه شیعی، در قله کمال و دانش و فضل قرار دارد. جمیع مورخان او را ستوده اند و بدو توجه ویژه ای دارند. ایشان ضمن اینکه فقیه دین شناس و محدثی جامع بود، ریاست شهر قم را هم، بر عهده داشت و به اصطلاح، سیاستمدار بود. ابن محبوب از این استاد علم در حدیث شیعه، 140 روایت می آورد.(17)
5 – حسن بن محبوب سرّاد؛ او بزرگ ترین و معروف ترین روایتگر آثار و اخبار اهل بیت (ع) است. اگر کسی کتاب های چهارگانه و معروف شیعه را مورد عنایت قرار دهد، نام مبارک و شریف حسن بن محبوب را به همراه استادِ بزرگ او، علی بن رثاب، بسیار می بیند. او محدثی است که توانسته قله رفیع روایات اهل بیت (ع) را بپیماید، و به سرچشمه فقه و حدیث شیعه دست یابد. تمام مورخین او را به زیباترین قلم و محکم ترین بیان ستایش کرده اند و ایشان را از یاران موثّق و مبرّز امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) بر شمرده اند. وی از 60 نفر از یاران امام صادق (ع) روایت نقل می کند. او یکی از افراد گروه اصحاب اجماع – که مورد اعتماد و توجه ویژه فقیهان و عالمان شیعه هستند.- می باشد.
درباره حسن بن محبوب می نویسند که جناب پدربزرگوارش محبوب، در مقابل هر یک حدیثی که حسن از علی بن رثاب روایت می کرد، به او یک درهم نقره صله می داد. حسن بن محبوب در سال 224 ه . ق جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح مقدسش به ملکوت اعلی پیوست.(18)
6 – علی بن یسندی قمی؛ او هم یکی از استادان ابن محبوب است که عالمان رجال از او به نیکی یاد کرده و به او اعتماد دارند. او نیز در زمره روایتگرانی است که روایات زیادی را از امامان اهل بیت (ع) نقل کرده اند. جناب ابن محبوب از این مرد بزرگوار 57 روایت از خود به یادگار گذاشته است.(19)
شاگردان
با شناخت اساتید ابن محبوب، پرده ای از شخصیت نهفته اش کنار می رود، چهره او آشکارتر می شود. از این رو – با توجه به آنچه نگاشتیم. – جمعی از نخبگان و عالمان شیعه هم در محضر این استاد حدیث، زانوی شاگردی به زمین زدند، و او با انتقال آنچه از روایات و آثار نورانی اهل بیت پیغمبر (ص) که فرا گرفته بود، امانت های گرانبهائی را که از سلف صالح به او رسیده بود؛ با کمال دقت و توجه به آیندگان سپرد. در این نوشتار به ذکر سه تن از شاگردان به نام ابن محبوب بسنده می کنیم:
1 – محمد بن یحیی عطار قمی؛ با کنیه ابوجعفر که به خاندان محدث و عالم پرور اشعری منسوب است، شخصیتی است معزّز و معظّم و مورد عنایت رجال شناسان. وی استاد مرحوم کلینی بود. محدثی است با روایات متعدّد، بزرگِ دانشمندان شیعه قم و صاحب تألیفات متعدّد.(20)
2 – احمد بن ادریس؛ کنیه اش ابوعلی است، منسوب به اشعری و معروف به «قمی». او هم استاد مرحوم کلینی بوده، و یکی از کم نظیرترین دانشمندان بزرگ شیعه است. او در فضل، علم، فقه، حدیث و اعتقاد، در موقعیت والایی قرار داشت، تمام تراجم نویسان از این محدث گرانقدر با تجلیل و تعظیم یادکرده اند.
نجاشی می گوید:
«او فقیهی موثق، دارای روایات صحیح و کثیر الروایه است.»(21)
و بیشتر روایات محمد بن علی بن محبوب به وسیله این شاگرد برجسته اش به دانشمندان بعد از ایشان منتقل گشته است.
شیخ در رجال، در دو جا از او یاد می کند: در یک مورد، او را در یاران امام عسکری (ع) آورده است و می گوید: «با آن امام (ع) ملاقات کرد، ولی روایتی از ایشان ندارد.»(22) و در جای دیگر چنین می نگارد: «احمد بن ادریس اشعری قمی یکی از فرماندهان بود.»(23) ولی مشخص نیست در کجا وی چنین منسبی را داشته است؟
او بعد از عمری با برکت، که بیشتر آن را در راه ترویج و گسترش آثار و اخبار امامان معصوم (ع) صرف کرد، در سفر بازگشت از مکه در نزدیکی شهر کوفه کبوتر روحش از قفس تنگ دنیا آزاد گشت و به ملأ اعلی پیوست.(24) روحش شاد.
3 – علی بن الحسین بن بابویه (ره) ،(25) جناب علی بن الحسین (ره) پدربزرگوار شیخ صدوق (ره) است. نام شریف این پدر و فرزند، چونان دو ستاره تابناک و پرفروغ، بر تارک آسمان علم و تقوا و حدیث، تا قیام قیامت خواهد درخشید.
بهترین و زیباترین ترسیم از چهره این فرزانه شیعه، سخن بلند رجالی بزرگ نجاشی است. او درباره علی بن الحسین بن بابویه چنین داد سخن می دهد:
«او اهل قم و کنیه اش ابوالحسن بود؛ از دانشمندان قم و برجسته ترین آنها است. انسانی فقیه، عالم، موثق و نامور. ایشان به عراق رفت و با ملاقات نائب خاص امام عصر (ع) ، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (ره) یک سلسله مسائل شرعی از او سؤال کرد و سپس از قم نامه ای به جناب حسین بن روح نوشت تا آن را به حضرت ولی عصر (ع) برساند. در آن نامه از امام (ع) خواسته بود تا حضرت (ع) دعا فرمایند، خداوند به او فرزندانی عطا کند. امام (ع) نیز در جواب نوشتند: «ما از خداوند تبارک و تعالی خواستیم و در پیشگاه او دعا کردیم، خداوند به زودی دو فرزند پسر، که فرزندان خوبی و نیکی هم خواهند بود، به شما عطا می کند.» و همین طور شد. یکی از آن دو فرزند، جناب شیخ صدوق (ره) بود که می گویند بارها چنین افتخار می کرد: «من به دعای امام زمان (ع) به دنیا آمدم.» و دیگر برادر بزرگوارش حسین (ره) بود.(26)
شیخ طوسی (ره) آورده است که: ابن سوره قمی می گوید:
«هر زمان ابوجعفر، شیخ صدوق و برادرش ابوعبداللّه، اخبار و روایات اهل بیت (ع) را نقل می کردند، مردم از این همه حافظه تعجب کرده و می گفتند: «این مقام و شأن شما برای این است که به دعای حضرت امام عصر(عج) به دنیا آمدید.»؛ این سخن در میان مردم قم مشهور است.»(27)
صحابی امامآن گونه که از کلام و سخن بزرگان تراجم به دست می آید، محمد بن علی بن محبوب قمی را در شمار یاران معصومین (ع) ذکر نکرده اند، اگر چه به ظاهر روزگار حیات امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) را درک نموده است، بر این اساس شیخ طوسی او را در گروه محدثان و دانشمندانی آورده است که از امام (ع) روایت نقل نکرده اند.(28) امّا محقق توانا، حضرت آیت اللّه خوئی (ره) در کتاب رجال خود آورده است:
«این محدث بزرگ از فقیه (ع) روایت و حدیث می کند.»(29)
همانا بر اهل فضل و دانشوران محقق پوشیده نیست که واژه «فقیه» در روایات معمولاً و بیشتر به حضرت کاظم (ع) گفته می شود، همانند العالم؛ ولی از آنجایی که فاصله زمانی بین امام موسی بن جعفر (ع) و این محدث شیعی بسیار زیاد است، تقریباً محال می نماید که او بتواند بدون واسطه از آن امام همام روایت نقل کند؛ ولی اگر مقصود از فقیه، امام هادی (ع) و یا امام عسکری (ع) باشد، دور از حقیقت نتواند بود؛ چون همان گونه که گفته شد، اگر چه بیشتر به حضرت کاظم (ع) فقیه می گویند، اما در عرف روایات برای حضرت هادی (ع) و امام عسکری (ع) هم واژه فقیه در قالب «سألت عن الفقیه (ع) » یا «کتب الی الفقیه (ع) » بکار رفته است.
ابن شهر آشوب، صاحب المناقب نیز همان سخن را چنین می نگارد:
«از جلمه لقب های امام هادی (ع) نجیب، مرتضی و فقیه عسکری است و به حضرت (ع) می گویند: «الفقیه العسکری.»(30)
کلام آیت اللّه العظمی خوئی (ره) رسای این معنا نیست که ایشان از یاران و اصحاب امام (ع) باشد؛ بلکه فقط تا این حد می رساند که او از حضرت امام (ع) روایت نقل کرده است؛ البته احتمال دارد از محضر امام هم بهره برده، و یا آنکه نقل روایات وی از امام (ع) به صورت مکاتبه و نامه نگاری – که در آن روزگار مرسوم و رائج بود. – بوده است.
سیمای ابن محبوب از منظر دانشمنداناکثر تراجم نویسان از این محدث به نیکی ستوده اند و او را به شمار فقیهان و محدثان درجه اول شیعه آورده اند. نجاشی، رجال شناس نامی شیعه، می گوید:
«محمد بن علی بن محبوب، در عصر خود بزرگ قمیّین بود و مردی بود مورد اطمینان، بصیر، فقیه در دین و دارای اعتقادات صحیح.»(31)
این عالی ترین و زیباترین، ستایشی است که در شأن و منزلت قامت بلند و رسای فقه و حدیث شیعه، گفته شده؛ و اصل و اساس گفته ها و نظرات تمام تراجم نویسان همانند علامه حلّی، علامه ممقانی و علامه خوئی و دیگران از همین کلام نجاشی، شکل گرفته است.
گرایش روائینکته دیگری که درباره این روایتگر اخبار و روایات شیعه، قابل ذکر است، آنکه او یک فقیه دین شناس بود. لذا روایاتش بیشتر صبغه فقهی دارد و در تمام ابواب فقه از این بزرگ مرد روایت نقل می کنند. مرحوم آقای خوئی در پایان ج 17 از کتاب معجم الرجال خود، همه روایات و اخبار او را در تمامی ابواب فقه، از کتاب های چهارگانه شیعه در چند صفحه نقل می کند.(32) مطلب مذکور از بررسی آن روایات به دست آمده است. به طور کلی روایاتی که از ایشان منقول است، درمباحث مربوط به فقه عملی، و روش و رفتار یک مسلمان در زندگانی فردی خلاصه می شود.
تألیف
این محدث جلیل، در حوزه اعتقاد به ولایت امامان شیعه از جایگاه بس رفیع و بلندی برخوردار است. روایات زیادی که از او به عنوان یک میراث فرهنگی گرانبها به دست ما رسیده، گویای این حقیقت انکارناپذیر است. محقق توانا، آقای خوئی (ره) می گوید:
«محمد بن علی بن محبوب قمی 1118 روایت نقل کرده است.»
سپس ایشان تمام آنها را همراه با آدرس در کتاب خود می آورد.(33)
این مرد حقیقت طلب و عاشق آثار اهل بیت (ع) ، کتاب های زیادی تألیف کرده از جمله: کتاب النوادر؛ جنائز؛ زکوة؛ صوم؛ حج؛ نکاح؛ رضاع؛ طلاق؛ دیات؛ ثواب؛ ضیاء و نور؛ زمرد؛ زبرجد؛ و تولد.(34)
ابن ادریس حلی، فقیه بزرگ شیعه، در کتاب سرائر می گوید:
«یکی از کتابهائی که این احادیث را از آن نقل می کنیم، کتاب نوادر مصنّفین تألیف و تصنیف محمد بن علی بن محبوب اشعری جوهری قمی است. این کتاب به دست خط شیخ طوسی به دست من رسیده است، من این اخبار را از این کتاب نقل می کنم.»(35)
گلچینی از اخبار کتاب النوادر
[ad_2]




