در قرآن طبق آیه ی24 سوره ی نساء دستور داده شده که متعه(ازدواج موقت)آزاد است و لي عمر آن را حرام اعلام کرد. وامروزه اهل سنت مدعي اين هستند كه متعه در زمان حيات رسول اكرم(ص) از سوي ايشان حرام گرديده در حالي كه اگر اين امر درزمان خود رسول الله واقع شده پس چه نيازي بود كه دوباره بعد از گذشت چندين سال پس از رحلت پيامبر اين قضيه از طرف عمر ممنوع شود ثانياْ این موضوع در کتب اهل سنت نیز درج شده است كه متعه را عمر خود سرانه حرام اعلام كرده و اينگونه در مقابل فرمان خداوند ايستاده و حلال خدا را حرام كرده است. منابع آن به شرح زیر است:

الف- از ابی رجاء نقل شده که می‌گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شده و رسول خدا ما را به انجام آن امر فرمود و آیه‌ای که آن را نهی و نسخ نموده باشد نیز نازل نشده است و بعداً مردی برای خودش گفت آنچه می‌خواست.

ب- در زمان رسول خدا (ص) ما متمتع می‌شدیم و مردی هر آنچه می‌خواست برای خودش گفت

ج- از جابر بن عبد الله نقل شده است؛ ما در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و ابوبکر با یک مشت خرما متعه می‌نمودیم، تا آنکه عمر آنرا نهی کرد.

د- از عروة بن زبیر نقل است، که خوله دختر حکیم وارد بر عمر شده وگفت: ربیع بن امیه زنی را متعه نمود و آن زن آبستن شد. پس عمر بیرون رفت در حالی که عبایش را از ناراحتی می‌کشید گفت؛ این متعه است، اگر من جلوتر دربارة آن رأی داده بودم، هر آینه او را سنگسار می‌کردم.

و- از حکم پرسیدند آیا آیة متعة نساء منسوخه است؟ گفت: خیر. و علی(ع) فرمود: اگر عمر نهی از متعه نکرده بود، کسی زنا نمی‌کرد مگر شقی و جنایتکار.

ش- از ابی‌جریج نقل است که ابن عباس می‌گفت؛ خداوند بر عمر رحم کند، متعه نبود مگر رحمتی از خدا که به سنّت آن بر امت محمّد(ص) ترحم کرده بود و اگر عمر آنرا نهی نمی‌کرد، کسی محتاج به زنا نمی‌شد مگر اندکی از مردم پست وبدبخت.

ک- از ابی سعید خدری و جابر بن عبد الله انصاری نقل شده است، ما تا نیمی از خلافت عمر، متعه می‌نمودیم تا آنکه عمر مردم را از آن کار منع کرد.

هـ- ابی رشد می‌گوید: ما در زمان رسول خدا (ص) و ابوبکر و نیمی از خلافت عمر متعه می‌نمودم سپس عمر مردم را از آن نهی کرد.

1- صحیح مسلم، جلد اول، ص 474 ، و قرطبی، جلد دوم، ص 365.

2 صحیح بخاری، جلد سوم، ص 151.

3 صحیح مسلم، جلد اول، ص 395، تیسیر الوصول ابن ربیع، جلد چهارم، ص262، فتح الباری ابن حجر، جلد 9، ص 141

4- مالک در موطا، جلد 2، ص 30، شافعی در کتاب ام، جلد7، ص 219، بیهقی در سنن الکبری، ج 7، ص 206.

5- تفسیر طبری، ج 5، ص 9، تفسیر ثعلبی، تفسیر رازی، جلد 3، ص 200، تفسیر ابی حیان، ج 3، ص 218، تفسیر نیشابوری الدر منثور، ج 2، ص 140.

6- احکام القرآن جصاص، ج 2، ص 179، بدایه المجتهد ابن رشد، ج 2، ص 58، النهایه ابن اثیر، ج 2، ص 249، تاج العروس، ج 10، ص 200.

7- عمدة القاری، ج 8 ، ص 310.

8- بدایه المجتهد، ج 3 ، ص 58.

9- البیان والتبیین جاحظ، جلد 2، ص 223، احکام القرآن جصاص، جلد 1، ص 342 و ص 345، وجلد 2، ص 714، تفسیر قرطبی، جلد 2، ص 370، ضوء الشمس، جلد2، ص 94، ابی صالح وطحاوی، ص 294.